اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت

بررسی فلسفی اولویت ماده بر صورت در انتزاع مفاهیم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق فلسفی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و صورت می‌پردازند. بحث با طرح اشکالی مبنی بر اینکه چرا جنس باید از ماده اخذ شود و نه از صورت، درحالی‌که هر دو دارای جوهر هستند، آغاز می‌شود. در ادامه، با تکیه بر مبانی فلسفی و کیفیت اخذ مشتق، پاسخ مرحوم آخوند تبیین می‌گردد که چگونه جنس به دلیل ابهام و اشتراک، اولویت انتزاع از ماده را دارد. در بخش دوم، استاد با عبور از نگاه مشّایی و استصحاب قهقرا، به تبیین جایگاه علیت در فلسفه اشراق و عرفان نظری می‌پردازند و با ذکر مثال‌هایی از کرامات اولیای الهی، نشان می‌دهند که چگونه حقیقت علیت، بدون نیاز به مسبوق بودن به سابقه مادی، در خارج ظهور می‌یابد. در پایان، با نقد رویکردهای سطحی در برخورد با مسائل اجتماعی و قضایی، بر اهمیت توجه به انگیزه‌ها و باطن افعال در احکام شرعی تأکید می‌شود.

تبیین کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت

8
  • در اینجا مرحوم آخوند یک مطلب دیگرى مى‌خواهند بفرمایند که قبل از اینکه بنده آن مطلب مرحوم آخوند را بگویم یک مسئله را به‌طورکلی مطرح مى‌کنم تااینکه فرق بین آنچه که ما تقریر مى‌کنیم و آنچه که ایشان در اینجا مى‌فرمایند و تفاوتش از نقطه‌نظر رتبه و عمق مشخص بشود.

  • ماده به‌عنوان یک حقیقتى است به‌عنوان مثال این کاغذ را که شما به این کاغذ نگاه مى‌کنید الآن او را یک حقیقت فعلیۀ داراى صورت خاص مى‌بینید؛ من‌باب‌مثال جمعاً دو یا سه گرم وزنش است، رنگش سفید است، قابلیت براى کتابت دارد و امثال‌ذلک. اینها صورت فعلى است که الآن داریم مشاهده مى‌کنیم اگر کمى به عقب برگردیم مى‌بینیم شاید چند سال پیش این کاغذ در کارخانه درست شده است و در آنجا مادۀ این تبدیل به این صورت شده است و بعد در اینجا آمده و برش خورده است و تا به اینجا رسیده است یک چند سالى طول کشیده است، این را ما به سابق برمى‌گردانیم و همین‌طور به جلو ببریم و ببریم، مى‌بینیم حدّ یقفى ندارد؛ یعنى در اثر مرور زمان این شىء همین‌طور بوده است و بر مبنا و مشى عرف و اهل منطق و فلسفۀ مشاء بحث را این‌گونه مطرح مى‌کنیم. الآن این را که در اینجاست همین‌طور به عقب ببریم ده سال قبل یا بیست سال قبل به عقب می‌رویم و مى‌بینیم این ماده وجود داشته است و شکلش تغییر پیدا کرده است. الآن آن را سفید مى‌بینیم ولى قبلاً سفید نبوده و به انواع دیگر بوده است. در جنگل مى‌رویم و مى‌بینیم این اصلاً جزئى از یک درخت بوده است [جزء آن] درخت‌هایى که براى کاغذ مى‌گیرند و آنها را استفاده مى‌کنند بعد تازه آن درخت را جلوتر مى‌بریم مى‌بینیم اینها درخت‌هایى هستند که سال‌ها از آنها مى‌گذرد؛ صد سال یا سیصد سال مى‌گذرد بعضى از این درخت‌ها ـ حالا نمى‌دانم درست است یا نه ـ یک جایى رفتیم نوشته بود برای 3700 سال [قبل است] حالا نمى‌دانم نویسنده چه کسى بوده است و برای کدام شهر و منطقه بوده البته برای ایران نبود. نوشته بود 3700 سال طول عمر این درخت است. اصلاً درخت چند تکه شده بود یعنى انگار از پایه این تکه‌تکه شده بود و یک ‌مقداری یک‌طورى بود حالا دور آن را هم خط کشیده بودند و دیوار و سیم خاردار زده بودند که کسى دست نزند و ممکن است که این درختى که 3700 سال عمر کرده است با دست بنده بیفتد! در همین لبنان بود! آنجا دیدیم نوشته بود 3700 سال، نمى‌دانم 2500 سال از این چیزها نوشته بود!