اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 4/12/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۸۳

6
  •  پس بنابراین برای اینكه من صحبت كنم احتیاجی به مرور زمان هست برای اینكه شما بشنوی احتیاج به مرور زمان هست برای اینكه اینها را یكی یكی در ذهنتان بسپارید احتیاج به مرور زمان هست همه اینها را احتیاج به مرور زمان است حالا وقتی كه همه مقدمات را ما طی كردیم آنی كه حاصل می‌شود. آن دیگر احتیاج به مرور زمان ندارد. یعنی وقتی كه الان این صحبت شد و این جمله گفته شد و شما روی این جمله فكر كردید كه تمام همه اینها مشمول زمان هست بعد از اینها می‌خواهم در همین جا شما را برسانم به صورت مثالی و ملكوتی شیء نه اینكه حالا در یك عالم دیگر و جهت دیگر و در یك نشئه دیگر، نه، وقتی كه شما این مقدمات زمانیه را طی كردید و برای شما یك حقیقت علمیه ثابت شد دیگر در اینجا از زمان خارج شدید آن دیگر زمان بردار نیست آن دیگر با شما هست یعنی آن، این طور نیست كه اگر زمان به او بگذرد مثلا تغییر پیدا می‌كند. بله ممكن است شما بعداً باز روی او فكر كنید و باز مطلب را پخته‌تر كنید ولی صحبت در آن فعلیتی است كه الان دارد آن فعلیتی كه الان پیدا می‌كنید در آن معنایی را كه به دست آوردید آن دیگر ثابت است آن دیگر نه به قبل مربوط است نه بعد، بله مقدماتش به قبل ارتباط دارد تا اینكه شما به اینجا برسید ولی وقتی كه رسیدید دیگر از زمان آمدید بیرون و فاصله گرفتید. حالا كه فاصله گرفتید برای شما شد یك حقیقت ثابت. آن وجدانی را كه در حقیقت ثابتتان دارید آن وجدان، اگر این چشم باز بشود آن را وجدان می‌كند بدون این مقدمات. یعنی این مقدمات بدون اینكه شما زمانی را بخواهید طی كنید برای رسیدن این مطلب، بدون اینكه مجبور باشید از كسی یك ساعت حرف بشنوید، بدون اینكه مجبور باشید چشمهایتان را باز كنید و گوشهایتان را باز كنید و این آقا چرند و پرند چی دارد می‌گوید بدون این چیزها را بخواهید گوش بكنید، همان حقیقت علمیه به واسطه آن چشمِ باطن صورت فعلیت پیدا می‌كند وقتی صورت فعلیت پیدا كرد دیگر شما چه حال انتظاری دارید؟ انتظار دیگر ندارید انتظار این كه آیا انجام بشود ندارید بله از اینی كه می‌دانید این قضیه در باطن هست در زمان چشمتان را باز می‌كنید نه هنوز ساعت پنج دقیقه به نه نشده فرض كنید اوضاع را می‌بینید. می‌آیید بین این واقعیتی كه احساس كردید، حالا آن واقعیتی كه احساس كردید جرقه بوده، مكاشفه جرقه ای بوده یا آن جرقّه همیشگی است، در امام علیه‌السلام آن جرقّه همیشگی است اصلا جرقّه نیست آن خودش اصل‌الوجود است یعنی خودش به اصطلاح ظهور الوجود است اصل وجود باری تعالی ظهور الوجودِ همان ولایت امام است. در امام علیه‌السلام جرقّه معنا ندارد جنبه ارتباطی اتصالی مستمر است ازلا و ابدا ولی در ما جرقّه هست