اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته ها و گفته های استاد: پیرامون مقایسه بین جوان ها و پیرمردها در مواجهه با حق و پذیرش آن 14/11/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۷۷

10
  •  تلمیذ: در كاشان منازل در آوردند

  •  استاد: منازل

  •  تلمیذ:

  •  استاد: در خود كاشان یا اطرافش

  •  تلمیذ: در خودش

  •  استاد: اینها زیر خاك بوده

  •  تلمیذ: آنرا بازسازی كردند

  •  استاد: چطور آن وقت خوب در گودی بوده

  •  تلمیذ: عكس آنهم هست

  •  استاد: مرحوم آقا از چیز نقل كردند این را من از خود مرحوم آقا نقل كردم مثل اینكه گفتم یكدفعه برای رفقا ایشان می‌فرمودند كه یك وقت مرحوم حاج هادی ابهری آن وقتی كه در ابهر بود خیلی از اوقات ایشان اصلا میرفت بیرون یك حالات خاص خودش را داشت دیگر می‌رفت و مثلا بدون زن بدون زنش می‌رفت فرض بكنید كه دو ماه برای خودش می‌رفت می‌گشت بعد می‌آمد نمی‌توانست مكان خودش را تحمل كند! افراد اینها را نمی‌توانست تحمل كند و به هم می‌ریخت می‌رفت بیرون! یك دو ماه طول می‌كشید گاهی می‌آمد در یكی از این چیزها كه داشت می‌رفته طرفهای زنجان این طرفها، می‌نشیند كنار یك جوب آبی می‌نشیند كنار جوب آبی خسته بوده می‌خوابد تا اینكه مثلا برود مثلا زیر سایه درختی آن جوری بوده كه خانه كسی نمی‌رفته مثلا یك سایه درخت پیدا می‌كرد می‌خوابیده یا یك باغی پیدا می‌كرده می‌رفته یكی دو روز آنجا بوده این طور نبوده كه منزل كسی برود اصلا به طور كلی نمی‌توانسته با افراد ارتباط برقرار كند! یك روز كنار جوب آبی می‌نشیند و هیچی چیزی هم نبوده نه درختی نه فلانی یك جوی می‌آمده می‌رفته آن پایینها در همین فكر یك مرتبه به نظرش این طور می‌رسد كه خوب اینجا كه الان نشستم الان اثری از آبادانی نیست فقط یك جوی آب فرض بكنید كه دارد می‌آید می‌رود مثلا حالا قبلا اینجا شاید اینجا هم یك دهی بوده حالا نیست مثلا عقب است چی شده، آنجا یك مرتبه متوجه می‌شود پرده برای او كنار می‌رود از این مسائل مرحوم حاج هادی، یك مرتبه می‌بیند كه در طول میلیونها سال عبارت خود او میلیونها سال بوده نه هزاران سال در طول میلیونها سال گذشته همین جایی كه نشسته آبادانی بوده و چه وضعیتی قصرهایی را مشاهده می‌كند در بعضی از اینها كه می‌گفت من حتی در عمرم مثل آنها ندیده بودم مثلا ساختمان‌های چند طبقه با چه وضعیت و با چه خصوصیات و با چه نقش و نگاری تعریف می‌كرد می‌گفت كه من دیدم و همه اینها از بین رفتند و دوباره بعد صاف شدند دوباره یك فصل جدیدی آمدند دوباره شروع كردند به ساختن زارعت گله داری و فلان و مفصل دوباره اینها رفتند عبارت مرحوم آقا این بودكه ایشان می‌گفتند ایشان را آن قدر این قضایا تكرار شد كه من نتوانستم بشمارم چند دفعه این خراب شده و آباد شده در اثر تكرر و كثرت این تعداد نتوانستم به حساب بیاورم و همه را هم با ذكر خصوصیات می‌گفت بعد می‌گفت و همه اینها در یك ثانیه بوده! و عجیب اینكه گفته بوده كه من اگر بخواهم بنشینم چون در ذهنش نقش بسته بوده، بخواهم خصوصیات آن چرا كه دیدم بگویم سالها باید بنشینم و برایتان توضیح بدهم سالها! یعنی اینها همه در یك ثانیه! در عرض یك ثانیه چطور این حجم از اطلاعات هیچ كامپیوتری یكدفعه این قدر دیتا بفرستد فرض كنید كه روی هارد این حجم از چیز را كه سالها باید بنشینم و توضیح بدهم كه در این مدت چه گذشته است و این چیز چه بوده.