اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت

تحلیل نسبت اراده و عزم در تحقق حقایق خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی و منطقی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه تشخص در موجودات آغاز شده و به این نکته اشاره می‌شود که هر موجودی برای خروج از ابهام، نیازمند صورت و تشخص است. در ادامه، استاد با عبور از مباحث انتزاعی، به پیوند میان اراده و تحقق حقایق خارجی می‌پردازند و با استناد به آیات شریفه، نقش عزم و اراده در تصرفات نفسانی انبیا و اولیا را تشریح می‌کنند. در این مسیر، تفاوت نگاه‌های عادی با نگاه‌های تصرفی اولیا تبیین شده و این حقیقت مطرح می‌شود که اراده فاعل، در طول اراده پروردگار، عامل اصلی تحقق امور در عالم خارج است. در نهایت، بحث به تبیین جایگاه ماده و صورت در علوم تجربی و محدودیت‌های آن در شناخت حقیقتِ هستی ختم می‌شود تا مخاطب دریابد که شناخت کنه اشیا فراتر از ابزارهای مادی است.

تبیین کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت

6
  • تلمیذ: در بحث نظر که شما فرمودید داریم که مرحوم آقاى انصارى با نگاه تصرف مى‌کردند، این نگاه چه دخلى داشته است؟! شما مى‌فرمایید: نگاه تصرف در نفس است. نگاه و نظر اصلاً در آن دخالت ندارد اما در این قضیه داریم که نگاه مى‌شد و خیره می‌شدند و یک نگاه تام می‌کردند، مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ هم از این نگاه‌ها داشتند؟

  • استاد: خب اینها در واقع خودش یک نوع ابراز این مسئله است البته صور مختلفى دارد؛ در بعضى از موارد خود اعضاء و جوارح به ملاحظۀ همان جهت‌ [تغییر حالت می‌دهند]! شما فرض کنید که مى‌خواهید به یکى اخم کنید و ناراحتى را ابراز کنید، نمی‌خندید. نه! همراه با آن ناراحتى خودبه‌خود ابرو درهم می‌رود و هشت در چهار مى‌شود و نمى‌دانم چشم‌ها یک قسم دیگر مى‌شود! این یک چیز طبیعى است یعنى نفس، آن اعضاء و جوارح را بر طبق آن حقیقتى که در نفس تحقق پیدا کرده است صورت خارجى ـ به خودش ـ مى‌دهد، وقتى بخواهید به یکى ابراز محبت کنید اخم نمى‌کنید، [چون دراین‌صورت] فرار مى‌کند! مى‌گویید: بایست من دارم به تو ابراز محبت مى‌کنم! [می‌گوید که] اى خاک بر سرت با آن ابراز محبت کردنت! ابراز محبت که این‌طورى نیست! گفت: بیا باهم بالاى کوه برویم تا فلانت کنم! گفت که به آن اخلاق خوبت بیایم یا به پول زیادت یا به راه کم و نزدیکت؟! آخر هر چیزى راهى دارد، آدم باید از راهش برود تا برسد! بالأخره این‌طوری نمی‌شود! این مسئله‌اى که پیدا مى‌شود به‌واسطۀ این است یعنى خود این حالتى که در نفس پیدا مى‌شود بر طبق این حالت، خود صورت خارجى هم شکل پیدا مى‌کند.

  • هیچ‌وقت افرادى را در دنیا پیدا کردید ـ ‌حالا بعضی‌ها نمى‌دانم به‌خاطر فرهنگ و تربیت‌ها است که اصلاً جور دیگرى می‌شوند! ـ که مثلاً در محبتشان بخواهند حالت خشم داشته باشند؟! اصلاً نمى‌شود یعنى همان فطرت انسانى و طبیعت انسانى و اوصاف و صفاتى که خدا در انسان به ودیعه نهاده است، این راه خاص خودش را دارد و در همان راه مى‌رود. یااینکه اگر [شخصی] بخواهد به یکى غضب کند بخندد؟! در حال خنده است و منظور غضب است! بله، حالا ممکن است یک شخصى فیلم دربیاورد مثل این سیاست‌مدارها که یک‌طورى با آدم حرف مى‌زنند و می‌گویند و می‌خندند، با آن خنده می‌گوید: پدر تو درمى‌آورم! حالا خیال کردى الآن دارم به تو مى‌خندم، این خنده از هزارتا فحش بدتر است! به این خندۀ سیاست‌مدارها نگاه نکنید، به آن چیزى که در آن درون او هست نگاه کنید! بالأخره سیاستمدارى دنیا است! در باطن از آن پشت مى‌رود کار دیگر مى‌کند و مسئله را به‌نحو دیگرى مى‌گرداند. اینها چیزهایى است که آن فطرت واقعى انسان غیر از این اقتضاء و تقاضا مى‌کند.