اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی در باب کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه مشهور در میان حکما آغاز می‌شود که ماده را به دلیل ابهام و صورت را به دلیل تحصل، جایگاه انتزاع جنس و فصل می‌دانند. استاد با تبیین دقیق جایگاه وجودی نفس و تفاوت آن با بسائط، به این نتیجه می‌رسند که تقسیم موجودات به ماده و صورت در خارج، امری اعتباری است و در حقیقتِ وجود، جز ظهوراتِ صورتِ محضه چیزی وجود ندارد. در ادامه، ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به مفاهیم دینی و تبرکات، بر اهمیت توجه به «حال فعلی» افراد و پرهیز از استناد به حالات گذرا تأکید می‌کنند. این جلسه با هدف تبیین دقیق جایگاه وجودی اشیاء و اصلاح نگاه به مفاهیم فلسفی و اعتقادی تنظیم شده است.

تحلیل فلسفی حقیقت ماده و صورت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی در باب کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه مشهور در میان حکما آغاز می‌شود که ماده را به دلیل ابهام و صورت را به دلیل تحصل، جایگاه انتزاع جنس و فصل می‌دانند. استاد با تبیین دقیق جایگاه وجودی نفس و تفاوت آن با بسائط، به این نتیجه می‌رسند که تقسیم موجودات به ماده و صورت در خارج، امری اعتباری است و در حقیقتِ وجود، جز ظهوراتِ صورتِ محضه چیزی وجود ندارد. در ادامه، ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به مفاهیم دینی و تبرکات، بر اهمیت توجه به «حال فعلی» افراد و پرهیز از استناد به حالات گذرا تأکید می‌کنند. این جلسه با هدف تبیین دقیق جایگاه وجودی اشیاء و اصلاح نگاه به مفاهیم فلسفی و اعتقادی تنظیم شده است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تحلیل فلسفی حقیقت ماده و صورت

7
  • در آنجا به یک عنوان مى‌توانیم بگوییم که اصلاً صورتیت برداشته مى‌شود و تبدیل به صورتیت محضه است یعنى آن صورتیت محضه است که فی‌حدّنفسه متعینٌ بِذاته و متشخص بذاته و لا یَحتاج الى تَعَیُّنِه و تَمَیُّزِه و تَشَخُّصِه و تَحقُّقِه و تَکَوُّنه بأمرٍ آخر و علَّةٍ اُخرى، این نفس وجود فی‌نفسه صورةٌ، به این اعتبار اگر ما بخواهیم لحاظ بکنیم والاّ مى‌توانیم بگوییم که اصلاً صورت هم نیست. به این اعتبار این صورت مى‌شود. این نفس الوجود به هر کیفیتى که دربیاید باز در آن کیفیت صورةٌ، ماده دیگر کجا بود؟ ما دیگر در اینجا ماده نداریم، یعنى هیچ ماده‌اى وجود ندارد، هر شکلی که آن صورت بخواهد بگیرد صورةٌ و صورةٌ بعدَ صورةٍ و صورةٌ بعدَ صورةٍ ثانیةٍ و ثالثةٍ و رابعة در همۀ این احوال آنچه که مشاهده مى‌شود و آنچه که تحقق و تکوّن پیدا کردند در همۀ آنها فقط صورت است! پس هیچ ماده‌اى در اینجا وجود ندارد! خود صور با همدیگر تفاوت مى‌کنند، خب تفاوت کنند.

  • صحبت صورت و ماده صحبت ابهام و تحصّل است و در اینجا ما ابهامى نداریم که بخواهیم آن ابهام را به ماده بزنیم و وقتى که به ماده زدیم آن‌وقت بخواهیم جنیست را از ماده بگیریم. ابهامى دیگر در اینجا وجود ندارد، آنچه که وجود دارد عبارت از تحصل محض است خب تحصل محض هم که ماده نیست! شما در اینجا چه برنج مبهمی دارید که مى‌خواهید عرضه بکنید؟! شما برنج مبهم ندارید هرچه را که بخواهید تصور بکنید حقیقتى است حالا آن حقیقت در خارج تحقق دارد، فوقش حالا بگوییم که ما در ذهنمان در اقسام برنج یک برنج داریم که هیچ نوعی ندارد، خود همان متحصل است حالا لازم نیست آن تحصل، تحصل خارجی باشد. ظرف وجود، ظرف وجود خارج باشد، ظرف وجود ذهن است و ذهن هم براى خودش دم و دستگاهى دارد، حساب و کتابى دارد.

/