اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 4/12/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۸۳

11
  •  ما حركات امیرالمومنین در جنگها را نگاه بكنیم می‌بینیم كه چه جور با اختیار خودِ آن افراد و با تفكر خود آن ا فراد دارد با آنها برخورد می‌كند، با تفكر آنها، شمشیری كه می‌زند بر اساس تفكر او است یكی را می‌زند یكی را نمی‌زند رد می‌كند خوب همه را بزنیم برویم دیگر، بزنیم همه را، جلو را صاف كنیم، نه، آن تا یك تفكری می‌كند یك چیزی، خطوری از ذهنش می‌گذرد كه علی باید این جور باشد من الان یك همچنین وضعیتی دارم و اگر علی امام هست آن نباید مرا بزند، حضرت تا به او می‌رسد سر را برمی‌گرداند می‌رود آن طرف این جزو معاویه است ها این چیه قضیه؟

  •  رفته بوده در سامراء گفته بوده امام حسن را نمی‌شناخته گفته خوب یك امتحان می‌كنیم من از یك قضیه فرض كنید كه سوال می‌كنم از همان حكم معروفی كه هست كه عرق جنب از حرام، بله، گفته اگر آمد و آن چه را كه در دل من هست نسبت به او گفت و آن حكم مسئله را گفت، معلوم است. امام حسن عسگری می‌آیند می‌روند هیچ كس نمی‌شناسد مثل همه افراد ائمه كه قیافه خاصی نداشتند در آن موقع كه بشناسند، همه عمامه سرشان بود امام هم عمامه سرش بود حتی شاید سبز هم نبوده سیاه نبود شاید حتی در بعضی از اوقات سفید هم بود عمامه‌شان زرد بود در بعضی از موارد هم عمامه زرد داشتند مثل همه، خوب مشخص هم نبود این هم نگاه نكرد كه ببیند این كیه یكدفعه حضرت آمدند و فرمودند حكم این مسئله این است راجع به چیز حكمش این است خوب این معنایش چیست؟ معنایش این است كه امام با نفس او حضور دارد حضور عینی و حضور علمی دارد نفس امام با نفس او حضور علمی دارد آیا برای امیرالمومنین این نبود؟ آیا برای امام حسین این نبود؟ در روز عاشورا این نبود؟ آیا امام حسین همه را در روز عاشورا زد؟ یا این كه نه یكی را رد كرد یكی را زد یكی را این طور یكی را آن طور با هر كسی با همان فكرش و با خیالش و با آن نیتش با همان برخورد می‌كند به یكی می‌رسد این را می‌گوید به آن یكی می‌رسد آن را نمی‌گوید با هر شخصی یك حرف خاص و یك نقطه‌ای مخصوص به او است و كلمات هم از همدیگر تفاوت پیدا می‌كند. این همان حقیقت عینیه‌ای است كه آن در نفس امام است و آن به واسطه مرور زمان تغییر و تبدّل نخواهد كرد فقط آن چه از تغییر در اینجا هست، همان صورت خارجی زمانی است، آن صورت خارجی زمانی كه باید معلول و مسبب از زمان باشد به عنوان علل معدّه نه به عنوان علل ذاتی، آن بله، آن باشد چون خود آن صورتی را كه احساس می‌كند، خود آن صورت در ذی الحجی است یعنی وجود در ذی الحجه را احساس می‌كند ولی الان شعبان است. خوب اینكه الان شعبان است پس از نظر ظاهر دیگر باید صبر كنید تا این زمان بر او بگذرد فقط زمان بر او بگذرد و صورت خارجی تحقق پیدا كند نه در اصلِ صورت، اصل صورت یكی است خیلی فرق می‌كند كه شخص توقع انجام یك صورتی داشته باشد كه در آن شك كرد یا نه، شخص نسبت به تحقق آن صورت شك ندارد فقط انتظار خارجش را دارد خوب بله انتظار خارج داشتن، خوب این ماازددت یقینا است؟ چیزی اضافه نمی‌كند برای انسان خوب وقتی كه انسان از یك مسئله‌ای دارد رد می‌شود یك جایی را دارد رد می‌شود فقط همان صورت خارجیه او برای آن شخص هم جنبه انتظاری دارد، در حالتی كه هیچ جنبه چیزی ندارد آن، به اصطلاح خود وجودِ او برای او جنبه ابهام ندارد و حتی برای خود افراد عادی.