
ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام
نقش ارتباط با حقایق خارجی در شکلگیری فتاوا و اجتهاد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت شکلگیری ماهیت اشیاء در ذهن و نقش تعیینکننده آن در استنباط احکام شرعی میپردازند. بحث با نقد نگاههای سطحی به موضوعات آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که ماهیت، انتزاعی از ارتباطات عمیق و مستمر نفس با حقایق خارجی است. استاد با بررسی ریشههای نوسان در فتاوای فقها، نشان میدهند که چگونه عدم ادراک صحیح موضوع و غلبه احساسات یا پیشفرضهای ذهنی، میتواند منجر به نتایج متفاوت و گاه متناقض در قضاوت و فتوا شود. در ادامه، با نقد رویکردهای غیرعلمی به مسئله اجماع و خبر واحد، بر ضرورت دقت در شناخت موضوعات و لزوم استقلال نفسانی مجتهد برای رسیدن به واقع تأکید میگردد. در نهایت، این بحث به اهمیت وجدان علمی و اخلاقی در مسیر دستیابی به حقیقت و پرهیز از تحریف واقعیتها در نقل وقایع تاریخی و فقهی ختم میشود.
ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت شکلگیری ماهیت اشیاء در ذهن و نقش تعیینکننده آن در استنباط احکام شرعی میپردازند. بحث با نقد نگاههای سطحی به موضوعات آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که ماهیت، انتزاعی از ارتباطات عمیق و مستمر نفس با حقایق خارجی است. استاد با بررسی ریشههای نوسان در فتاوای فقها، نشان میدهند که چگونه عدم ادراک صحیح موضوع و غلبه احساسات یا پیشفرضهای ذهنی، میتواند منجر به نتایج متفاوت و گاه متناقض در قضاوت و فتوا شود. در ادامه، با نقد رویکردهای غیرعلمی به مسئله اجماع و خبر واحد، بر ضرورت دقت در شناخت موضوعات و لزوم استقلال نفسانی مجتهد برای رسیدن به واقع تأکید میگردد. در نهایت، این بحث به اهمیت وجدان علمی و اخلاقی در مسیر دستیابی به حقیقت و پرهیز از تحریف واقعیتها در نقل وقایع تاریخی و فقهی ختم میشود.
ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام
21آن زمانِ امام زمان علیهالسّلام است. زمان امام زمان دیگر امام با کسى شوخى ندارد! دیگر نه ابوحنیفه پیدا مىشود و نه غیر ابوحنیفه که حضرت بخواهد تقیّه کند. حضرت مىآید و مىگوید: مطلب این است. تمام شد و رفت! ولى ائمه ما اینطور نبودند هزارتا ابتلاء داشتند. آنوقت ما آن نصفۀ کلام را مىگیریم که حضرت مىفرماید: «دنبال مىگشتم پیدا نکردم!» آن مطلب بعدى که [حضرت] مىگوید نمىگیریم. آن را باید انسان بهدست بیاورد! آن ملاک، رسیدن به یک ملاک واقعى و حقیقى است البته صحیح از روی مبانی! آنوقت بعد بیاید آن مطالبى که ممکن است مخالف باشد بر آن مسئلۀ یقینى حمل کند.
لذا باید آن مبهمات را در باب ارجاعِ اطلاق بر تقیید حمل بر آن متعیّنات کرد. شما در باب ارجاعِ اطلاق بر تقیید مىگویید: اول یقین به مقید دارید وقتى که یقین به مقید داشتید یقین به خاص داشتید یقین به مبیّن داشتید آنوقت مجمل را حمل بر آن مىکنید، عام را حمل بر خاص مىکنید، مطلق را حمل بر مقیّد مىکنید. باید جنبۀ اول محفوظ باشد تااینکه بعد بتوانید نسبت به آن اقدام کنید.
حالا عجیب [اینجاست] من پیش آن شخص رفتم ـ اینجا جالب است ـ بعد گفتم که حالا اینطور امانت[دارى] کرده است خواستم خودم صد دلار به او بدهم! آنچه کردم نپذیرفت! یک مسیحى که معلوم نبود حقوقش ماهى سیصد دلار بود یا چهارصد دلار، این حدودها که بیشتر نیست! دوهزار دلار، در همچنین مواردى باید بگیرد حال کند اما هرچه کردم صد دلار [را] نپذیرفت بههیچوجه! گفت که من کارى نکردهام! شغل هر روز من هست! نهاینکه برای شماست هر روز چندتا از این موارد پیدا مىشود و کار هر روز من است. من را که نمىشناسد ما را که ندیده بود. من به زور صد دلار در جیبش گذاشتم؛ آن دوست ما دید که این قبول نمیکند پنجاه دلارى در جیبش گذاشت و ما آمدیم.
