
جلسه ۶۸۲
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 29/11/1430
جلسه ۶۸۲
11ولی این اسم سیدالشهدا كه میآمد، اشك از چشمش میآمد همین طوری و ... و به مرحوم آقا هم ارادت داشت میگفت پدر شما ـ از همان موقع یادم است ـ فرق میكند با بقیه، تفاوت دارد، فرق میكند، یك روز صحبت خط و اینها شد گفت برو این دو تا خط را بیاور از توی همین قفسه داشت من رفتم یك خط آوردم رویش نوشته بود كه در كار خیر حاجت هیچ استخاره نیست این خط كی بود خط استاد فعلی امیرخانی این امیرخانی كه غلامحسین امیرخانی است ایشان از شاگرد اول به اصطلاح ممتاز مرحوم میرخانی بود ایشان و خطش هم بسیار عالی است مثل ایشان كسی نیست به نظر من الان كسی مثل ایشان نیست این آورد بعد خودش رفت این هم خط را نوشته بود و قاب كرده بود خطهای شاگردانش را میگذاشت قاب میكرد و بعد یكی هم مال خودش بود برداشت آورد آن هم آورد و آن را خودش بلند شد آورد و گفت بنشین فرق بین این دو تا چیست من هر چه نگاه كردم نتوانستم بین خط استاد و بین خط شاگرد تفاوت قائل بشوم یعنی چنان واقعا استادانه نوشته بود همین شاگرد كه هیچ قابل ولی وقتی نگاه كردم دیدم این یك ملاحتی دارد كه این ندارد گفتم این یك ملاحتی دارد حالا من نمیدانم اسمش را چی بگذارم اسمش را پختگی بگذارم اسمش را ملاحت بگذارم هر چی میبینم یك فرقی بین این دو است گفت این فرق سی سال كار كردن است گفت درست میگویی فهمیدی سی سال كار كردن مال این همین آمدن به این فرق رسیدن است. حالا كسی دیگر نمیفهمد این را میگویم بیاورد این را ما تو كارهای چیز بودیم یك چیزی سرمان شد والا هیج تفاوت نداشت به اندازهای اصلا انگار كپی زده بود روی مثلا خط استاد كه این قدر دقت و ظرافت گفت سی سال كار كردن در این است كه خط این طور برسد به این قضیه.
