اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد مبانی جوهریت و حرکت جوهریه

تبیین حقیقت وجود به مثابه فعلیت محضه و نقد جنس و فصل

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی مبانی رایج در فلسفه پیرامون مفاهیمی همچون جوهریت، حرکت جوهریه و انتزاع جنس و فصل می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اصالت و بساطت وجود، استدلال می‌کنند که حقیقت وجود، فعلیتی محضه است که در تمامی مراتب ظهور خود، بدون تغییر در ذات، حضور دارد. در این نگاه، مفاهیمی مانند ماده و صورت به معنای رایج آن، دچار ابهام بوده و انتزاع جنس و فصل از آن‌ها بر اساس توهمات منطقی استوار است. استاد با رد لزوم حرکت جوهریه به شکل مصطلح، آن را مماشات با مشی فلاسفه پیشین دانسته و تبیین می‌کنند که تبدل اشیاء در حقیقت، چیزی جز ظهور فعلیت‌های متوالی و متسلسل نیست. این بحث در نهایت به تبیین جایگاه رفیع انبیاء و اولیاء در دعا و نفرین و تفاوت نگاه عرفانی با مباحث خشک فلسفی ختم می‌شود.

نقد مبانی جوهریت و حرکت جوهریه

9
  • وضع و جعل فصل و جنس توسط منطقیین براساس توهمات

  • اتفاقاً این مسئله‌اى که من گفتم در آنجا خوب ظهور پیدا مى‌کند که چطور یک عرض با وجود عرضیتش در آنجا فصلیت و جنسیت اعتبارى لحاظ مى‌شود. بنابراین منطقیین که آمدند فصل و جنس را قرار دادند براساس توهمات خودشان بود. همان توهماتى که بسیارى از حکما و فلاسفه هم در این زمینه داشتند. ما مى‌گوییم که در اصل قضیه اصلاً سَری نبوده تااینکه شما بخواهید آن را بتراشید! اصلاً ما در عالم ماده‌ای نداریم تااینکه منطقیین بیایند جنس و فصلى درست بکنند و این وسط مابه‌الاِشتراک و مابه‌الاِمتیاز و این بساط را راه بیندازند! ما اصلاً ماده‌اى نداریم وقتى که ماده نداریم بناى منطق‌ ما براین‌اساس باید استوار باشد نه بر بناى وجود ماده و صورت و بر آن جنس و فصل. باید منطق جدیدى بسازید و با این نگرش و با این بینش به او نگاه کنید. وقتى که حقیقت وجود عبارت از فعلیت محضه است، این فعلیت محضه چه زمانی به ماده برمی‌گردد تااینکه شما یک جوهریت مادى را در اینجا لحاظ کنید و بعد آن صورت خارجى و ظهور خارجى را هم صورت و فصل بدانید و جمع بین این دو را این امر متعیِّن و مرکب خارجى بدانید؟! ما مى‌گوییم که خود آن فعلیت در هر حالى فعلیةٌ نه‌اینکه مادةٌ. ما [از خودمان] درمى‌آوریم مى‌گوییم که علقه استعداد آن شدن دارد؛ یعنى یک امر مبهمى در آن ‌است نه! ما اصلاً امر مبهم نداریم اینکه استعداد دارد خب داشته باشد این استعداد داشتن او را مبهم نمى‌کند و از آن ماده به‌وجود نمى‌آورد أمرٌ فعلىٌ و این أمرٌ فعلىٌ یَتبدّلُ بِفعلیةٍ أُخرىٰ و آن تبدل به فعلیت دیگر، نه آن است که خود او به فعلیت دیگر متبدل شده است، اگر خود او متبدل به فعلیت دیگر بشود پس فعلیت قبلى کجا رفت؟! راجع به این قضیه فکر کردید؟! مى‌گوییم که این علقه تبدیل به مضغه شد، این علقه که تبدیل به مضغه شد پس آن قبلى کجاست یعنى ازبین رفت؟! ازبین نرفته سر جایش هست. چطور سرجایش هست؟ گفتم که پیچ را باز مى‌کنید ـ اسم این دستگاه که فیلم را می‌چرخد آپارات است البته الآن که دیگر از این چیزها نیست الآن از این دستگاه‌هایی هست که شما آوردید ـ آن را مى‌زنید و نوار را از قبل مى‌آورد؛ به خواب مى‌روید و خواب مى‌بینید، در مکاشفه کشف مى‌کنید، در اتصال به برزخ و مثال آن حقیقت را مى‌بینید و یک‌دفعه مى‌بینید اِ تمام اینها هست ـ همه را هم نبینید ها! بعضی‌هایش خوب نیست ـ چرا ما سراغ علقه و مضغه برویم همین جوان رعناى بیست ساله‌ای که الآن در اینجا نشسته را فرض کنید، پارسالش کجا رفت؟! هان! آقایان اطباء که مى‌گویند: سلول‌ها تغییر پیدا مى‌کنند، عوض مى‌شوند، یکى مى‌رود و یکى مى‌آید. اینهایى که مى‌گویید: مى‌رود، کجا مى‌رود؟! تغییر پیدا مى‌کند چیست؟! چطورى مى‌رود و تغییر پیدا مى‌کند؟! محو مى‌شود پس نیست؟! نه، هست. پس کجاست؟! سر جایش هست پس چه تغییری پیدا کرد؟! فعلیةٌ بَعد فعلیة؛ آن عوض نشد فعلیت جدیدى آمد.