
جلسه ۶۶۸
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة بحث پیرامون کیفیت فنای ذاتی در عین بقاء عین ثابت. مگر ممکن است عین ثابت مضمحل بشود ولی بدن باقی باشد و ارتباط آن نفس و روح باقی باشد؟ 17/10/1430
جلسه ۶۶۸
11زیرا تفضل و ترجیح معلول بر علت محال و ممتنع است باید علت تغییر كند تا اینكه معلول او هم تغییر پیدا كند، یک شخص فاسقی که میخواهد شخص صالحی بشود، این شخص برای رسیدن به مقام صلاحیت باید تغییر ذاتی در او پیدا بشود و این تغییر ذاتی موجب تغییر عرضی خواهد شد. تا ذات او تغییر پیدا نكند فكر او تغییر پیدا نخواهد كرد، عواطف او تغییر پیدا نخواهد كرد، تصرفات او تغییر پیدا نخواهد كرد و آن چه را كه در خارج مشاهده میشود تغییر پیدا نخواهد كرد. تغییر، تغییر عرضی نیست. این اشكالی است كه در این جا ممكن است نسبت به افرادی كه نسبت به مبانی فناءِ فعل و فناءِ صفت و فناءِ اسماء بدون توجه به فناء ذاتی این مسئله را مطرح میكنند. فناء صفاتی كی برای انسان پیدا میشود؟ در وقتی كه فناء اسمائی پیدا شده، فناء اسمائی كی برای انسان پیدا میشود؟ در وقتی كه فناء ذاتی پیدا شده است. منتهی مرتبة فناء ذاتی چون بسیار مرتبة رقیق و دقیق و عمیقی است. این بالكلیه ممكن است كه حاصل نشود و بخشی از آن مسئلة تجرد ذات برای انسان موجب تجرد در صفات شده باشد كه فنای صفات به واسطة یك تلنگری است كه به ذات خورده، به همان عینیت و به عین ثابت خورده است. و این تلنگر وقتی شدید میشود تبدیل به فناء اسمائی خواهد شد كه فناء اسمی باز به واسطة تلنگر ذات است. ولی در اینجا محال است ذات به حال خودش باقی مانده باشد و مستحیل و ممتنع است كه حقایقی كه بر انسان كشف بشود فقط صرف یك سری مشاهدات باشد بدون اینكه در خود ذات انسان هیچ تغییر و تحولی پیدا نشود.
مسئله، مسئلة عروض عوارض كه نیست، مسئله مسئلة مقام كشف است و در مقام كشف باید خود ذات و جوهرةانسان حركت كند و تغییر كند.
