
کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت
تحلیل فلسفی نسبت میان جوهر و تعینات وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق فلسفی پیرامون کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت میپردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر نحوه انتزاع مفاهیم کلی از حقایق خارجی آغاز شده و با تحلیل جایگاه جوهر به عنوان جنسِ مشترک میان ماده و صورت ادامه مییابد. استاد با عبور از نگاه محدود مادی، بر این نکته تأکید میکنند که ماده و صورت هر دو مراتب وجودی هستند و ذهن با نگاه به این حقایق، مفاهیم جنس و فصل را انتزاع میکند. در ادامه، با اشاره به سیر تغییرات و صور متعددی که بر ماده عارض میشود، به این نتیجه میرسند که ماده به دلیل ابهام ذاتی و قابلیت پذیرش صورتهای گوناگون، منشأ اصلی انتزاع جنس است. این جلسه با تبیین تفاوت نگاه توحیدی و نگاه دنیوی به حوادث و تغییرات عالم، به پایان میرسد.
کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق فلسفی پیرامون کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت میپردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر نحوه انتزاع مفاهیم کلی از حقایق خارجی آغاز شده و با تحلیل جایگاه جوهر به عنوان جنسِ مشترک میان ماده و صورت ادامه مییابد. استاد با عبور از نگاه محدود مادی، بر این نکته تأکید میکنند که ماده و صورت هر دو مراتب وجودی هستند و ذهن با نگاه به این حقایق، مفاهیم جنس و فصل را انتزاع میکند. در ادامه، با اشاره به سیر تغییرات و صور متعددی که بر ماده عارض میشود، به این نتیجه میرسند که ماده به دلیل ابهام ذاتی و قابلیت پذیرش صورتهای گوناگون، منشأ اصلی انتزاع جنس است. این جلسه با تبیین تفاوت نگاه توحیدی و نگاه دنیوی به حوادث و تغییرات عالم، به پایان میرسد.
کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت
9ظهور حقیقت و انسانیت و صداقت در امام علیهالسّلام
دوستى دنیا همین است! خب اینهایى که وجودشان با این نحوه بار آمده است و در این فضا هستند، ارزش را چه مىبینند؟! بله، اینها مىفهمند صداقت کجاست! صداقت را مىفهمند، اگر نمىفهمیدند وقتى اسم امیرالمؤمنین علیهالسّلام مىآمد همین معاویه گریهاش نمىگرفت! وقتى که اسم امام رضا علیهالسّلام مىآمد همین مأمون گریهاش نمىگرفت! این مأمون با همۀ آن پدرسوختگىهایش و با همۀ آن کلکهایش مىفهمد صدق کجاست! مىفهمد حقیقت کجاست! مىفهمد انسانیت کجاست! میفهمد که این باید در امام باشد! انسانیت در امام هست و صدق در امام هست و حقیقت در امام هست و او بهتر از همه این را مىفهمد! ولى آنچه را که به خودش ارزش مىدهد و به آن پایبند است چیست؟! همین کلک و پدرسوختگىها است! کلک، دروغ، نفاق، تقلب و پدرسوختگى! همینهاست که به آنها ارزش مىدهد و بناى حیات خودش را بر این مىگذارد زیرا سر سوزنى اگر از این مسئله تخطى کند همان جا بوار اوست! سر سوزن! یک سر سوزن به طرف خدا برود، تا مىخواهد بهطرف خدا برود باید همۀ دستگاه را رها کند!
لذا اگر از خدا مىگوید، این خدا در راستاى کلک و پدرسوختگی اوست! اگر از پیغمبر مىگوید و اگر اجراى قصاص مىکند برای پدرسوختگی اوست! ببینید همه چیز به پدرسوختگی میرسد! همه چیز به کلک میرسد! یعنى قصاصی که مأمون میکند، کلک مىشود! دزد است و در حکومت اسلام باید [دست] دزد را قطع کرد ولى اینکه تو دارى قطع مىکنی برای کلک و پدرسوختگى است! اگر اینطور است اول باید دست خودت را قطع کرد! باید دست خودت قطع بشود! حضرت فرمودند راست مىگوید! حضرت فرمودند: ﴿قُلۡ فَلِلَّهِ ٱلۡحُجَّةُ ٱلۡبَٰلِغَةُ﴾1 حجت بالغه است، جواب بده! آمدند دست دزد را قطع کنند گفت: اگر من دزدم بهخاطر تو بوده است چون تو از همه دزدتر هستى! اینکه آمدى همۀ مال مملکت را بردى و همه را دزدیدى و کار ما را به اینجا رساندى که من بروم دزدى کنم! عصبانى شد و [گفت:] دارد اغتشاش مىکند! گفت: دائماً مىخواهد [اوضاع را] بههم بریزد! دربار را علیه حکومت اسلامی منِ مأمون [تحریک] مىکند و بههم مىریزد! حضرت فرمودند: حرف زده، جوابش را بده! آیۀ قرآن گفته است، تو جوابش را بده! دائماً به امام رضا علیهالسّلام نگاه مىکند که به داد ما برس! [حضرت هم فرمودند:] نهخیر، بنده به داد تو نمىرسم، بنده حق هستم و اگر به داد تو برسم مثل تو هستم! بنده اینجا به داد تو برسم؟! خیلى خیال [باطلی] کردى! اشتباه مىفرمایید! بنده پسر رسول خدا هستم! بنده عدل محضم! امام و ولىّ هستم! مرتبط به توحید هستم! از بنده توقع کمک به توىِ جبار عنید پدرسوختۀ حقهبار برنمىآید! مىخواهى گردن من را بزنى برو بزن! هیچ، همینطور ماند و فقط نگاه کرد! گفت: بله بله برود برود! دیگر [محاکمه] نکنید و او را بیرون کنید.2
- . سوره انعام (6) آیه 149. امام شناسى، ج 17، ص 314، تعلیقه:
«بگو: اختصاص به خدا دارد حجّت و دلیلى كه مىرسد و در جاى خود مىنشیند.» - . عیون أخبار الرضا علیهالسّلام، ج 2، ص 237. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسى، ج 17، ص 312.
- . سوره انعام (6) آیه 149. امام شناسى، ج 17، ص 314، تعلیقه:
