
تبیین کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت
بررسی فلسفی اولویت ماده بر صورت در انتزاع مفاهیم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق فلسفی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و صورت میپردازند. بحث با طرح اشکالی مبنی بر اینکه چرا جنس باید از ماده اخذ شود و نه از صورت، درحالیکه هر دو دارای جوهر هستند، آغاز میشود. در ادامه، با تکیه بر مبانی فلسفی و کیفیت اخذ مشتق، پاسخ مرحوم آخوند تبیین میگردد که چگونه جنس به دلیل ابهام و اشتراک، اولویت انتزاع از ماده را دارد. در بخش دوم، استاد با عبور از نگاه مشّایی و استصحاب قهقرا، به تبیین جایگاه علیت در فلسفه اشراق و عرفان نظری میپردازند و با ذکر مثالهایی از کرامات اولیای الهی، نشان میدهند که چگونه حقیقت علیت، بدون نیاز به مسبوق بودن به سابقه مادی، در خارج ظهور مییابد. در پایان، با نقد رویکردهای سطحی در برخورد با مسائل اجتماعی و قضایی، بر اهمیت توجه به انگیزهها و باطن افعال در احکام شرعی تأکید میشود.
تبیین کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت
7پس وقتى که ما مىخواهیم جنس را از ماده یا صورت انتزاع بکنیم کدامیک از این دو اولویت و حقّ تقدم دارد؟ وقتى که دوتا مغازه نزدیک منزل شماست یکى سر کوچه و یکى هم آخر خیابان هست کدامیک از این دو مغازه اولویت دارد که شما از او خرید کنید؟ وقتى که دو نفر هستند که احتیاج به کمک دارند و مثلاً یکى از آنها جزو خانواده است و دیگری غریبه است و شما فقط مىتوانید به یکى از آنها کمک کنید کدامیک از این دو اولویت دارند؟ یا سایر مسائل اولویت؛ فرض کنید دو نفر در آب افتادند و دارند غرق مىشوند و شما فقط یک نفر را مىتوانید نجات بدهید، یکى از آنها پدر شما است و یکى هم یک نفر غریبه است آیا شما سراغ غریبه مىروید یااینکه اول پدرتان را نجات میدهید؟ اول پسرتان را نجات مىدهید؟ و واقعش هم همین است [یعنی] هم عرف و هم شرع و هم عقل [تأیید مىکند] گرچه هردو انسان و واجب الإنقاذ هستند، تمام اینها به جاى خود محفوظ است ولى انسان بالأخره باید جهات فضیلت و رتبه و این مسائل همه را درنظر بگیرد. انسان در همین مسائل عرفى هم یک جهاتی را براى تقدیم و تفضیل درنظر مىگیرد.
این ماده و صورت که هردو قابلیت دارند براى اینکه شما جنس را از آنها بگیرید کدامیک از این دو در اولویت قرار دارند؟ چون هم جنس جوهرٌ لهُ استعدادٌ مَحضَة و لهُ قابلیةٌ مَحضة، هم صورت جوهرٌ. در جوهرٌ هردو شریک هستند هم ماده جوهر است و هم صورت جوهر است الاّ اینکه ماده جوهرى است که فقط محوضت در استعداد دارد ولى صورت جوهرى است که محوضت در فعلیت دارد وقتى که بین ماده و صورت مىخواهید یک جنس را که یک معناى عام و مبهم است بگیرید آیا از معنا و مصداق فعلى، جنس را انتزاع مىکنید یا از مصداق مبهم انتزاع میکنید؟! خب مشخص است باید از [معنا و مصداق فعلى انتزاع کرد]. این جواب مرحوم آخوند بود و الحق هم جوابی کافى است و این اشکال دراینصورت برطرف خواهد شد.
