
جلسه ۶۷۹
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 16/11/1430
جلسه ۶۷۹
27این حالتی كه برای این فرد پیدا میشود كه مراجعه كند به اعلم افراد شهر و بعد هم میآید سراغ اعلم افرادی كه در تهرانند نه فقط در آنجا بماند این حالت آیا رجوع به اعلم نیست در سیره عقلائیه؟!
تلمیذ: این هست درست است
استاد: تمام
تلمیذ: صد درجه است
استاد: این را مرحوم آقا میفرمایند كه
تلمیذ: یكی هفتاد درجه دارد یكی هشتاد درجه آن نود درجه یكی صد درجه دارد تمام اینها علم پزشكی است این اعلم است و سیره عقلائیه است درست است در اینجا ولی حضرت ابراهیم میفرماید ما لم یأتك تو هیچی نداری.
استاد: هیچی نداریم نمیفهمند جائنی من العلم نه كل العلم
تلمیذ: ... من به ملكوت سموات و الارضش رسیدم
استاد: تو هیچ خبری نداری جائنی من العلم بعض من العلم، مِن مِن بعضیه است یعنی یك مقداری از علم كه آن مقدار از علم
تلمیذ: ما لم یأتك یعنی تو هیچی نداری
استاد: نیامده دیگر هیچی ندارید جائنی من العلم
تلمیذ: نمیگوید تو هفتاد درصد داری من شصت درصد میگوید ما لم یأتك
استاد: جائنی من یعنی بعض جائنی بعض من العلم مالم یأتك یعنی تو نداری تو هیچی از آن من العلم نداری پس من اعلمم دیگر از تو، اشكالی ندارد.
تلمیذ: تو هیچی نداری نمیشود اعلم از او
استاد: من العلم
تلمیذ: آن میشود عالم این میشود جاهل
استاد: من العلم یعنی از یعنی آنی كه دیگر آن بله
تلمیذ: در یك رشته نمیشود بگوییم آن ده درصد دارد آن ٢٠ درصد
استاد:
تلمیذ: حضرت ابراهیم عالم میشود آن میشود جاهل
استاد: نسبت به او جاهل است بله نسبت به آن مقدرای كه ندارد جاهل است و نسبت به آن. ولی بنده هم خیلی اطلاعات پزشكی دارم ولی اگر قرار باشد فرض كنید كه یك بیماری پیدا بكنم به همان اطلاعات پزشكی خودم عمل میكنم یا بلند میشوم میروم دكتر؟
تلمیذ: عرض كردم آن سنخیت ملاك است
استاد: بلند میشوم دكتر چرا میروم چون نسبت به آن مقدار جاهل هستم نسبت به آن مقدار
