
جلسه ۶۸۳
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 4/12/1430
جلسه ۶۸۳
10حضرت نمیگوید حالا شاید به خواصش حضرت گفته این چیزها را ولی نمیآید، چرا؟ اگر بگوید خوب مردم میگویند ای بابا مینشینیم سر جایمان دیگر، مردم كه یك همچنین استقامت و قدرت تحملی ندارند كه بر آن تقدیر و مشیت خدا حركت كنند مردم از آن تقدیر و مشیت فاصله گرفتند مردم فعل و انفعال خودشان را بر اساس سلسله علل و عوامل ظاهری و عرضیه قرار دادند نه طولیه، لذا اگر حضرت از اول بگوید این لشگركشی كه میكنید همه اینها بیخود است هجده ما میرویم در آن جا و پدر همه درمیآید و بعد هم قضیه به حكمین كشیده میشود و باید برگردیم، ای بابا پس چرا برویم خوب مینشینیم در خانه مان خوب یا علی بیاول كن این چیز ما دیگر، نه، خیلی سخت است برای افراد، ما همین طوری امروز نشستهایم در فیضیه و داریم قشنگ هوای خوب و نمیدانم اینها و نشستیم و داریم این حرفها را میزنیم یكی بلند شود هجده ماه برود پدرش در بیاید و آن وقت كه آنجا هم كه حلوا نمیدهند تیر است و نمیدانم شمشیر است و نیزه است امیرالمؤمنین میگوید شمشیر را بردار برو جلو حالا چه به سرت میآید دیگر بنده تضمین نمیكنم برود و بعد هم فرض كنید كه پدرش در بیاید و نمیدانم شمشیر اینجا بخورد و اینجا ناقص بشود و فلان بشود بعد از هجده ماه حالا برگردیم سر جایمان ا خوب بابا از اول میگفتی تكلیفمان را معلوم میكردیم. نه نمیشود باید قانون انجام بشود باید به تكلیف عمل بشود باید به این حكمیكه الان امام علیهالسلام آن حكم را بر حسب تكلیف آن حكم كه «سَأجهدُ فی ان اطهر الارض من هذا الشخص المعكوس والجسم المركوس»1 وقتی كه میخواهد این حكم را انجام بدهد باید این مسئله را انجام بدهد لذا در آن طرف هم میگوید در آن وقتی كه دیگر باید برود میگوید گرچه من این كار را میكنم و به تكلیفم عمل میكنم ولكن تقدیر خدا جور دیگری رقم خواهد خورد لذا در صحبتهایش حضرت میگویدكه چه خواهد شد چند روز دیگر مانده تا نوزده چقدر باقی مانده فلان از این اشارات از این مسائل از اینها مطلب آن حالتی را كه امیرالمومنین علیه السلام قبل از جنگ صفین دارد و آن حالتی را كه در وقت حكمین دارد و برگشت دارد هر دو یكی است این امام معصوم این است هر دو یكی است هیچ تفاوتی نمیكند هیچ فرق نمیكند نه اینكه بگوید هان آنی كه خیال میكردم آنی كه به ما صورت علمیهاش را نشان دادند الان واقع شد هان دیدی راست است معلوم میشود راست نه این مال ما است آن نه، آن هر لحظهاش برای او ثابتات است هر لحظهاش برای او فعلیت است هیچ امام علیهالسلام جنبه انتظار در او نیست هیچ جنبه توقع در او نیست هیچی نیست اصلًا و ابدا توقع مال دیگران است به آنها میگوید حالا دیدی، برای خودش حالا دیدی ندارد هر چی تمام دنیا، ملائكه جمع بشوند به امام بگویند مسئله غیر از این است میگوید همه شما بروید پی كارتان همه، جبرئیل هم بیاید بگوید میگوید برو پی كارت بالاتر از اینكه دیگر نداریم برو بابا خودم دیدم خود مُنزِل این اراده پروردگار خود من هستم آن وقت تو داری به من میگویی قضیه این طور است آن جوریه خود من دارم آن اراده را به این كیفیت ایجاد میكنم بر حسب همان مقام امر و نهی و تقدیر و مشیت واختیار و تمام این حقایقی كه دارد انجام میشود و خیلی قضیه، قضیه عجیبی است خیلی مسئله عجیب است.
- نهجالبلاغه، نامه ٤٥
