اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته‌ها و گفته‌های استاد:ـ 14/12/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۸۷

20
  •  آن كسی كه می‌خواهد انكار بكند خوب بله اگر پیغمبرمثل آن شخصی كه گفت إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ1 بله كسی كه بخواهد انكار بكند انكار می‌كند دستش باز است با او كه نباید بحث كرد. كسی كه نمی‌خواهد انكار بكند هیچی كسی كه پیغمبر را بیاید این قضیه را انجام بدهد آیا منظور از این منظور آیا فقط ابراز محبت و علاقه است؟ یا این كه چیز دیگری است؟ نظایرش را ما هم داریم می‌بینیم دوره انكار و توجیه همیشه هست دیگر همیشه توجیه بوده.

  •  اصلا در طول تاریخ همیشه توجیه بوده الان هم هست بعد از این هم خواهد بود همه، هر كسی دارد عیوب خودش را و نقائص به گردن بقیه بیاندازد و كار بقیه را بیاید برای توجیه كارهای خودش بخواهد انكار بكند همیشه بوده درطول تاریخ، واقعاً اگر این واژه صدق در افراد مملكت بخواهد به قول امروزیها نهادینه بشود یعنی واقعا كار ما به جایی رسیده كه آن ارزش و اعتباری كه سابقیها به صدق می‌دادند ما آن عقیده داریم به دروغ می‌دهیم. خیلی عجیب شده این چه مصیبتی بر ما آمده است كه دروغ می‌شود یك اصل یك اصل می‌شود، كلك می‌شود یك اصل، مردم با همدیگر می‌خواهد جنس بفروشد قسم می‌خورد بعد می‌گوید آقا تجارت نمی‌گذارد ای بابا یعنی واقعا این قدر ما بدبختیم كه خدا قدرت ندارد عاجز از این كه اگر ما راست بگوییم به ما رزق بدهد كه حتما مجبور به دروغ می‌شویم هر چه می‌شود با دروغ و با دروغ و جایش اخبار آخرالزمان همین آخرالزمان است دیگر صدق جایش را عوض می‌كند نفاق می‌آید همه مردم تظاهر می‌كند صفا رخت برمی‌بندد همه بنابر اساس تعلقها و اعتبارات دنیا می‌شود مگر بعد از این چیز دیگری هم هست! دیگر هر چه بود خدایا دیدیم، دیگر تمام شد، چیز دیگری هم مانده، از این چیزهایی كه مانده كه عقلمان به آن نرسیده، بعد هم خدا اسم خدا را صاف می‌زنیم زیرش امضاء می‌كنیم تمام اینها خدایی است و الهی است و مصلحت است و باید باشد و غیر از اینها همه ارتداد است و كفر است و مخالفت و چه و چه خیلی پناه بر خدا باید ببریم یعنی واقعا خدا برای آدم نیاورد یك همچنین وضعیتی را كه انسان برای رسیدن به نفس و نفسانیاتش بخواهد از خدا مایه بگذارد. یعنی هیچ راهی وجود ندارد فقط باید سراغ خدا برود افسار بیاندازد گردن خدا و طناب بیاندازد و او را بكشد و هر جا می‌خواهد این خدا ببینید اگر بخواهید با من مخالفت كنید با این خدا مخالفت كنید اگر بخواهی این حرف را بزنی با این خدا مخالفت كردی! هر كس هست آن افسار را می‌كشد با خودش همه جا می‌برد و این افسار را در دستش می‌گیرد و می‌خواهد خدا را دنبال خودش بكشاند! این دو روز دنیا نمی‌ارزد به این كه انسان بیاید و خدا را به دنبالش بكشاند.

    1. سوره الانفال ٨ آيه ٣٢