اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان ماده و صورت در حرکت جوهری

14٬187
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی در باب انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه حکما و مرحوم صدرالمتألهین درباره چرایی عدم اخذ جنسیت از صورت آغاز می‌شود و با تحلیل جایگاه ابهام در ماده و نقش صورت نوعیه در فعلیت‌بخشی به آن ادامه می‌یابد. در ادامه، استاد با نقد و بررسی دیدگاه‌های موجود، به مسئله جوهریت نفس ناطقه به عنوان صورت نوعیه جسم می‌پردازند و این پرسش کلیدی را مطرح می‌کنند که چگونه می‌توان جوهریت نفس را با حیثیت تعلق آن به بدن جمع کرد. این مباحث در نهایت به نقد نقض‌های وارد شده بر قاعده حکما در باب حرکت جوهریه و تبیین حقیقت واحد وجود ختم می‌شود تا مخاطب با سیر منطقی تحول از ماده مبهم به فعلیت‌های مشخص آشنا شود.

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی در باب انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه حکما و مرحوم صدرالمتألهین درباره چرایی عدم اخذ جنسیت از صورت آغاز می‌شود و با تحلیل جایگاه ابهام در ماده و نقش صورت نوعیه در فعلیت‌بخشی به آن ادامه می‌یابد. در ادامه، استاد با نقد و بررسی دیدگاه‌های موجود، به مسئله جوهریت نفس ناطقه به عنوان صورت نوعیه جسم می‌پردازند و این پرسش کلیدی را مطرح می‌کنند که چگونه می‌توان جوهریت نفس را با حیثیت تعلق آن به بدن جمع کرد. این مباحث در نهایت به نقد نقض‌های وارد شده بر قاعده حکما در باب حرکت جوهریه و تبیین حقیقت واحد وجود ختم می‌شود تا مخاطب با سیر منطقی تحول از ماده مبهم به فعلیت‌های مشخص آشنا شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

15
  • حالا یک مثال ساده‌اى در اینجا بزنم فرض کنید یک شخصى فرزند عمرو است. به‌واسطۀ احترامى که عمرو دارد مردم هم او را احترام مى‌کنند و هر کاری بکند کاری به او ندارند و به ‌قول امروزی‌ها از هرچه پیگرد قانونى دارد مصون است چون فرزند مثلاً عمرو است هر کارى کند به او کارى ندارند. حالا فرض بکنید که اینکه فرزند عمرو است آمد و رفت یک خلافى کرد طبق قانون باید تعقیب بشود تا وقتى که در محکمه مى‌روند یک‌دفعه شناسنامه‌اش را بیرون مى‌آورد که آقا من فرزند عمرو هستم خب قاضى در اینجا چه‌کار کند؟! از یک طرف خلاف کرده و مستحق مجازات است و از یک طرف فرزند عمرو است! آیا در اینجا مى‌توانیم بگوییم که نه، ما الآن در اینجا به حیثیت خلافى که کرده نگاه مى‌کنیم و ما به فرزند عمروى نگاه نمى‌کنیم قاضى مى‌تواند این حرف را بزند؟! نه! فردا پدر قاضى را درمى‌آورند که چرا این فرزندِ عمرو بودن را از این وجود سلب کردى؟! اینکه سلب نمى‌شود هرجا برود فرزند عمرو است؛ در خانه‌اش باشد، در خیابان باشد، خلاف کند و یا کار ثواب بکند فرزند عمرو است! این فرزند عمرو بودن تا وقتى که از دنیا مى‌رود همراه با اوست. خب وقتى که همراه با اوست آیا مى‌شود لحظه‌اى را تصور کرد که انسان بتواند این دو حیثیت را از هم جدا کند و به‌خاطر آن حیثیت، او را مستحق مجازات بداند ولى به‌خاطر این حیثیت مثلاً به او نقل و شیرینى بدهد؟! از یک طرف او را چوب بزنند به‌خاطر اینکه خلاف کرده و از یک طرف شیرینى دهان او بگذارند به‌خاطر اینکه فرزند عمرو است؟! این کار را نمى‌کنند آن فرزند عمرو بودن حکومت دارد و بلکه بر آن حیثیات دیگر ورود دارد و جایى را براى خلاف اصلاً باقى نمى‌گذارد. وقتى که شما فرزند عمرو باشید اصلاً خلافى دیگر معنا ندارد و اصلاً متمشى نیست و تصور خلاف هم نمى‌شود کرد! آن ورود دارد و مى‌آید این را کنار مى‌گذارد.

/ 260