اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 16/11/1430

جلسه ۶۷۹

18
  •  علی كل حال ما رفته بودیم خدمت ایشان به اتفاق آقا و كسی نبود در منزلشان. منزل ایشان خیابان خسروی مشهد حالا هم اسمش همان است یا نه از همان چهار راه خسروی به میدان آب آنجا بود. یادم است كوچه‌ای بود به نام كوچه مستشاری، بعد پیچ می‌خورد و می‌رفت، یكی دو تا پیچ می‌خورد. ایشان آن منزل را تابستانها می‌گرفتند و آنجا می‌آمدند و افراد هم كه ایشان صحبت و سوال و اشكال داشتند صبح می‌آمدند آنجا، هفته‌ای سه روز ما می‌رفتیم. صحبت شاگردان مرحوم قاضی شد كه ایشان می‌فرمودند كه در مسئله غروب شمس وقتی كه موقع غروب می‌شد ـ آقای طباطبایی خوب پیش مرحوم قاضی بودند و و سالیانی كه درنجف بودند خوب از ایشان بهره می‌بردند ـ ایشانی می‌گفتند كه مرحوم قاضی به صرف استتار قرص نمازمغرب را اقامه می‌كردند بعضی شاگردان ایشان از مقلدین آقا سید ابوالحسن اصفهانی بودند و ایشان بعد از استتار قرص قائل به غروب شمس بودند و آن زوال حمره مشرقیه هست و آن عدّه از ایشان تقاضا می‌كردند كه یك ربع ده دقیقه‌ای نماز را به تأخیر بیاندازند تا اینكه نماز جماعت را با ایشان بخوانند حالا البته خود من در همین تقاضا كردن، خودم حرف دارم البته آن موقع هم با اینكه ما هجده سالمان بود یا هفده سال یا كمتر این حدودها بود این تقاضا را درست نمی‌دانستم ولة الان می‌بینم آن موقع هم بد فكر نمی‌كردیم یعنی با توجه به همان مكتبی كه وجود داشت ولی جسارت نكردیم همان موقع هم به نظرم رسید كه اصلا به چه حقی این عده از ایشان تقاضای تأخیر صلای می‌كردند! شما از سید ابوالحسن اصفهانی تقلید می‌كنی بكن بسیار خوب آن یك بحث دیگری دارد چرا و به چه حقی از این مرد این تقاضا را دارید؟ این مرد می‌خواهد به تكلیفش عمل بكند.

  •  مگر جنابعالی اهل علم نیستید حالا از قضیه استادی هم كه بگذریم! مگر نماز اول وقت خواندن مستحب نیست؟! چرا یك نفر را كه تكلیف او، صلای در ساعت پنج و ده دقیقه است بیخود و بی جهت یك ربع نگه می‌دارید؟! و نماز نخواند برای اینكه كه تو به او اقتدا كنی! صد سال می‌خواهم اقتدا نكنی خوب ایشان می‌خواهد برود نماز بخواند به تكلیفش عمل بكند. بله شما یك حرفی می‌توانید بزنید و به مرحوم قاضی بگویی آقا شما نماز را اول وقت بخوانید ما از شما استدعا می‌كنیم دوباره به جماعت زحمت بكشید كه ما هم فیض جماعت با شما را ببریم. چرا می‌گویید نخواند! این نخواند از نظر شرعا چه حكمی‌دارد خوب این می‌خواهد نماز اول وقتش بخواند به تو چه ربطی دارد كه می‌گویی نخواند حالا مقلد هر كسی هستی، هستی این دارد الان به تكلیفش عمل می‌كند تكلیف هم می‌گوید در اول وقت اول الوقت رضوان اللَه و آخر الوقت غفران اللَه1 چرا شما جلوی او و تكلیفش را می‌گیرید این یك ثانیا كه ایشان دارد به كه می‌گوئید صبر كنید این صبر كنید به استاد است! الان اراده استاد بر این تكلیف تعلق گرفته حالا آدم می‌آید جلوی اراده استادش بایستد! خوب نمی‌توانی، شرعا عذر داری، بنشین قرآن بخوان تا اینكه ایشان نمازش را بخواند چرا جلوی اراده استاد را می‌گیری؟ بحث اول، بحث تكلیف است فرض كنید كه یك فرد عادی هم باشد شما نمی‌توانید شرعا بگویید كه صبر كند تا مومنین برسند.

    1. مستدرک الوسائل ج ٣ ص ١١٠