
جلسه ۶۷۵
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 12/11/1430
جلسه ۶۷۵
13متوجه حرفم كه میشوید، این پاسخ به فطرت باید هر چه زودتر داده بشود، بنده هم بارها این را گفتم، اگر داده نشود معلوم نیست كه چه مسائلی است، زیرا فطرت انسان را رها نمیكند بله اگر این افرادی كه ـ عرض به حضور انور اجل عالی كنم ـ این افرادی كه از آن طرف موج میفرستند و كلهها ی ما را در خدمت میگیرند، موج میفرستند الان دیگر اجهزه خیلی قوی شده، نیازی به حضور نیست، همان كه نشستند در مراكز شیطنت و استكباری و اینها موج میفرستند، مغز را به كار میگیرند شما میخواهید چكار كنید؟! جناب آقای چیز وقتی كه موج بیاید شما میخواهید چه كنید؟ حالا كه این طور هست اگر آنها آمدند و قوی و قویتر شدند آنوقت چه باید كرد جناب حضرات و علما و بزرگان كه اینها از آن جا بیایند و فطرت را عوض كنند، البته وقتی كه عوض بشود دیگر خیال همه جمع میشود، یعنی دیگر برای انسان حسن صدق تبدیل به حسن كذب میشود، یعنی فطرت كه تا به حال (فِطْرَتَ اللَه الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها)1 بود آن فطرتی كه تا به حال در آن فطرت نمودارش عبارت از صدق بود، عدالت بود، امانت بود، خیانت كردن نبود، دروغ گفتن نبود نمیدانم چه و چه و اینها بود آن بیاید و به یك فطرت دیگر تغییر پیدا بكند، بله در آن جا دیگر خیلی مشكل حل است و دیگر مسئله نیست.
البته ما این را خودمان با دست خودمان میكنیم همین كار را انجام میدهیم نیاز به موج فرستادن از آنجا نیست، خودمان این كار را خواهیم كرد.
آن كسی كه میآید راحت در چشم شما نگاه میكند و دروغ میگوید این قدر راحت انگار دارد از نان و پنیر و خیار و گردو اینها راحت میزند، انگار نه انگار صاف یك همچنین مسئلهای نبوده، یك خنده خیلی ملیحهای هم میفرمایند، حالا بنده خودم با دو تا چشمهایم دیدم ها آن قضیهای كه دارد انكار میكند، خود بنده با این چشمهایم دیدم، نه آقاجان اینها چیست؟ این اصلا برگشته، یعنی این شخصیت تبدیل به شخصیت دیگری شده و بالاخره مسائل این طوری نمی ماند.
- سوره روم «٣٠» آيه ٣٠
