
جلسه ۶۷۱
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 28/10/1430
جلسه ۶۷۱
13تلمیذ: چون اقتضای تجرد در او هست اینطور میشود
استاد: یعنی هر جوری میخواهد بشود بشود؟!
تلمیذ: یعنی این وسعت را دارد
استاد: در قضیه امام حسن علیهالسلام داریم امام حسن علیهالسلام در جایی نشسته اتفاقا روایتش هم صحیح است در مناقب ابن شهر آشوب است كه در مدینه حضرت نشسته بودند داشتند صحبت میكردند كه مثلا چرا صلح كردی با این معاویه و این چیزها حضرت میفرمود اگر من بخواهم همه كار میتوانم بكنم منتهی ما بر اساس مشیت خدا حركت میكنیم اگر من بخواهم مدینه را میبرم شام و شام را میآورم مدینه، زن را مرد میكنم مرد را زن میكنم یكی آنجا بود یك چیزیش میشد گفت اگر راست میگویی بكن یكدفعه حضرت گفت برو چادر سرت كن این جا گرفتی جلوی مردها نشستی چشم باز كرد دید ا این چیز در آورد یك چیزهاییش را از دست داد و یك چیزهای دیگر خیلی پیدا كرد و خلاصه فرار كرد و رفت! حضرت فرمودند خوب ما كه حالا این را این جور كردیم آن مخدره در خانه را مرد كردیم بعد حضرت فرمودند اینها یك بچه هم پیدا میكنند و خلاصه و مدتها بود و بعد آمد توبه كرد حضرت هم آنها را برگرداندند سر جای اول خلاصه هر دو را امتحان كردند
تلمیذ: بچه هم خنثی به دنیا آمد
استاد: آن هم كه بله گفتم خنثی است حضرت فرموده بود. خب این چی بوده قضیه؟! حضرت این وسط چی كار كرد؟! خوب بالاخره هست دیگر بوده دیگر چی شد یعنی این آن صورت رجولیت او را به جسمیت او چسباند، نه، این سر جایش است و به اصطلاح هر كدام سر جایش است صورت نوعیه آن به اصطلاح رجولیت او را تبدیل به انوثیت كرد یا آن رجولیت را به حال خودش باقی گذاشت فقط در بدن و جسم تصرف كرد؟ نه واقعا آن طرف زن شد آن هم مرد شد نه اینكه آن مرد شد ولی احساسات زنانه داشت خیلی فرق میكند نه واقعا واقعا شد دیگر بابا یك مرد چی میخواهد یك زن چی میخواهد آن احساسات و عواطفش چگونه است آن احساسات و عواطفش چگونه است آن تعقلش ... همه را وقتی حضرت میكند همه را عوض میكند ناقص كه نمیكند هر كاری كه حضرت میكند درست میكند تا آخر یعنی همه را بر میدارد فابریك، انگار این از اول رفته خواستگاری آنهم خلاصه رفته.
