اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 16/11/1430

جلسه ۶۷۹

29
  •  تلمیذ: بگوییم نسبت به افتراق عالم و اعلم همان آیه مصداق پیدا می‌كند ما لم یأتك من العلم می‌شود عالم را با اعلم می‌سنجیم اعلم یك علمی دارد كه عالم ندارد

  •  استاد: جاهل است دیگر

  •  تلمیذ: می‌شود جاهل لذا همان ما لم یأتك می‌شود مصداق پیدا می‌كند

  •  استاد: من هم همین را دارم عرض می‌كنم من می‌گویم یك مسئله برگشتش به جهل است در همان نقطه‌ای كه علم دارد، در آن نقطه لذا اگر یك شخصی مقلد یك مجتهدی باشد شب اول هلال ماه برای مجتهد ثابت نشده اما این آقای مقلد خودش رفته بالای پشت بام روی یا كوه و با همین دو چشم خودش هلال را دیده آیا چون مجتهدش می‌گوید فردا ماه رمضان است این باید فردا روزه بگیرد؟ در این مقدار این مقدار اعلم است مضافا بر این اگر خودش ندیده، ولی دو تا شاهد عادل آمدند گفتند امشب ما با همین دو چشم خودمان ماه را مشاهده كردیم این واجب است فردا افطار كند چون روز اول شوال است ولی مجتهدش می‌گوید برای من ثابت نشده است و همه مقلدین من واجب است كه فردا را روز سی ام ماه رمضان قرار بدهند این مقلدی كه دو نفر شاهد از بین دو نفر عدلین بر او شهادت دادند این باید فردا را روزه بگیرد یا بخورد در حالتی كه مجتهدش به روزه حكم بكند، این نسبت به او می‌شود اعلم شما می‌گویید آقا چرا اعلم است نه نسبی است این نسبت به این قضیه الان از آن اعلم است و همین طور در تشخیص موضوعات مجتهد فقط حكم را صادر می‌كند ولی تشخیص موضوع ممكن است برای یك مقلد روشن تر باشد خبرویتش بصیرتش بیشتر بیشتر از آن مجتهد باشد وقتی كه مجتهد حكم می‌كند بر آن میعان نجاست مسكر اگر بر این حكم كرد بعد ثابت شد بر این كه فلان نوع از آن مسكر الكلی كه دارد الان در بازار خرید و فروش می‌شود آن از این مایع است بسیار خوب یك شخصی كه شیمیست هست بگوید كه نخیر بنده كه شغل و كارم این است این الكل با این خصوصیت كه دارد گرفته می‌شود از مایع بالاصاله نیست برای مهندس شیمی طاهر است هر چند مجتهدش می‌گوید نجس است نباید قبول كند چرا كه مجتهد در تشخیص موضوع اشتباه كرده است این طور نیست كه در هر چیزی نسبت به او علم داشته باشد و این جاست كه انسان متوجه می‌شود تقلید مسأله‌ای هرهری نیست نخیر باید تقلید از روی بصیرت باشد و از روی علم و آگاهی باشد همه مقلدها كه بیل بزن نیستند مقلد بیل بزن فقط غیر از بیل و غیر از كاه و یونجه چیزی نمی‌داند مقلد هم داریم كه من باب مثال اصلا كسی را قبول ندارد از نظر اطلاعات به نحو خاصی است حالا این خدا و پیغمبر و ترس از قیامتی موجب می‌شود كه سلام و علیك و تعظیمی‌كند به بنده و شما و الا اصلا كسی را قبول ندارد هر دوی این‌ها مقلد هستند اگر در تشخیص موضوع او درست تشخیص داد و یقین كرد كه بله این است و از آن طرف خدا و پیغمبر را هم قبول دارد و آدم بی دینی نیست حالا نباید به حرف دیگری گوش بدهد گوش بدهد خدا پدرش را در می‌آورد كه تو موضوع را تشخیص دادی چرا آمدی كه تقلید كردی! در تشخیص موضوع چرا آمدی این كار را كردی دین مال همه است! ما آمدیم این دین را انحصار خودمان كردیم و در جیب خودمان گذاشتیم! دین مال همه است هر كسی به دنیا می‌آید مكلف است كه طبق ما انزل اللَه باید عمل بكند تمام شد و باید در این عمل بین خود و بین خدا حجت داشته باشد و این حجت هم دیگر تئاتر بازی نیست كه آدم بیاید بازی در بیاورد نخیر شما می‌گویید بنده این را می‌فهمم خوب می‌فهمی برو كسی می‌گفت من در این قضیه نظرم غیر از این است گفتم بین خود و خدا حجت داشته باش برو عمل كن آمد گفت ببخشید اشتباه كردم رفت دو دو تا چهارتا كرد دید نه حساب حساب خدا نبوده یك چیزهای دیگر هم این وسط بوده بین خدا و بین خود حجت داشته باش بفرما بنده موكل و ولی دین شما نیستم بنده یك تشخیصی دارم طبق تشخیص خودم می‌گویم این و روز قیامت طبق این باید جواب بدهم شما هم طبق تشخیص خودت باید جواب بدهی.