
جلسه ۶۶۵
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: 13/10/1430
جلسه ۶۶۵
13یك وقتی با مرحوم آقا یك جایی بودیم، یك مجلسی بودیم ما دیدیم اقا یك چیزی می گوید، طرف دارد یك چیز دیگری جواب می دهد، حالا آن آقا از زوره افرادی است كه نامه نانوشته میخواند؟ آن حرف گفته آقا را نمیفهمد، ببینید تفاوت از كجا تا كجا، آن وقت كه من از آن جا بیرون آمدم من میخواستم سرم را به دیوار بزنم از این رد و بدلهایی كه ما در این مجلس دیدیم و شنیدیم مرحوم آقا گفتند: خوب نظرت راجع به این مجلس چه بود؟ ما هم نظرمان را دادیم، یك اخمیكردند، خوب حالا غیر از این، حالا صرف نظر از آن هر چی شما میفرمایید، اگر از من نظر خواهی میكنید، این است، اگر می فرمایید دهانمان را ببنیدیم هر چی شما بفرمایید؟ آقا یك حرف دیگر دارند میزنند، ایشان یك چیز دیگر جواب می دهد، خوب حالا نباید این قضیه روشن بشود تا اینكه من كه به عنوان یك فرد بی طرف، یك فرد ناظر، یك فرد راعی نسبت به این مسئله هستم من بفهمم خلاصه چه كنم؟ من چه تصویری از راه در ذهن خودم ایجاد كنم؟ من چه حركتی ایجاد كنم؟ من به افراد چقدر بهاء بدهم؟ آیا بهایی كه به افراد داده میشود بهاء بهای مطلق باید باشد، مطلق باید باشد، مطلق گرا باید باشیم، قضیه این طور است؟ همان بهایی كه در اطاعت به امیرالمومنین داده میشود و همان بهایی كه به امام حسن داده میشود و همان بهایی كه به امام حسین داده میشود، همان بهاء به زید بن ارقم داده شود، قضیه این است؟ این اطلاق باید باشد؟ این را كه بنده با چشم خودم دیدم بابا، این كه من دیدم دیگر رجما بالغیب نیست.
مرحوم آقا یك چیزی می گویند این چیز دیگر می گوید، اینها چیزهایی است كه خدا برای انسان پیش میآورد تا اینكه انسان متوجه راه و مسیرش بشود.
