
ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام
نقش ارتباط با حقایق خارجی در شکلگیری فتاوا و اجتهاد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت شکلگیری ماهیت اشیاء در ذهن و نقش تعیینکننده آن در استنباط احکام شرعی میپردازند. بحث با نقد نگاههای سطحی به موضوعات آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که ماهیت، انتزاعی از ارتباطات عمیق و مستمر نفس با حقایق خارجی است. استاد با بررسی ریشههای نوسان در فتاوای فقها، نشان میدهند که چگونه عدم ادراک صحیح موضوع و غلبه احساسات یا پیشفرضهای ذهنی، میتواند منجر به نتایج متفاوت و گاه متناقض در قضاوت و فتوا شود. در ادامه، با نقد رویکردهای غیرعلمی به مسئله اجماع و خبر واحد، بر ضرورت دقت در شناخت موضوعات و لزوم استقلال نفسانی مجتهد برای رسیدن به واقع تأکید میگردد. در نهایت، این بحث به اهمیت وجدان علمی و اخلاقی در مسیر دستیابی به حقیقت و پرهیز از تحریف واقعیتها در نقل وقایع تاریخی و فقهی ختم میشود.
ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت شکلگیری ماهیت اشیاء در ذهن و نقش تعیینکننده آن در استنباط احکام شرعی میپردازند. بحث با نقد نگاههای سطحی به موضوعات آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که ماهیت، انتزاعی از ارتباطات عمیق و مستمر نفس با حقایق خارجی است. استاد با بررسی ریشههای نوسان در فتاوای فقها، نشان میدهند که چگونه عدم ادراک صحیح موضوع و غلبه احساسات یا پیشفرضهای ذهنی، میتواند منجر به نتایج متفاوت و گاه متناقض در قضاوت و فتوا شود. در ادامه، با نقد رویکردهای غیرعلمی به مسئله اجماع و خبر واحد، بر ضرورت دقت در شناخت موضوعات و لزوم استقلال نفسانی مجتهد برای رسیدن به واقع تأکید میگردد. در نهایت، این بحث به اهمیت وجدان علمی و اخلاقی در مسیر دستیابی به حقیقت و پرهیز از تحریف واقعیتها در نقل وقایع تاریخی و فقهی ختم میشود.
ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام
18قرآن چه در دست مقداد باشد آن قرآن یکى است، همان قرآن در دست یزید باشد آنهم یکى است. قرآن، قرآن است! اگر به آن عمل نمىکنیم یک مطلب دیگر است. در صورتى که در قرآن دست نبرده باشیم! همان قرآن بهخاطر آیاتى که دارد این آیات عصمت دارند حالا هرجا مىخواهند باشند. همین کلامى که امام علیهالسّلام [میفرماید را] اگر أبان نقل کند و محمد بن مسلم نقل بکند براى شما حجةٌ، همین کلام را یزید از امام صادق نقل کند لیس بحجةٍ.
تلمیذ: در یک مجلس امام علیهالسّلام به سهنفر در مورد یک مطلب سهحکم مختلف فرمودند.
استاد: خب پس براى همین است!
تلمیذ: کدام را باید بگوییم که صددرصد حق است؟
استاد: احسنت! پس شما مؤید هستید!
تلمیذ: از کجا مىشود این را تشخیص داد؟
استاد: همین! انسان باید به آن ملاک براى کلام امام برسد! تشخیص بدهد که کدامیک از اینها تقیّه بوده است. تشخیص بدهد که کدامیک از آنها بهخاطر واقعۀ شخصیه بوده است. تشخیص بدهد کدامیک از اینها بهخاطر عدم بیان وقت حاجت بوده است. وقتی همه را تشخیص داد همۀ این احتمالات را کنار زد به یک احتمال واقع رسید که أقرب إلى الواقع [است] اینکه بنده الآن عرض کردم چند دقیقه پیش ...
تلمیذ: قطعى نیست ظنى است!
استاد: باشد! اشکالى ندارد، آن ظن براى ما حجت مىشود.
تلمیذ: اصلاً راهى براى رسیدن به احکام قطعى دین خدا نداریم!
استاد: چرا در ضروریات و اینها هست.
تلمیذ: در محکمات و ضروریات!
استاد: در ضروریات و محکمات قطعیات داریم و در غیر از آنها نداریم! الآن در مسئلۀ خمس در هبه؛ یک عده مىگویند: نه، [خمس ندارد]. بنده مىگویم: باید باشد. همین روایت را او اینطور مىفهمد و همین روایت را من طور دیگرى مىفهمم. درحالىکه هردوى اینها یکى است. بنده، نه به اعلامیۀ حقوق بشر مراجعه کردم که بگویم خمس [دارد یا ندارد] آن که اصلاً خمس متوجه نمىشود.
تلمیذ: این ظن شخصى است!
