اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

نقد تقلید کورکورانه در فهم حقایق و معارف دینی

14٬233
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «جنس» و «فصل» در فلسفه می‌پردازند و با نقد نگاه‌های سطحی، بر این نکته تأکید می‌کنند که جنس، ماهیتی مبهم و ذهنی است که در خارج، تنها در ضمنِ تعیّنِ فصل و فردِ خاص ظهور می‌یابد. ایشان با پیوند زدن این بحث فنی به مسائل تربیتی و اجتماعی، ریشه بسیاری از انحرافات فکری و دینی را در «تقلید کورکورانه» از گذشتگان و سلیقه‌های شخصی می‌دانند. استاد با استناد به آیات قرآن و سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام، مخاطب را به خروج از حصار تقلید و مراجعه مستقیم به منابع اصیل وحیانی دعوت می‌کنند. در نهایت، این بحث به این نتیجه می‌رسد که برای فهم حقایق هستی، باید از پیش‌داوری‌ها و تعصبات دست کشید و با عقل و بصیرت، به سراغ واقعیت‌های خارجی و کلام معصوم رفت تا جایگاه حقیقی هر مطلب در نظام هستی روشن شود.

ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «جنس» و «فصل» در فلسفه می‌پردازند و با نقد نگاه‌های سطحی، بر این نکته تأکید می‌کنند که جنس، ماهیتی مبهم و ذهنی است که در خارج، تنها در ضمنِ تعیّنِ فصل و فردِ خاص ظهور می‌یابد. ایشان با پیوند زدن این بحث فنی به مسائل تربیتی و اجتماعی، ریشه بسیاری از انحرافات فکری و دینی را در «تقلید کورکورانه» از گذشتگان و سلیقه‌های شخصی می‌دانند. استاد با استناد به آیات قرآن و سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام، مخاطب را به خروج از حصار تقلید و مراجعه مستقیم به منابع اصیل وحیانی دعوت می‌کنند. در نهایت، این بحث به این نتیجه می‌رسد که برای فهم حقایق هستی، باید از پیش‌داوری‌ها و تعصبات دست کشید و با عقل و بصیرت، به سراغ واقعیت‌های خارجی و کلام معصوم رفت تا جایگاه حقیقی هر مطلب در نظام هستی روشن شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

10
  • لزوم بررسی حوادث با عقل و فهم بدون تقلید کورکورانه

  • نکته‌اى که در اینجاست و این قضیه خیلى براى ما موجب دقت است این است که هیچ‌گاه به یک واقعه و به یک حادثه از دیدگاه یک فردى که عقل و فهم و احساس خود را کنار گذاشته و صرفاً در این گزینش و در این انتخاب، عقل و فهم و احساس دیگران را جایگزین کرده و با این جایگزینى دارد به مسئله و واقعه نگاه مى‌کند، نگاه نکنیم.

  • من از سابق این‌طور نبودم، از الطاف خداوند به من این بود که من در این فضاها هیچ‌وقت نبودم. حتى از افرادى که انحرافات اعتقادى داشتند مطالبی مى‌شنیدم [دقت می‌کردم] حتى اگر مرحوم پدر ما ـ رضوان الله تعالی علیه ـ وقتی مطالبِ انتقادى می‌گفتند خودم مى‌خواستم ببینم مثلاً نکته و مسئله چیست. یا محدودۀ انتقاد چیست؛ آیا صددرصد قضیه است یا سى‌درصد یا چهل‌درصد است. همیشه دنبال این بودم که خودم به مطلب برسم و با یک پیش‌داورى نرسم و چه‌بسا متوجه مى‌شدم که مسئله این‌طور نیست یعنی این نویسنده اصلاً در مقام بیان این مطلب نبوده است یا مسئله‌اش قابل توجیه است. نه به این کیفیتى که مطالب بیان و نقل شده است! امروزه مى‌بینیم که اصلاً دنیا طور دیگر است افراد یک قسم دیگر هستند و مسائل یک طور دیگر است. شخص آمده راجع به فلسفه و وحدت وجود و موجود دارد حرف مى‌زند اصلاً نمى‌داند وحدت را به «ح» حوله مى‌نویسند یا «ه» هویج! بعد هم می‌گوید که فلانى این است و فلانى آن است و شروع مى‌کند هزارتا بد و بیراه به این و آن گفتن! اگر از او بپرسى یک کلمه نمى‌تواند جواب بدهد.

  • همین دیگران این‌طور گفته‌اند، ما هم بگوییم! هیچ فرقى بین تو و بقیه نیست فقط عمامه سرت گذاشتى! عمامه را بردار، بین این و آن چه تفاوتى هست؟! خدا مرحوم آقا سید مهدى روحانى را رحمت کند، آدم منصفى بود. اهل فلسفه نبود ولى آدم فاضلى بود. یک روز پدر ما قم آمده بود و ایشان آمد براى دیدن پدر ما و من هم در آنجا بودم. رو کرد به مرحوم پدر ما و گفت که این مسئلۀ وحدت وجودى که مى‌گویند این قضیه چیست؟ این را براى ما توضیح بدهید که ما بفهمیم این چیست. تقریباً نیم‌ساعتى بیشتر ـ بعد دیگر البته من در وسط صحبت رفتم دوباره آمدم ـ مرحوم پدر ما این قضیه را توضیح دادند که مسئلۀ وحدت وجود این است؛ مشترکاتى داریم و متمایزاتى داریم و اصل حقیقت همۀ اشیاء به آن جنبۀ وجودى برمى‌گردد و ماهیات همه حدود آن جنبۀ وجودى هستند. خلاصه راجع به این قضیه مقدارى صحبت کردند و بعد وقتى مسئله را تمام کردند [مرحوم آقا سید مهدى روحانى] گفت: اینکه چیزى بدى نیست که ما دیده بودیم.

/ 260