
جلسه ۶۷۱
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 28/10/1430
جلسه ۶۷۱
9تلمیذ:
استاد: بله
تلمیذ: آیا امر به سجده قبل از تعلق روح است؟
استاد: نه امر به سجده، بعدش است ولی الان دارد خبر میدهد فاذا نفخت نمیگوید نفخت میگوید انی جاعل فی الارض خلیفه نه اینكه الان من میخواهم خلیفه درست كنم شما كه هنوز ندیدید در علم عنائی من این خلق شده منتهی شمای ملائكه علم به عنائی من ندارید الان آن علم عنائی ظهور خارجی پیدا نكرده وقتی ظهور خارجی پیدا نكرده این اخبار پروردگار به چه حقیقتی است؟! به حقیقتی است كه هنوز ظهور خارجی برای ملائكه پیدا نكرده، اگر این ظهور پیدا كرد و آن مرتبه لاتذكیر و لا تأنیث به آن مرتبه تعلق خارجی، آن مرتبه متحول شد آن وقت آن جنبه روحی به جنبه نفسی متبدل میشود خب آن جنبه مذكرو مؤنث به خود میگیرد ولی هنوز نگفته لذا مسئله سجده ملائكه فقط بر آدم تنها نبود بر حوا هم بود نه اینكه فقط بر آدم بخصوص و به این شكل و این قواره، به آن آدمیت آدم چون حوا را از آدم خلق كرد یعنی زنها از ما مردها خلق شدند این طور كه در روایات داریم نمیدانم
تلمیذ: مرحوم علّامه مثل اینكه قبول نكردند مثل اینكه در جلد دوم
استاد: بله البته خب حالا شاید مثلا فرض بكنید كه این برداشت عادی مورد نظر ایشان نبوده فرض بكنید اما اینكه دارد از آن یعنی از همان حقیقت آدمیت او آن مسئله ظهور پیدا كرده
علی كل حال این نفس و روحی كه الان به روح تعلق میگیرد این همین كه میآید در ملكوت سفلی ـ كه از او تعبیر به مثال علیا میشود یا اعلا میشود و همین طور در مثال اسفل كه مربوط به عالم مشاهدات و مكاشفات و صور نوعیه است ـ وقتی كه به او تعلق میگیرد این طور میشود. در روح كه همان مسئله نفخت فیه من روحی هست در آن جا مذكر و مؤنث بودن راه ندارد! و لذا توجه باید داشته باشید اگر ما میخواهیم در ادب از روح تعبیر بیاوریم به روحی كه جنبه نفسی، دارد باید بگوییم روح مجرده اگر ما بخواهیم از روح به نحوی تعبیر بكنیم كه آن جنبه نفسی و تعلق به ماده مورد نظر نباشد باید بگوییم روح مجرد!
