اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 15/11/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۷۸

10
  •  از جمله مسائل و اشكالات مهمی‌كه ما در بعد از زمان مرحوم آقا با آن برخورد داشتیم همین نكته بود! همین قضیه كه چرا باید فردی كه دارای شخصیت خاص به خودش هست چرا باید در جای یك شخصیت مخصوص و یك موقعیت مخصوص دیگر قرار بگیرد؟! هر كی در جای خودش ما نوكر همه هم هستیم هر كی در جای خودش آخر تو كه داری می‌آیی و می‌گویی اولیائی كه، هر ولی كه بعد بیاید قدرت و نفوذ و بصیرت و كبرویت و سعه او بیشتر از ولی قبل است الاغ جان این را برای كی داری می‌گویی؟! می‌خواهی چی چی را ثابت بكنی خوب نتیجه این حرف چه می‌شود؟! نتیجه این حرف می‌شود بنده می‌گویم بلند شویم برویم ببینیم بوده یا نبوده سر وصدا آی فلانی دشمن است آی فلانی آی اغتشاشگر است آی اختلاف ایجاد می‌كند وقتی بلند می‌شوند می‌آیند می‌گویند كه قرآن ناطق فرض بكنید كه در اینجاست! خوب عكس العمل بنده چیست عكس العمل بنده این است كه می‌آیم می‌گویم آقا ما قرآن را باز می‌كنیم اگر توانستند ترجمه بكنند مردم ترجمه فقط! بنده اسمش را قرآن ناطق می‌گذارم! آی ایشان آمده اغتشاش كرده، آی دارد اغفال می‌كند! آمدند نشد خوب چرا باید دروغ گفت؟! خوب چرا آخر كجای راست گفتن ایراد دارد شما متوسل به دروغ بشوید خوب چی از ما كم می‌شویم راست بگوییم كه آقا ما همینیم سعه ما همین است ظرفیت علمی‌ما هیمن است اشراف هما همین است بر مسائل چرا ما باید به مردم بیائیم بگوییم كه ما بیشتر از مرحوم آقا اطلاع و اشراف بر مسائل داشتیم و داریم! چرا؟! خوب نتیجه این است كه بنده می‌آیم می‌نشانم فشت تمام شد! چرا خوب دلیل ندارد آدم بخواهد دروغ بردارد بگوید.

  •  من با یك بنده خدایی آمدم گفتند كه آقا این مسئله را شما چه نظر می‌دهید گفتم این، این بوده خیلی خوب گفتم همین گفت پس آن حرفها چی شد این كه به پنج ثانیه هم نرسید اقالًا یك خورده كشش می‌دادید دلمان را خوش كنیم اینكه به پنج ثانیه نرسید مسئله چرا این حرفها را می‌زنید كه من بهتر از آقا می‌فهمم نمی‌دانیم واللَه چه می‌گوید چه همه جا این قضیه هست یعنی مسئله‌ای است كه تا وقتی انسان در نفس است این مسئله است! طرف آمده آنجا با این كه خوب یك روز شخصیتی برای خودش فلان آمده می‌گوید كه بله آقا چه اشكال دارد یك نفر قرآن ناطق باشد! چرا نباشد؟! گفتم ا بسیار خوب شما معنای قرآن ناطق را می‌دانید چیست؟! ماند گفتم اگر می‌دانی به من بگو اگر نمی‌دانی به تو بگویم در لبنان بودیم هیچی نگفت گفتم قرآن ناطق را ما آن فردی می‌دانیم كه بتواند بر هفتاد بطن قرآن اطلاع داشته باشد!! و آن هم الان فقط امام زمان علیه‌السلام است! و نه بنده و نه غیر بنده بنده نمی‌دانم! درست شد گفتم تا اینجا روشن شد آن امیرالمومنین گفت كه من قرآن ناطقم آن قرآن را با تیر بزنید آن منظورش از اطلاع بر آیات، ترجمه نبود عبداللَه مسعود هم بلد بود آن آیات را بخواند آن قرآن ناطق می‌گفت بزنید یعنی من آی باطن قرآنم، به من است و آن قرآن بدون فقط من یك مشت مركب است گفتم قرآن ناطق به او می‌گوید كه بر هفتاد بطن آیات اطلاع داشته باشد درست! حرف ندارید گفت نه، گفتم من ایشان را می‌آورم جلوی ما سه تا كسی دیگر هم نباشد اگر توانست ترجمه كند من به او می‌گویم قرآن ناطق! خوب من حرف خلاف زدم فحش دادم سب كردم چه كار كردم از این جلسه ایشان می‌رود خانه‌اش تلفن می‌كند به آقا اگر بدانید ایشان پشت سر شما چه می‌گوید اگر بدانید چه فتنه اا من چه گفتم آقا مگر من چه گفتم گفتم اگر شما می‌گویی قرآن ناطق است بسم اللَه من شما و او كسی دیگر هم نباشد من می‌پرسم از آن آیات از بسم اللَه رحمن الرحیم شروع می‌كنیم صاف بسم اللَه الرحمن الرحیم می‌گویم الف بسم چرا در اینجا حذف شده باید حذف بشود یا نه یك بحث ادبی می‌كنم چرا در بعضی موارد هست دراینجا نسیت خصوصیت این كه در اینجا حذف شده چیست چرا باید باسم نباشد همین تمام شد و رفت به الرحمن و فرقش با الرحیم و مقام جامعیت و مقام خاص و رحمت اصلا هیچی همین صاف تمام دیگر قضیه! دیگر مشكل نداریم دیگر آن شخص فرد خاص همین طور دیگر به ما نگاه كرد گفتم آقا یك حرفی بزن یك فحشی بده همین طور آخر یك چیزی بگو با این حرف من وادعای من! چی شد؟ نتیجه چی شد؟! گفت آقا اگر بدانید چه می‌كند اا.