
جلسه ۶۷۱
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 28/10/1430
جلسه ۶۷۱
10پس این اشكالی كه بعضی از ادبا بر این كتاب گرفتند كه گفتند كه روح باید روح مجرده باشد این اشكال بر آن اساس است كه مقصود مؤلف از تعریف این كتاب بیان حالات فرد به عنوان فردی باشد كه روحش تعلق گرفته به دنیا! در حالتی كه بالاتر از این را مؤلف میخواهد بیان كند! و مرتبه ما فوق بشری در این جا مطرح است كه همان جنبه حقیقت مجرده محض است لذا باید روح، روح مجرد در این جا گفته بشود خب این یك مسئله و جنبه ادبی بود
تلمیذ: این نفس كه اینجا آمده منظورش مطمّئنه است؟
استاد: نه نفس در اینجا كه نفس مطمئنه است آن حقیقت تعلق روح به ماده را دارد میگوید میگوید ای روحی كه الان آمدی در این جا و زحمت كشیدی و تلاش كردی و در این بدن سالیان سال بودی و خدا را عبادت كردی و به مقام اطمینان رسیدی خطاب خطاب به نفس متعلق به ماده است حالا برگرد به آن جنبه لاصورتیت! آن جا باید برگردی ارجعی الی ربك یعنی حالا دوباره برگرد برو آن جایی كه آن جا لا اسمٌو لا رسمٌو لا صورتٌ بلكه حقیقتٌ محضه و معناً محض البته این برای بعضی از بندگان خدا است نه برای همه! آنهایی كه در آن وادی اعتبارات و تخیلات حالا نمیآیند تخیلات بد تخیلات خوب در آن وادی توقف كردند كه هدف آنها همین بودن در این دنیا و رسیدن به نعمات ظاهری و صوریه و غلمان و حوری و اینها است آنها مشمول این خطاب نیستند آنها از مؤمنینی هستند كه فرض كنید كه اصحاب الیمین یعنی از متقین و اصحاب یمین و اینها كه در آن دنیا هم خداوند آنها را متنعم به همه این نعمتها میكند همین مسائل فرض كنید كه جنات من تحتها الانهار و امثال ذلك علی حسب مراتبهم.
ولی در آن مرتبهای كه لا عینٌ و لا اذنٌ سمعت در بعضی از اخبار و احادیث داریم كه در آنجا بالاتر از نعمتها هست یا در آیه قرآن اشاره دارد و لدینا مزید كه آن همان طوری كه فرمودند مرحوم علامه طباطبایی اشاره به مراتبی است كه در گفتار نمیگنجد! و لعنتی برای او وضع و جعل نشده در آن جا این مسئله نیست در آن جا این جنبه ذكوریت و انوثیت در آن جا راه ندارد
