
ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام
نقش ارتباط با حقایق خارجی در شکلگیری فتاوا و اجتهاد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت شکلگیری ماهیت اشیاء در ذهن و نقش تعیینکننده آن در استنباط احکام شرعی میپردازند. بحث با نقد نگاههای سطحی به موضوعات آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که ماهیت، انتزاعی از ارتباطات عمیق و مستمر نفس با حقایق خارجی است. استاد با بررسی ریشههای نوسان در فتاوای فقها، نشان میدهند که چگونه عدم ادراک صحیح موضوع و غلبه احساسات یا پیشفرضهای ذهنی، میتواند منجر به نتایج متفاوت و گاه متناقض در قضاوت و فتوا شود. در ادامه، با نقد رویکردهای غیرعلمی به مسئله اجماع و خبر واحد، بر ضرورت دقت در شناخت موضوعات و لزوم استقلال نفسانی مجتهد برای رسیدن به واقع تأکید میگردد. در نهایت، این بحث به اهمیت وجدان علمی و اخلاقی در مسیر دستیابی به حقیقت و پرهیز از تحریف واقعیتها در نقل وقایع تاریخی و فقهی ختم میشود.
ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت شکلگیری ماهیت اشیاء در ذهن و نقش تعیینکننده آن در استنباط احکام شرعی میپردازند. بحث با نقد نگاههای سطحی به موضوعات آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که ماهیت، انتزاعی از ارتباطات عمیق و مستمر نفس با حقایق خارجی است. استاد با بررسی ریشههای نوسان در فتاوای فقها، نشان میدهند که چگونه عدم ادراک صحیح موضوع و غلبه احساسات یا پیشفرضهای ذهنی، میتواند منجر به نتایج متفاوت و گاه متناقض در قضاوت و فتوا شود. در ادامه، با نقد رویکردهای غیرعلمی به مسئله اجماع و خبر واحد، بر ضرورت دقت در شناخت موضوعات و لزوم استقلال نفسانی مجتهد برای رسیدن به واقع تأکید میگردد. در نهایت، این بحث به اهمیت وجدان علمی و اخلاقی در مسیر دستیابی به حقیقت و پرهیز از تحریف واقعیتها در نقل وقایع تاریخی و فقهی ختم میشود.
ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام
17خب بگو اشتباه است! اینکه دیگر اینقدر مؤونه ندارد که خودت را به دردسر بیندازى و مدام دلیل بیاورى و فلان کنى! آنهم با این ادله! [بگو] آقا اشتباه کردم! [میگویند:] مگر مىشود که چهار نفر چه کنند و چهلتا فقیه در یک زمان همه یکى بگویند، [بعد بگوییم اشتباه کردهاند!] چرا نمىشود! آقا مىرود بالاى منبر نظرش را مىگوید چهار هزار نفر، همه مىپذیرند حالا که شد! فردا همین آقایى که بالاى منبر است مىآید نظرش عوض مىشود همین چهار هزارتا دوباره مىپذیرند، چطور اینجا شد! آنهایى هم افرادى مثل بقیه هستند. تا نگاه مىکنند مىبییند اوه! این استادشان یک همچنین فتوایى داده است کمی دست و پایشان شروع به لرزیدن مىکند و آنها هم فتوا مىدهد دوتا مىشود! این هم نگاه مىکند مىبیند آن دوتا دادند و اینهم مىدهد سهتا مىشود درحالىکه ... این کمکم اجماع میشود و صدنفر همه یک حرف را مىزنند! صدنفر، اصلاً اینکه پایه ندارد اساس ندارد. اینجاست که انسان باید بیشتر فکر کند و بیشتر توجه کند و براى رسیدن به مطلب باید یک خرده دقیقتر باشد و مسئله باید دقیقتر باشد.
بله، امام علیهالسّلام که نسبت به فروع همانطور که شما مىفرمایید چیز ندارند بهخاطر این است که مسئلۀ فروع ... حالا غیر از آن مسئلۀ اصول که همان مبانىِ مبدأ، معاد، عصمت، رسالت، امثالذلک و اینها باشد که آنها پایه و اساس خود شریعت را تشکیل مىدهند. [اگر] ما در مسئلۀ امامت تشکیک کنیم بنابراین مسئله بهجاى دیگر کشیده مىشود و همان حرفهایی که فعلاً دارد مطرح مىشود. الآن مسائلى که دارد مطرح مىشود و به جاهاى دیگر زده مىشود براى چیست؟! بهخاطر این قضیه است؛ تشکیک در مسئلۀ امامت است.
فرق بین عصمت کلام با حجیت کلام
شما وقتى که عصمت را از امامت بردارید کلام معصوم از حجیت مىافتد وقتى که از حجیت افتاد آنوقت اعلامیۀ حقوق بشر مىآید جاى او را مىگیرد! اینها همهاش بهخاطر خط سیرى است که مىخواهد آنجا برود! امام مىگوید که باید در این اصول محکم باشید. امام معصوم هست همانطورىکه رسول خدا صلّی الله و علیه و آله و سلّم معصوم بود. امام معصوم هست همانطورىکه تکتک آیات قرآن معصوم است. کلام امام عصمت دارد. حالا معنای این کلام امام علیهالسّلام عصمت دارد آیا آن کلامى است که از دهان امام خارج مىشود یا آن کلامی است که شما از دهان ابوبصیر مىشنوید؟! این حرف ماست! کلامى که شما از ابىبصیر مىشنوید عصمت ندارد بلکه حجیت دارد! عصمت ندارد! بحث دوتاست؛ ما بحث عصمت مىکنیم و بحث حجیت.
