
جلسه ۶۷۹
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 16/11/1430
جلسه ۶۷۹
17تلمیذ: شخصی كه مرتكب ذنب بشود توبه كند بر نمیگردد؟
استاد: آن كه توبه بكند خوب یعنی دارد برمیگردد.
تلمیذ: ...؟.
استاد: نه، آن دیگر نه، آن سعه وجودیش قطع شده سعهای كه او دارد سعه در آن حدی بود كه عرض كردم آن مسئله مسئله استكبار و مقابله و اینها است. یك بنده خدایی بود این یك وقتی با مرحوم والد ارتباط داشت آن اواخر خلاصه یك مسئلهای اتفاق افتاده بود كه بنده در جریانش بودم و این آمد و بعد یك مطالبی را مطرح كرد و ما هم خیلی خوشمان نیامد و من هم سعی كردم كه بنده خدا جبران كند و خیلی هم سعی كردیم خیلی تلاش كردیم و الحمدلله خدا هم دستگیری كرد و این برگشت و یعنی طریقش عوض شد. یك روز من با مرحوم آقا صحبت میكردم گفتم كه حالا این الان به همان كیفیت سابق است ایشان میفرمودند ابدا ابدا! آن نحوه سیری كه در آن موقع داشت دیگر به آن موفق نخواهد شد بله این كندتر خواهد شد! نمیدانم به نحوه دیگری مسئلهاش به اصطلاح عوض شد ولی قبلًا یك جور دیگر بود یك حالت تیزی و یك حالت حدّت ولة الان با یك دید و خصوصیت و به نحوی كه افت كرده است ولی در عین حال نه، قبول دارد، پذیرش دارد مسائل را میداند مبدأ و مآل را میداند راه را میداند مبانی را میداند و اگر نداند و ملتزم نباشد خوب اینجا نبود بلند میشد میرفت یك جای دیگر ولی خوب، بودن داریم تا بودن، یكی هست فرض كنید كه میآید آن بالا مینشینید یكی هم هست میآید دم در مینشیند و هر دو نشستند ولی خوب، تفاوت زیاد است.
دیگر آن معنای لم یعد، این عقل است، عقل نه مقصود در سر است نه، عقل مقصود حالت نفسانی در پذیرش نسبت به مبانی آن مسئله است خیلی مطلب، مطلب عجیبی است! یك روز با مرحوم آقا رفته بودیم دیدن مرحوم علامه طباطبایی آن موقع، مشهد مشرف بودند و جالب این كه چند روز پیش از روزنامه یك مطلبی میخواندم كه نوشته بود یكی از افراد معروف اخیرا مشهد رفته و بعدبا او مصاحبه میكرد آن خبرنگار میگفت كه خوب شما كه مشهد تشریف! بردید او هم میگفت بله ما این كار را كردیم آن كار را كردیم دوباره میگفت شما كه تشریف بردید! میگفت مثلا این جا این جور شد آن جا این جور شد هی میگفت تشریف! ولی علامه طباطبایی این طور نبودند یكدفعه عرض كردم كه در خدمت ایشان بودیم از اخوی ما سوال كردند كه آقای والد كجا هستند؟ اخوی گفتند كه ایشان هم تشریف آوردند بعد یكدفعه علامه طباطبایی گفتند بفرمایید مشرف شدند! گفتم ببینید این آدم، آدم درستی است، آدم درست به این میگویند، آدم حق به این میگویند، این آدم كارش درست است. خلاصه بعضیها تشریف میبرند مشهد! و باید هم تشریف ببرند. بعضیها نه، آنهایی كه به خود حضرت مربوطند آنها مشرف میشوند.
