
جلسه ۶۶۸
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة بحث پیرامون کیفیت فنای ذاتی در عین بقاء عین ثابت. مگر ممکن است عین ثابت مضمحل بشود ولی بدن باقی باشد و ارتباط آن نفس و روح باقی باشد؟ 17/10/1430
جلسه ۶۶۸
13چندی پیش بود میگویند یكی از همین شهدا، یكی از همین جوانهایی كه شهید شده بودند در حدود خیلی وقت پیش، اینها آمدند زمین را باز كردند به این جنازة شهید برخورد كردند دیدند انگار همین الان شهید شده است. بنده خودم عكس را دیدم، واقعا چه نورانی بود خیلی خیلی عجیب بود! نورش خیلی زیاد بود! انگار همین یك ساعت پیش این جوان شهید شده بود. واقعا چه جوانهایی را ما از دست دادیم مثل گل واقعا مثل گل! اگر اینها بودند چه میشد واقعا چه میشد؟ چه جوانهایی! اینها خیلی جاهایشان خوب است. البته اینهایی كه قصد قربت داشتند و به خاطر خدا بوده است.
من از مرحوم آقا نسبت به اینها خیلی مطالبی شنیدم، خیلی مطالب بالایی شنیدم خیلی بالایی شنیدم، البته خوب همه نه، دواعی فرق میكند، یعنی واقعا اینهایی كه قصدشان خالص و قربت و صاف و با نیات صاف بودند خوش به حالشان! این بدن اصلًا انگار بیست سال یا چقدر؟ بیش از بیست سال است كه میگویند همین طور بوده و انگار نه انگار كه دو دقیقه پیش كه به شهادت رسیده و خوب اینها هم مورد عنایت خاص هستند دیگر مورد عنایت و لطف خاص خدا هستند، صد هزار سال هم بماند این همین است این به اصطلاح تفاوتی نمیكند. ولی نه حالا فرض كنید افراد عادی كه اینها را دفن میكنند الان به بدن این فرد نمی گویند تراب، شما وقتی جنازه را دفن میكنید آن تسمیه فعلیه آنها تراب است؟ حجر است؟ یا نه، جسم است و اگر چاقو بزنی خونی كه باقی مانده در میآید شما هر چه به خاك چاقو بزنید كه خونی از او در نمیآید خاك، خاك است و ماهیتش ماهیت خاك است، ولی وقتی كه این را در خاك میگذاری استحاله و حركت جوهری شروع میشود به سمت ترابیت، همین طور یواش یواش ذره ذره ثانیه ثانیه لحظه لحظه این خاك میآید و شروع میكند این بدن را به استحاله كردن و خصوصیات بدن را گرفتن و خصوصیات خود را جایگزین كردن، كم كم این استحاله پیدا میشود تا وقتی كه شما بعد از بیست سال یا بیشتر یكدفعه قبر را باز كنی اصلا بدن نمیبیند و دیگر بدن وجود ندارد.
