
ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام
نقش ارتباط با حقایق خارجی در شکلگیری فتاوا و اجتهاد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت شکلگیری ماهیت اشیاء در ذهن و نقش تعیینکننده آن در استنباط احکام شرعی میپردازند. بحث با نقد نگاههای سطحی به موضوعات آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که ماهیت، انتزاعی از ارتباطات عمیق و مستمر نفس با حقایق خارجی است. استاد با بررسی ریشههای نوسان در فتاوای فقها، نشان میدهند که چگونه عدم ادراک صحیح موضوع و غلبه احساسات یا پیشفرضهای ذهنی، میتواند منجر به نتایج متفاوت و گاه متناقض در قضاوت و فتوا شود. در ادامه، با نقد رویکردهای غیرعلمی به مسئله اجماع و خبر واحد، بر ضرورت دقت در شناخت موضوعات و لزوم استقلال نفسانی مجتهد برای رسیدن به واقع تأکید میگردد. در نهایت، این بحث به اهمیت وجدان علمی و اخلاقی در مسیر دستیابی به حقیقت و پرهیز از تحریف واقعیتها در نقل وقایع تاریخی و فقهی ختم میشود.
ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت شکلگیری ماهیت اشیاء در ذهن و نقش تعیینکننده آن در استنباط احکام شرعی میپردازند. بحث با نقد نگاههای سطحی به موضوعات آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که ماهیت، انتزاعی از ارتباطات عمیق و مستمر نفس با حقایق خارجی است. استاد با بررسی ریشههای نوسان در فتاوای فقها، نشان میدهند که چگونه عدم ادراک صحیح موضوع و غلبه احساسات یا پیشفرضهای ذهنی، میتواند منجر به نتایج متفاوت و گاه متناقض در قضاوت و فتوا شود. در ادامه، با نقد رویکردهای غیرعلمی به مسئله اجماع و خبر واحد، بر ضرورت دقت در شناخت موضوعات و لزوم استقلال نفسانی مجتهد برای رسیدن به واقع تأکید میگردد. در نهایت، این بحث به اهمیت وجدان علمی و اخلاقی در مسیر دستیابی به حقیقت و پرهیز از تحریف واقعیتها در نقل وقایع تاریخی و فقهی ختم میشود.
ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام
20حضور عینی تمامِ مُلک و مَلَکوت و ماسوىالله در نفس امام زمان علیهالسّلام
علم امام هم همین است امام بخواهد در اختیارش هست و بخواهد نسبت به این مسئله اطلاع پیدا مىکند درحالیکه همه چیز در قلب امام علیهالسّلام هست؛ ﴿وَ كُلَّ شَيۡءٍ أَحۡصَيۡنَٰهُ فِيٓ إِمَامٖ مُّبِين﴾1 تمامِ مُلک و مَلَکوت و ماسوىالله در نفس امام زمان علیهالسّلام همه حضور عینى دارد نه علمى! ـ علمى بهعنوان علم حصولی، نه بهعنوان علم حضورى، علم حضوری همان عینى است ـ حضور عینى و تجسمى دارد چون واسطه اوست و وقتى واسطه او باشد یعنی همه از نفس کلى او تشکّل خارجى و جزئى پیدا مىکند. تشکّل جزئی! چطور ممکن است آن علت کلى متوجه معالیل جزئى نباشد؟! چطور ممکن است؟! این نفس امام علیهالسّلام مىشود! ولى صورتِ علمىِ نفسى بهدست خودش هست که این را بیاورد و آن را نیاورد.
علت کتمان علم غیب توسط امام
بعد من به یک روایتى برخورد کردم که آقا اصل این روایت یک چیز دیگر است! در آنجایى که حضرت امام صادق علیهالسّلام این را مىگفتند آنجا ابوحنیفه بوده است و حضرت بهخاطر ابوحنیفه آنطور فرمودهاند. [وقتی] طرف (ابوحنیفه) رفت، أبان با دونفر دیگر در آنجا بودند گفتند: یابن رسول الله ما که [شما را] مىشناسیم! اینها را دیگر به ما نگو! دارید ما را هم سرِ کار مىگذارید؟! ما را دیگر چرا؟! حضرت فرمودند: مگر ندیدى ابوحنیفه آنجا بود! بعد حضرت فرمودند: «ما من شیءٍ فلان الاّ اینکه در نفس ما هست».
[شخص میگوید:] حالا این یک چیزى شد و راحت شدیم و قضیه درست شد. امام علیهالسّلام ده نوع حرف مىزند. بله، اگر امام [حرف بزند] آنجا این ابوحنیفه کذا و کذا، هزارتا قضیه درست مىکند. نفس معاند او به اشتعال درمىآید، تحریک حساسیت و حسد و کینه او مىشود لذا امام مجبور است در اینجا اینطورى حرف بزند.
گاهى اوقات که ابوحنیفه پیش امام مىآمد حضرت مىفرمودند: «اگر کسى خواب دیده است بیاید او تعبیر کند! ابوحنیفه اینجا نشسته است بیاید تعبیر بکند!» این چه مىشود؟ ما از اینجا استفاده مىکنیم امام علیهالسّلام در میان اجتماع به همین نحوهاى برخورد مىکرد که لازمۀ یک نوع مداراى اجتماعى است و لازمۀ یک نوع امور عادى است. آیا امام مىگفت: چون من امام صادق هستم پس گور پدرش هرچه [میخواهد بشود]؟! نه، اینطور نبوده است.
- . سوره یس (36) آیه 12. امام شناسى، ج 12، ص 322:
«ما هر چیزى را در امام آشكارا به شمارش و حساب آوردیم.»
- . سوره یس (36) آیه 12. امام شناسى، ج 12، ص 322:
