اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد مبانی جوهریت و حرکت جوهریه

تبیین حقیقت وجود به مثابه فعلیت محضه و نقد جنس و فصل

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی مبانی رایج در فلسفه پیرامون مفاهیمی همچون جوهریت، حرکت جوهریه و انتزاع جنس و فصل می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اصالت و بساطت وجود، استدلال می‌کنند که حقیقت وجود، فعلیتی محضه است که در تمامی مراتب ظهور خود، بدون تغییر در ذات، حضور دارد. در این نگاه، مفاهیمی مانند ماده و صورت به معنای رایج آن، دچار ابهام بوده و انتزاع جنس و فصل از آن‌ها بر اساس توهمات منطقی استوار است. استاد با رد لزوم حرکت جوهریه به شکل مصطلح، آن را مماشات با مشی فلاسفه پیشین دانسته و تبیین می‌کنند که تبدل اشیاء در حقیقت، چیزی جز ظهور فعلیت‌های متوالی و متسلسل نیست. این بحث در نهایت به تبیین جایگاه رفیع انبیاء و اولیاء در دعا و نفرین و تفاوت نگاه عرفانی با مباحث خشک فلسفی ختم می‌شود.

نقد مبانی جوهریت و حرکت جوهریه

10
  • برایتان چندتا مثال زدم گفتم که شما یک دایره اینجا بکشید فرض کنید چند نفرى آمدند و در اینجا نشستند، می‌گویید که دو سه مترى بازترش کنید خفه شدیم مى‌گویید که آقا دایره را بزرگ‌تر کنید، دایره که بزرگ‌تر نمى‌شود! دایره همان است [باید] دایرۀ دیگرى تشکیل بدهید این دایره بزرگ‌تر نمى‌شود، این همین است این دایره یک مترو نیم است. مى‌گویید که آقا توسعه بده و قطر را سه متر کنید اینکه قطر را سه متر مى‌کنید شما دایره را بزرگ نکردید، کش که نیست تازه کش هم باشد باز یک چیز دیگر درست شده است [پس دایره را] بزرگ نکردید بلکه دایرۀ دیگرى تشکیل دادید باز توسعه دادید باز دایرۀ دیگرى تشکیل دادید مدام دایره روى دایره روى دایره دارد وسیع‌تر مى‌شود آنچه که در حقیقتِ وجود، صورت خارج پیدا مى‌کند فعلیت است و این فعلیت الآن به این نحو است بعد این فعلیتِ دیگر در اینجا مى‌آید بعد فعلیتِ دیگر می‌آید منتها این‌قدر اینها پشت سرهم است که شما اینها را نمى‌بینید. این چشم در هر ثانیه چند دفعه عکس برمى‌دارد؟ این [دوربین] 24 تا عکس برمی‌دارد؟ ما چندتا؟ او سرعتش با ما تنظیم شده است؟ دیده‌اید در این فیلم‌ها بعضی‌ها که تند مى‌کنند بدو بدو می‌رود و وقتى که آهسته‌اش مى‌کنند یک قدم برمى‌دارد، چند ثانیه بعد یک قدم دیگر برمی‌دارد و... الآن شما بیست و چند مرتبه مدام دارید مى‌بینید ولى یک امر ثابت مى‌بینید درحالى‌که چشم شما در همین یک ثانیه، 24 مرتبه مدام عکس برداشته است منتها ذهن به‌واسطۀ تسلسلى که دارد آن را امر واحد مى‌بیند. حالا نمی‌دانم یک هم‌چنین بیمارى چشمی داریم یا نه که مثلاً 24 تا، ده‌تا بشود و تیک تیک تیک آدم همۀ عالم را در حال قطعه قطعه ببیند، این چطورى مى‌شود؟! مثل عکسى که تکه‌تکه مى‌کنند، خب دیگر نمى‌شود زندگى بکنید!

  • مثلاً رفتى به اهل‌بیت مى‌گویى که سلام علیکم مى‌بینى شش‌تا اینجا ایستادند خوشحال مى‌شوی و می‌گویی که بَه! ما که شانس نداشتیم دوتا هم گیرمان بیاید یک‌دفعه الآن شش‌تا خدا داده است! او دارد شش‌تا عکس مى‌بیند ولی آن که واقع است یکى است و یک دانه است ولى او دارد شش‌تا ده‌تا مى‌بیند چون اینجا [مغز] خراب شده وقتى که اینجا خراب شود همه چیز خراب مى‌شود. اگر کمی اینجا تکان بخورد به قول ترک‌ها وقتى که کله‌اش دَگَنه بشود دیگر همۀ عالم به‌هم مى‌ریزد! او هم چشمش دگنه شده و به جاى اینکه 24تا عکس ببیند ده‌تا دیده و همه چیز به‌هم ریخته است ولی در واقع یکى است و یک واقعیت وجود دارد. این مسائلى که براى این بدن و جسم پیدا مى‌شود یک واقعیت و حقیقت وجود دارد آنچه را که تبدل پیدا کرده أمرٌ جدیدٌ جدیدٌ جدیدٌ جدیدٌ جدیدٌ همین‌طور جدیدٌ جدیدٌ تا روز قیامت جدیدٌ و تا خدا خدایى مى‌کرد جدیدٌ و تا خدا خدایى مى‌کند جدیدٌ همۀ اینها جدیدٌ مبهمش کجاست؟! ما مبهم نداریم. دلیلش چیست؟! صاف در روز قیامت که مى‌شود مى‌گویند که آقا تو این کار را کردى. برفرضِ تبدل یک ماده به یک صورت جدید [باشد] خب باید او محو بشود دیگر، صاف مى‌ایستد و خودش را هم درست مى‌کند و به خدا ـ فلسفه و منطق خوانده است ـ می‌گوید که پس کجاست؟ نشان بده ببینم. تمام اینهایى که مى‌گویى همه کشک و دروغ است. خیال کرده آنجا هم [مثل] اینجا است! خدا مى‌گوید: اِ ما فلسفه و منطق نخوانده هزارتا مثل تو را سرِکار گذاشتیم اینجا دارى براى ما چیز مى‌کنى؟! بفرما! آن حقیقت وجودیۀ خودش را که در این ظروف‌ متعاقبه یک‌به‌یک ظهور پیدا کرد، نشانش مى‌دهد. حالا چه مى‌گویی؟! خودش را نشان مى‌دهد نه عکسش را! وجود و ظهور خودش را نشان مى‌دهد و واقعه‌ای را که گذشته می‌‌آورد و خود را در آن واقعه همان‌طورى‌که در آن واقعه بود به عینه مى‌بیند نه مانند او! همان.