
جلسه ۶۷۹
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 16/11/1430
جلسه ۶۷۹
25تلمیذ: فقیه میگوید من اعلم هستم
تلمیذ: نمیشود كه هر دو میگویند اعلم هستیم
استاد: اعلم در كجا اعلم در مسائل؟!
تلمیذ: ما هم میگوئیم اعلم در كجا؟
استاد: احسنت
تلمیذ: كجا را گفتیم معلوم شد كه ...
استاد: احسنت بسیار خوب بنده هم همین را میگویم پیغمبر هم كه میگوید علی اعلمكم یعنی اعلمكم فة الهدایه اعلمكم فة المسائل الباطنیه اعلمكم فة الطرق السماویه اعلمكم فة الصلاح و السعادة الاخرویه اعلمكم بمسائل الدین و الدنیاء به این مسائل، خیلی خوب حضرت ابراهیم به آذر همان را میگوید انی اعلم منك بالنسبه به هذا المسائل.
تلمیذ: آذر در توحید نبوده در حالت توحید نبوده
استاد: خوب نباشد
تلمیذ: در علم توحید و خدا پرستی نبوده
استاد: خوب نباشد
تلمیذ: حضرت ابراهیم میگوید من اعلم از تو هستم
استاد: در مسائل عالم وجود وجود را كه میفهمید چیه این را بلند میكرد این وجود است دیگر در مسائل وجود علم بنده بیشتر از تو میباشد مبدأ الوجود هو اللَه و آثاره و صفاته اشكال بنده به علامه طباطبایی این است كه شما كه میفرمایید سیره عقلائیه ما هم سیره عقلائیه را قبول داریم.
تلمیذ: علم توحیدی كه من دارم برای تو نیامده؟
استاد: من دارم به سیره عقلائیه ببینید
تلمیذ: دارد از او نفی میكند
استاد: بگذارید من اشكالم را بكنم برمیگردیم این را من اشكال بكنم بعد برمیگردیم به این آیه نه مرحوم آقا اشتباه نكرده
تلمیذ: .. فكر دارد
استاد: وقتی ایشان میفرمایند سیره عقلائیه بر این است كه انسان به خبیر مراجعه كند نه به اخبر، بنده میگویم این غلط است سیره عقلا این است كه انسان همیشه باید به اعلم مراجعه كند منتهی مورد داریم تا مورد، یك وقتی انسان یك احساس دل درد میكند برای آن دل دردش سیره عقلائیه میگویند كه آقا به آن مطب طبیب سر كوچه هم میتوانی مراجعه كنی چون فقط یك درد است حالا سردی كرده قولنج كرده نمیدانم چه كار كرده دیگر دل درد و اینها برایش پیدا شده خلاصه برو به همان طبیب عمومی سر كوچهای كه نوشته به او میتوانی مراجعه كنی و مشكلت حل بشود خوب در مراجعه این فرد به این طبیب سر كوچه مراعات اعلمیت شده یا نشده؟ شده دیگر به این مقدار پس این سیره عقلائیه است حالا آن طبیب میرود مراجعه میكند میگوید آقاجان این از عهده بنده نمیآید بنده احتمال میدهم كه مشكلتان فقط مشكل عادی نیست بنده یك احتمالاتی در این زمینه میدهم شما به متخصص داخلی مراجعه كنید همین كه گفت به متخصص داخلی عقل نا قص همین شخص مریض همین الان تا این را شنید دیگر آن طبیب عمومی را یكدفعه كنایه میگذارد یك پله بالاتر میرود در متخصص داخلی چه كسی این مریض را به آن سمت سوق میدهد همین عقل، همین سیره عقلائیه و همین عقل میگوید برای تشخیص این بیماری شما طباطبایی نباید دیگر به یك طبیب عمومی مراجعه كنی، بروی بالاتر. اگر دوباره رفتی چون گفتند كه روی تابلواش نوشته طبیب عمومیو اطفال و اعصاب و چندتایی ردیف كردند اینجا هم نگه دارید حالا یك استخاره بكنیم شاید این خوب باشد! اگر این كار را بكنید دیوانه است!
