اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 10/2/1431

نسخه عربی

جلسه ۶۹۵

5
  •  در این وجود خارجی دو امر در این جا وجود دارد یكی وجود دارد دیگری وجود ندارد ولی قابل تصور است امر اول وجود دارد هم به عنوان همان حیثیت استعدادیه است به آن حساب گفته می‌شود و الّا نه این كه تكون خارجی داشته با شد امر اول صورت فعلیه‌ای است كه به واسطه وجود برای این چوب حاصل شده همینی كه داریم می‌بینیم كه پاسخ ما در این جا به نعم و به بله

  •  امر دوم حیثیت ابهامیه است نسبت به استعداد برای تبدیل شدن به صور مختلفه از اقسام فرض كنید كه كراسی باشد از اقسام ارش باشد الواح باشد و امثال ذلك كه آن صور نوعیه خارجیه گرچه وجود فعلی ندارند ولی وجود احتمالی دارند وجود احتمالی باعث می‌شود كه یك احتمال و ابهام برای همه آنها را داشته باشد پس جنس برای آنها همین خود خشبیت است صورت نوعیه آنها عبارت است از همان صورتی كه شما در خارج او را مشاهده می‌كنید پس صورت نوعیه نوع و وجود شیء كه بر این جنس كه به عنوان ابهام است آن حل می‌شود پس بنابراین شما جنسیت را دیگر كجا می‌توانید از آن صورت نوعیه بگیرید در حالتی كه در آن جنسیت حالت سعه‌ایی بود در آن صورت خارجیه كه همان صورت الشیء است اصلا منافاتی با جهت سعیی و اینها دارد با همدیگر فرق می‌كند چطور شما می‌توانید این را از آن اخذ بكنید.

  •  این پاسخی بود كه راجع به مشاء بنابر فلسفه مشاء مرحوم صدرالمتألهین دادند كه جنس را از ماده بدین لحاظ می‌شود اخذ كرد و لذا از صورت نمی‌شود اخذ كرد و انتزاع جنس كه از صورت این مستحیل است آن وقت ایشان یك پاسخ دیگری دادند كه آن پاسخ این بود كه به طور كلی اصلا مسئله جنس و فصل و به طور كلی صورت و ماده دو امر ذاتی یكدیگر است در باب ایساغوجی و اینها نیستند بلكه اینها دو امر جدا هستند كه عارض بر یكدیگر می‌شوند به عنوان عرض لازم یعنی ماده بدون صورت نمی‌شود و صورت بدون ماده نمی‌شود هر دو بر همدیگر عرض می‌شوند منتهی در عرضیت تفاوت می‌كند در سعه و ضیق در عرضیت. ماده وقتی می‌خواهد عارض بر صورت بشود جنبه سعه‌ایی دارد یعنی هم بر این صورت عارض می‌شود هم بر صورت دیگر بر هر دوی اینها عارض می‌شود یعنی هم می‌تواند این صورت را به خود بگیرد و هم می‌تواند به صورت دیگر دربیاید این چوبی كه الان در این جا هست هم می‌تواند به شكل كرسی دربیاید صندلی دربیاید هم می‌تواند به شكل تخت دربیاید ولی دیگر آن صندلی كه در آن جا هست در عروضش نسبت به این دیگر چیست؟ این خاص است آن صندلی نمی‌تواند به شكل دیگری دربیاید این همین است فقط صندلی برای خودش یك شكل و شمایل خاصی دارد یك هیئت وضعیه خاصی دارد دسته باید این طوری باشد پشتش باید این طوری باشد با این خصوصیات می‌تواند آن چوب را به استخدام بگیرد و در قالب آن صندلی خود را عرضه كند پس او نسبت به این صورت نوعیه می‌شود خاص این نسبت به او می‌شود عام و هیچ كدام ذاتی یكدیگر نیستند وقتی ذاتی نبودند آن وقت چطور می‌توانید جنس را از صورت نوعیه اخذ كنید آن چه كه باعث می‌شود حقیقت جنسیه و مادیه از مقام ابهام خارج بشود آن برمی‌گردد به حقیقت الوجود.