اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 10/2/1431

نسخه عربی

جلسه ۶۹۵

3
  •  خب در اینجا بجای این كه بنشیند همین طور از این اصول و از آن چه را كه خوانده و اینها در مقابل مولا اقامه دلیل كند بخصوص اگر مولا خودش اهل این حرفها نباشد كه جوابش را بدهد بلند می‌شود یكی می‌زند در گوشش می‌گوید مردیكه بلند شو برو آن چه را كه گفتم بخر و من نه اصول و نه برائت و نه این چیزها سرم نمی‌شود بلند شو برو و الا ... فعلا بلند شو برو یك كیلو سبزی را بخر بیاور كه كار به جاهای دیگر و كتك‌های بدتر و طرد و ... نرسیده چرا این حالت برای مولا حا صل می‌شود؟ به خاطر این كه او هم می‌داند كه در ذهن خود متشخص است ابهامی باقی نگذاشته، خب گفتم برو سبزی بخر نگفتم بلند شو برو یك گاو بخر بردار بیاور كه بگویی این جا هست نیست مگر این جا طویله هست سبزی هم در هر جایی پیدا می‌شود و مشخص كردم برای تو گفتم سبزی بخر نه برو پرتغال بخر سبزی بخر نه این كه برو هندوانه بخر او هم می‌فهمد كه این آن چه را كه در ذهن است مبهم نیست كاملا مشخص است ما در اینجا می‌گوییم به عنوان امرمشترك یك حقیقت سعه‌ایی كه دلالت بر مصادیق متعدده‌ای می‌كند پس بنابراین باید این حقیقت جنسیه مبهم باشد و متعین نباشد و الا مصداق خارجی او مشخص نخواهد بود این را ما داریم الان بیان می‌كنیم ولی اگر به خود نفس آن صورت ذهنیه توجه كنیم می‌بینیم آن صورت ذهنیه دارای ابهام نیست بلكه خود او دارای تشخص است این تشخص تشخص وجودی است یعنی آن چه كه می‌آید و به این صورت ذهنیه تشخص می‌دهد و او را از ابهام خارج می‌كند عبارت است از نفس الوجود.

  •  پس نفس الوجود كه همان مشخصه است و رافع ابهام است و مانع اجمال است و دافع جهل است آن نفس الوجود بیاید در هر جا كه ظهور پیدا كند آن جا را از ابهام خارج می‌كند چه در مقام ذهن و تعقل باشد یا در مقام خارج و تعین باشد آن نفس الوجود در هر جا كه تحقق پیدا كرد در آن جا می‌شود رافع ابهام.