اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 4/12/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۸۳

8
  •  وجود خارجی یعنی همین وجود واقعی نه وجود خارجی به معنای وجود حسی، برای او انتظار دیگر نمی‌كشد، تمام شد، هزار نفر بیایند در دنیا آن وقت این قضایایی كه پیش می‌آمد اشكالاتی پیش می‌آمد فلان و این حرفها حتی این قضیه ما آن زمان به وزیر كشور هم رسید گفت نمی‌شود اعلی حضرت فرمودند نمی‌دانم بیست سال زودتر اجازه نمی‌دهند و هیچ راهی ندارد گفتیم شاه هم كه می‌گوید نه، دیگر از كجا؟ ما كه كبوتر نیستیم كه بلند شویم بال دربیاوریم بالا و پائین هر چی می‌شد ما می‌رفتیم یقه این بیچاره را می‌گرفتیم می‌گفت عجب غلطی كردیم ما به اینها گفتیم گفتیم حاجی پس چی شد؟ نشد؟! می‌گفت صبر كن دیگر صبركن بابا تركی می‌گفت صبر كن دیگر این قدر عجله داری اینی كه می‌گوید صبر كن به خاطر این كه من یقین دارم من دیدم تو چی داری می‌گویی می‌گویی اجازه نداد من اجازه نداد سرم نمی‌شود من این را دیدم حالا تو بگو اجازه داد نداد بالاشد پایین شد من این را مثل اینكه فرض كنید كه بگویید كه آقا فرض بكنید كه شما گرسنه‌تان است چی چی گرسنه‌ام من آقا صبح صبحانه خوردم می‌گوید نه آقا شما اشتباه می‌كنی برو پی كارت كله‌ات بخار كرده داغ شدی یك تخته‌ات كم است من صبح صبحانه خوردم می‌گوید خیال می‌كنی می‌گویم بابا من الان احساس سیری می‌كنم تو می‌گویی گرسنه هستم من می‌فهمم الان چه هستم حالا تو بگو فرض بكن كه گرسنه هستی یا این كه فرض بكنید كه بگو سیری، خیال می‌كنی، می‌خواهی ناهار ندهی نده دیگر چرا می‌گویی سیری چرا می‌گویی فلانی می‌گوید چی چی هستی من گرسنه هستم نمی‌خواهی نده خانه راه ندهی نده ما می‌گوییم می‌رویم یك خاكی بر سرمان می‌كنیم ولی بالاخره گرسنه‌مان است آن احساسی را كه یكی دارد در خودش كه سیر است یا گرسنه است مگر كسی می‌تواند آن را رد كند آن احساسی را كه یك شخصی راجع به ألم و درد دارد مگر می‌تواند رد كند این خانم می‌گفت قلبم درد می‌كند شب نمی‌خوابم می‌روم دكتر می‌گویند چیزیت نیست بابا دارد بابایم در می‌آید می‌گوید آقا چیزیت نیست چی چی چیزیت نیست خوب تو بیا به جای من تا ببینین چیزیت هست یا چیزیت نیست من پدرم دارد اینجا درمی‌آید می‌گوید نه آقا برو چیزیت نیست تق می‌افتد می‌میرد می‌گوید ا مرد خوب حتما یك چیزی بوده حتما بواسیر داشته این خوب این كه زده به و الا ما امتحان كردیم چیزی نبود. خلاصه فرض بكنید كه این احساسی كه نفس دارد می‌كند در دلش و در وجودش دارد این احساس می‌كند، این احساس قابل انتقال نیست تا اینكه یك شخص بیاد خورده بگیرد، رد كند نقص كند اثبات كند آن احساسی را كه فرد دارد می‌كند با همین جرقه‌هایی كه زده می‌شود آن احساس قابل انكار نیست افراد دیگر می‌ایستند نگاه می‌كنند بیر بیر نگاه می‌كنند خوب باید هم نگاه بكنند آن را ندارند آن را چون ندارد مجبور است همین طوری نگاه كند ولی آنی كه دارد مگر این كه خود او یك جرقه به او بخورد تا احساسی را كه دارد آن هم آن احساس را پیدا بكند، آن وقت دیگر ولش می‌كند؟ یعنی همان احساسی كه برای این پیدا شد جنبه وجدان صورت خارجی نه جنبه فقط یك عكس، جنبه عكس باشد آن قابل انكار است قابل تردید است قابل یك چیزی هست، ولی نه آنی كه آن احساس را می‌كند، خود آن صورت خارجی را احساس می‌كند.