
جلسه ۶۸۱
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نظریه استاد: ما به الإشتراک مفهومی است نه خارجی. ماده موجوده در اشیاء مختلف مشترک آنها نیست واقعا 28/11/1430
جلسه ۶۸۱
12ببینید اصل مسئله بر این است كه ما میگوییم و اگر صحبتی باشد بر مبنای مشاء و منطق میگوئیم و الا آن نظر خودمان را انشاءالله میگوییم بنا بر اصل و مباحث ذاتیات باب ایساغوجی كه جنس و فصل و ماده و صورت و عرض خاص و عام اینها را میآید تقسیم میكند. صحبت در آن است كه آن جنسی كه شما ذاتی باب ایساغوجی میدانید آن جنس از چه چیزی اخذ میشود؟ آیا از امر عدمی اخذ میشود؟ یك امر عدمی كه جنس برنمیدارد امر عدم، عدم است و لا یخبر به، اگر از امر وجودی است آن امر وجودی، وجود مستقل است آن امر وجودی امر قابل اشتراك به بقیه نیست خود امر وجودی را كه شما مابه الاشتراك میدانید اوصافی است كه بر امر وجودی بار میشود ما قبول داریم بله آن جسمیتی كه الان شما دارید، آن جسمیت را ایشان هم دارد، ولی نه اینكه تشخص خارجی آن جسمیت را، آن اوصافی كه الان بر جسم شما هست كه الان تشكیل شده، آن را دیگر ایشان باید بگوید.
تلمیذ: در فصل هم همین طور است، در فصل هم اشتراك زیاد است.
استاد: نه حالا من عرض میكنم كه آن جهتش فرق میكند و الا از نظر اشتراك یكی است لذا فصل هم خودش ما به الاشتراك است فصل زید یا خود زید كه قابل تسری به دیگری نیست. اوصافی كه الان بر این زیدیت زید است در دیگران هم میبینید لذا میگویید كه مابه الاشتراك و مابه الاختلاف است این كه شما میگویید ما همه یكی هستیم برای چه میگویید یكی هستیم؟! چون همان طوری كه خود خون شما را بردند آزمایشگاه و از آن فرض كنید كه مواد و اشیاء مختلفی گرفتند همان فرد دیگری بیاید خونش را بگیرند همین را میبینند خون شخص ثالث را میگیرند مثل همین را میگویند پس بنابراین انسانها همه باید در این مواد مشترك باشند روی این حساب میآیند فرمول قرار میدهند اگر فلان ماده خون از این قدر برود بالاتر مرض است، از این قدر بیاید پایین تر مرض است، اگر ماده دیگر مثلًا اوره اسید اوریك از این قدر برود بالاتر از ٧/ ٠ برود بالاتر فرض كنید كه در اینجا اشكال است از ٥/ ٣ بیاید پایینتر این در ایجا ایراد است و هلم جرا. اینی كه میگویند ایراد است و ایراد نیست این از كجا پیدا شده؟ از آن جایی كه دیدند آن اوصافی كه مربوط به هر ماده خاص شخص است آن اوصاف با دیگری یكی است نه اینكه آن اوصاف آمده رفته در دیگری بلكه آن اوصاف مال خودش است شما كه الان این مطالب را دارید میخوانید این معلوماتی را كه دارید و در ذهن میآورید این معلومات فقط مال شما است هر كسی در این جا این مطالب را حفظ میكند میرود رویش مطالعه میكند بحث میكند همه آنها دارای معلومات مختص به خود هستند و هیچ كدام از این معلومات قابل سرایت به دیگری نیست اگر دو نفر با هم ده سال مباحثه كنند و بغل هم باشند و تكان هم نخورند یك كلام از این به دیگری سرایت نخواهد كرد دو تا هستند گرچه هر دوی اینها یك علم دارند و یك سر، ولی این مال خودش است آن هم مال خودش است این شعرهایی كه حفظ كرده مال خودش است آن شعرهایی كه حفظ كرده مال خودش گرچه یك شعر است. لذا اگر یكی از اینها به واسطه اشكالی، تمام معلوماتش دیلیت و پاك شد مال این یكی پاك نمیشود این سر جایش هست یا آمد اشكالی بر این یكی پیدا بشود این یكی سرجایش هست. چرا این از بین برود این بخاطر چیست گرچه همه معلومات یكی است ولی دو منشأ مستقل دارند این منشأ مستقل برای خودش دارد آن هم منشأ مستقل برای خودش دارد هر كدام از اینها وجود خاص به خودش را دارد.
