
جلسه ۶۷۹
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 16/11/1430
جلسه ۶۷۹
28تلمیذ: عرض كردم این درست است
استاد: جاهل است آن هم همین طور دارد میگوید
تلمیذ: ولی آن را نمیشود با اینجا قیاس كرد آذر باید ده درصد داشته باشد حضرت ابراهیم شصت درصد
استاد: خوب باید
تلمیذ: ولی حضرت ابراهیم میگوید اصلًا تو هیچی نداری
استاد: نمیگوییم
تلمیذ: عالم و جاهل است نه اعلم و عالم
استاد: كی
تلمیذ: آذر كه بت میپرستید خدا را قبول داشته ولی آن را به عنوان بت میپرستیده است
استاد: حالا آن مسئله بت پرستی و آنها فرق میكند. خلاصه علی كل حال مسئله فرقی نمیكند كه علم یك جنسی از دو جنس است میزان میزان جهل است جهل یعنی ندانستن، انسان نسبت به آن میزانی كه جاهل است باید مقلد باشد تمام شد حالا صفر است باید مقلد باشد سی درصد است باید نسبت به هفتاد درصد مقلد باشد اگر پنجاه درصداست نسبت به پنجاه درصد بعد، باید مقلد باشد مسئله مسئله جهل است جهل هم یك امر عدمیاست این كه دیگر مشخص است حالا هی ما بگوییم سنخش فرق میكند چه دردی از ما دوا میكند مرحوم آقا كه میفرمایند كه ابراهیم به آذر گفته ما لم یأتك یعنی تو نسبت به من جاهلی حالا صد درصد جاهلی یا سی درصد جاهلی همین جهل تو باعث میشود كه به من مراجعه كنی و كفی به و باید مراجعه به اعلم بكند تمام شد و رفت ولی علامه طباطبایی میفرمایند كه اصلًا رجوع به اعلم لازم نیست نمیگویند این استدلال آقا غلط یا درست است میگویند این كه شما میگویید كه چون انسان جاهل است باید رجوع به اعلم داشته باشد ما در سیره عقلائیه نمیبینیم زیرا در سیره عقلائیه افراد رجوع به اطبا میكنند در حالی كه اطبا اعلم نیستند نسبت به همه بعضی عموم.
بنده عرض میكنم نخیر اتفاقا سیره عقلائیه كه سهل است خود عقل بر این مسئله تأكید دارد مگر اینكه دیوانه باشد خود عقل مراتبی را كه تشخیص بدهد در همان مرتبه به اعلم مراجعه میكند آیا این غلط است یا درست است؟
