اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 20/12/1430

جلسه ۶۸۸

16
  •  منافات ندارد هم مطلب شما درست و هم كلام و فلسفه مشاء درست است البته این كه خدمتتان عرض می‌كنم این فعلا بنابر همین به اصطلاح فلسفه مشاء است كه در اینجا ماده و صورت را جوهر می‌گیرند و ماده را یك امر ذاتی و قابل تغییر و تحول كه در بستر زمان آن امر متحقق است و بر آن تحققش صور متعدده عارض می‌شود دقت كنید در این نكته مرحوم آخوند می‌آید اشكال وارد می‌كند و می‌فرمایند كه این خود ماده و خود صورت كه در مورد بدن این مطلب را مطرح می‌كند می‌گویند اینها در تعلقشان به یكدیگر جوهر نیستند مثل دو تا عرض هستند كه این بر آن عارض می‌شود و آن هم بر این عارض می‌شود یكی عرض خاص است یكی هم عرض عام است ماده به نسبت به صورت آن عرض عام است به جهت این كه در غیر از او انجام می‌شود ولی به همان مقداری كه مربوط به آن صورت است به همان مقدار می‌شود لازم كه ملزوم به او است او هم نسبت به این عرض خاص است بخاطر این است كه این صورت فقط اختصاص به این دارد و قابل تسری نسبت به جهات دیگر نیست ولی منافات ندارد كه خود این صورت فی حد نفسه در ذات خود جوهر باشد جوهر بودن صورت در ذات خودش باعث نمی‌شود كه در عروضش در این لحاظ جوهریت بشود این كلام كلام بعد مرحوم آخوند است كه رفع اشكال می‌كند حالا این را به نحو اجمال گفتیم ان‌شاءالله فردا

  •  علی كل حال مسئله منافات ندارد كه وجود در عین بساطت خودش آن به تحول و تغیری این مبتلا بشود كه به واسطه آن تغییر و تحول قابلیت پیدا می‌كند بر این كه صور مختلفی به خود بگیرد ولی قبل از این كه آن تغییر و تحول در او پیدا بشود قابلیت ندارد شما در ذات باری نمی‌توانید كم تصور كنید نمی‌توانید كه كیف تصور كنید در نفس وجود بالصرافه كه همان فیض اقدس باشد نمی‌توانید این را بگوئید بلكه اسم وجود منبسط آوردید در او تغییر پیدا شده خوب حالا كه تغییر پیدا شد ما اسم آن را می‌گذ اریم هیولای اولی شما هر چه می‌خواهید بگویید ماده بگذارید هیولای اولیه بگذارید مادی المواد بگذارید جنس بگذارید هر چی بگویید در تسمیه اشكال ندراد همین كه این وجود از بساطت خودش تغییر پیدا كرد دیگر تمام شد حالا این یك مراتبی را طی می‌كند.