اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام

نقش ارتباط با حقایق خارجی در شکل‌گیری فتاوا و اجتهاد

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت شکل‌گیری ماهیت اشیاء در ذهن و نقش تعیین‌کننده آن در استنباط احکام شرعی می‌پردازند. بحث با نقد نگاه‌های سطحی به موضوعات آغاز شده و بر این نکته تأکید می‌شود که ماهیت، انتزاعی از ارتباطات عمیق و مستمر نفس با حقایق خارجی است. استاد با بررسی ریشه‌های نوسان در فتاوای فقها، نشان می‌دهند که چگونه عدم ادراک صحیح موضوع و غلبه احساسات یا پیش‌فرض‌های ذهنی، می‌تواند منجر به نتایج متفاوت و گاه متناقض در قضاوت و فتوا شود. در ادامه، با نقد رویکردهای غیرعلمی به مسئله اجماع و خبر واحد، بر ضرورت دقت در شناخت موضوعات و لزوم استقلال نفسانی مجتهد برای رسیدن به واقع تأکید می‌گردد. در نهایت، این بحث به اهمیت وجدان علمی و اخلاقی در مسیر دستیابی به حقیقت و پرهیز از تحریف واقعیت‌ها در نقل وقایع تاریخی و فقهی ختم می‌شود.

ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام

6
  • متأسفانه همین مصیبت در ما هم وجود دارد؛ همین قضیه در ما هم هست! هیچ تا حالا با خود فکر کرده‌اید آن فقیهى که فتوا به یک قضیه مى‌دهد آن فتوا براساس ذهنیاتش هست. مى‌گویند: آقا مگر مى‌شود شیخ طوسى [اشتباه کند.] شیخ طوسى هزارتا فتواى عوضى و مختلف در کتبش وجود دارد. شما یک فتوا از شیخ طوسى پیدا کنید که در کتبش از آن برنگشته باشد! چرا ما باید افراد را در جایگاه معصوم قرار بدهیم؟! چرا آخر؟! فردى مثل رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم مطلبی را که می‌گوید همان هست که امام زمان علیه‌السّلام حجت ثانى عشر آن مسئله را می‌گوید. چرا ما باید این دو مرز را نگه نداریم و افراد را در آن خلط کنیم.

  • در کدام روایت آمده است بر اینکه اگر یک مجتهدى فتوا داد، براى مجتهد دیگر حجیت دارد و لازم الإجرا است؟! در کدام روایت آمده است بر اینکه امام صادق علیه‌السّلام فرمودند: فتوا و حکمى که داده مى‌شود، در آن شکى نیست؟!

  • اختلاف احادیث به‌خاطر روات

  • بله، آن‌مطلبى که حضرت فرمود: «إنَّ المُجمعَ‌ علیه لا ریبَ فیه»1 آن در صورتى است که مرتبه، به مرتبۀ ضرورةُ مِن الدین برسد. خود ابوبصیر در مکه روایتى نقل مى‌کند که ما شنیدیم که در کوفه أبان این‌طور مى‌گوید! مى‌آیند مى‌بینند یک هم‌چنین مسئله‌ای وجود نداشته است! یعنى بین دو راوى که هردو راوى در مدینه هستند و هردو با امام صادق علیه‌السّلام ارتباط دارند اختلاف هست! آن‌وقت ما بعد از 1400 سال مطلبى را که شخص در هزار سال پیش گفته است براى خودمان حجت مى‌دانیم! بین دوتا راوى که خودشان پیش امام صادق علیه‌السّلام بودند اختلاف هست و این یک مسئلۀ واضحى است که ابى‌بصیر معصوم نیست. او مى‌آید از امام صادق علیه‌السّلام مى‌شنود. کلام امام عصمت دارد کلام امام کَالوحى هست و عصمت دارد ولى تا این کلام امام به گوش من برسد من این کلام امام را بفهمم آیا دقیق او را ضبط کرده باشم یا نکرده باشم آن‌وقت که این دستگاه ضبط و فلان و این چیزها نبود تا ببینید این عین صحبت امام هست یا نه و شما به آن استناد کنید یک «واو» نه کم باشد نه زیاد! اینها که روایات را نقل مى‌کردند از کجا معلوم است یک «واو» خودشان اضافه نکرده باشند؟! از کجا معلوم است یک «فاء» کم نکرده باشند؟! از کجا معلوم است ... .

    1. الكافى، كتاب فضل العلم، ج 1، ص 68:
      «قال [عمربن‌حنظله]: فقال [الصادق علیه‌السلام]: ”یُنظَرُ إلَى ما كان مِن روایَتِهِما عَنّا فى ذلك الَّذى حَكَما به المُجمِعُ علیه أصحابُك؛ فَیُؤخَذُ به مِن حُكمِنا؛ و یُترَكُ الشّاذُّ الَّذى لَیسَ بِمَشهورٍ عند أصحابِكَ؛ فإنَّ المُجمَعَ علیه حُكمُنا لا رَیبَ فیه.“» ولایت فقیه در حكومت اسلام، ج ‌1، ص 209:
      «عمربن‌حنظله مى‌گوید: حضرت فرمودند: نظر می‌شود به آن روایتى كه اینها از ما روایت مى‌كنند و بر آن حكم مى‌نمایند باید روایتى باشد كه أصحاب تو بر آن روایت اتّفاق و إجماع دارند باید چنین روایتى أخذ شود و آن روایتى كه در نزد أصحاب تو شهرت ندارد و شاذّ است ترك شود زیرا حُكمى كه مُجمَعٌ علیه است حكم ماست و اتّفاقى است و شكّى در آن راه ندارد.»