
جلسه ۶۶۷
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: 16/10/1430
جلسه ۶۶۷
13تلمیذ:
استاد: چرا
تلمیذ:
استاد: الان خیال میكنم اگر باشد منتهی برای فردا
تلمیذ:
استاد: بله بله بله
تلمیذ:
استاد: این روایت احسن اخفات داریم چطور شما نیاوردید؟
تلمیذ:
استاد: بله خوب مختار داریم روایت دیگری هم احسن از اخفاء این هم داریم میخواهید حالا من نگاه میكنم بله من هم دارم روایت نه كراهت دارد نه اینكه كراهت است احسن اخفات است البته این منافاتی ندارد میگوید ان شاء لمیجهر ولی احسن اخفات است در صلای اخفاتیه و جهر است در صلای جهریه در مورد اذكار ركوع و سجود تشهد را هنوز
تلمیذ: در تشهد میگوید امام جماعت صدایش را برساند
استاد: ببینید در این جا دارد كه یستحب للامام الجهر به ولی ندارد در صلاة اخفاتیه و ینبغی للامام ان یسمع من خلفه التشهد خوب این مربوط به صلای جهریه است اخفاتیه ندارد.
تلمیذ:
استاد: خوب این ان شاء دلالت بر اباحه میكند دلالت بر افضلیت نمیكند افضلیتش در اخفاء است.
تلمیذ:
استاد: نه
تلیمذ:
استاد: اگر گفتم اشتباه است حتما
تلمیذ:
استاد: نه باید را نگفته پس اگر این طوراست اصلاح كنیم نخیر بنده عرض كردم كه اگر باید است در صلای جهریه در آن جا حكم به اخفات است، حكم به اخفات به تناسب نه اینكه به عنوان اینكه صلوه كراهت دارد نه آن نیست به عنوان افضلیت و ارجحیت است من این را گفتم كه بخاطر رادیو و تلویزیون و اینها انسان آن چه را كه در شرع تشریع شده كنار نمیگذارد در صلوی اخفاتیه اخفات تشریع شده متناسب با خود صلوی و رجحان با او است انسان نمیآید آن را بخاطر چیزی كنار بگذارد، چون دارند از او عكس میگیرند صدایش بخواهد بلند كند!، اگر از شما فیلم نمیگرفتند و شما با این جماعت نماز میخواندی تشهدت را بقیه میشندیدند؟ یا ساكت بودید؟ چون دارند از تو فیلم میگیرند لذا تشهد را بلند میخوانی، سجدهات را بلند میخوانی!!. این منظور من است
تلمیذ: پس حمل بر كراهت است
استاد: نه كراهت هم نمیتوانیم بگوییم رجحان، رجحان دارد كراهت نیست همان ان شاء هست اگر بخواهد ولی در كراهت آن لحاظ مبغوضیت است همیشه در كراهت این طوری نیست كه در مقابل مستحب باشد كراهت برای خودش حكم استقلالی است، ممكن است یك شیء مستحب باشد ولی مخالفش مباح باشد، در شب فرض بكنید كه آب را ایستاده خوردن مكروه است ولی دلیل نیست كه نشسته خوردنش مستحب است، مباح است یعنی امری مباح انجام دادید ثواب مینویسند در استحباب اگر مستحب است گاهی اوقات استحباب به معنای مختار است، به معنای مختار نه به معنای امری كه در او یك ثوابی اضافة بر آن جهت نفسی آن شیء لحاظ شده وقتی كه میگویند كه در این جا به معنای تقریبا رفع الحضر است در امر بعد النهی دلالت بر رفع حضر میكند وقتی كه میگویند در شب مستحب است نشسته آب را بخوری نه اینكه بر نشسته خوردن ثواب بگیرند یعنی وقتی كه ایستادن كراهت دارد پس ضدش و مقابلش در كیفیت شرب آنی كه مختار است نشسته است ثواب هم به تو نمیدهند نشسته بخور استحباب این است در بعضی موارد استحباب به معنای فضیلت زاید است، یعنی رجحان احد الطرفین است به رضایت مولا آن فرق میكند با این در نماز در قرائت تشهد و امثال ذلك در صلاه جهریه قرائت به جهر مستحب است و در عین حال كه قرائت به اخفات مكروه نیست، مكروه یعنی چه؟ یعنی مباح است در اینجا شما میتوانید اینها را آهسته بخوانید مستحب در مقابلش كراهت است، در صلاه اخفاتیه قرائت اخفات مستحب است یعنی مستحب است انسان همراه با او اینها را هم آهسته بگوید مقابلش چیه مباح است، مباح نه معنای مكروه
