
جلسه ۶۸۵
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 12/12/1430
جلسه ۶۸۵
13بله آن یك صدم هم، راجع به صدام ما پیش بینی نمیكردیم ولی وقتی كه دیدیم آمد جریانات گذشت نه قرار بر این است كه برود صحبت هایی كه میشود مثل این كه جا مشیت و تقدیر خدا دیگر قرار بر این است كه ایشان را تشریف ببرند ایشان را بله تشریف ببرند هر چی داد میزد بابا بیایید بگردید نگاه كنید ببینید ما بمب داریم چه داریم هر چی ... قرار است تشریف ببرید دیگر اینها نداریم ما این چیزها را نداریم بعد هم مثل اینكه نداشته حالا آن طوری كه میگویند حالا ما كه خبر نداریم چیزی، بله میگویند ما كه از چیزی خبر نداریم فلان نداریم و چشم و گوش بسته هستیم هیچی نمیدانیم فقط ظاهرا اخبار در تحت یك عدّه خاصی است بنده هیچی نمیدانم این طوری میگویند خوب این ولی وقتی كه مشخص شد در این كه ایشان باید برود دیگر از چه دست و پا كرد دید فایده ندارد دید این جناب اعلی حضرت رضا شاه هم ایشان هم وقتی دید نه دیگر دیگر آن زمان تمام شد و آن جریانها تمام شد و اینها دیگر باید برود به تنها چیزی كه فكر میكند به این ببینید پس سلطنت من چه میشود یعنی چی یعنی تمام اینها همه خدمت به ملّت و فلان و اینها همه كشك است سلطنت مهمّ است مسئله مسئله سلطنت من چه میشود آن جناب آقای فروغی كه آن رئیس همه آنها چیزها بودند ایشان میگویند پسرت سلطنت خواهد كرد آن وقت میگوید خوب بلاخره پسرمان هست و آن میگیرد ببینید همه تخیل! همه تصوّر! همه خیال! همه ذهنیات، ذهنیات فاسد! خوب بدبخت بیچاره تو به جای اینكه بیای فكر بكنی فكر آخرتت را بكنی فكر آن طرفت را بكنی فكر این كه داری میروی دنبال این هستی كه آیا این سلطنتی كه الان من به او چسبیدم این در خانواده ما میماند! چون پسر را وجود باقی خودش میداند دلش آرام میشود پسرم! پسرِ انسان وجود باقی است خوب حالا پسر سلطنت پیدا نكند یكی دیگر پیدا كند چه فرقی میكند اگر سلطنت است سلطنت است دیگر ما هم قول میدهیم همان طوری كه شما به نحو احسن الحمدلله تا به حال سلطنت كردید و عدل و امنیت و خلاصه رفاه و همه چیز را برای این ملّت بدبخت ...
