
بررسی جایگاه نفس در مقوله جوهر
تحلیل حقیقت وجودی و نقد دیدگاههای فلسفی پیرامون تجرد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبناییِ جایگاه نفس در مقولات فلسفی پرداخته و اشکال مرحوم علامه طباطبایی به مرحوم آخوند ملاصدرا مبنی بر اندراج نفس در تحت مقوله جوهر را واکاوی میکنند. بحث با تبیین حقیقت وجودی نفس و نقد قاعده «کل ممکن زوج ترکیبی» آغاز میشود و استاد با تفکیک میان ترکیبهای مادی و حقایق مجرد، به این نتیجه میرسند که نفس و سایر موجودات مجرد، دارای «انیت صرفه» هستند و ماهیت به معنای حدّ وجود، امری جدا از نفسِ وجود نیست. در ادامه، با استناد به آیات و روایات، به کیفیت ظهور حقایق مجرد در مظاهر مادی اشاره شده و این حقیقت تبیین میشود که تمام موجودات در مراتب مختلف، دارای تجرد هستند. در نهایت، استاد با تأکید بر لزوم اصلاح مبانی فلسفی بهجای تخریب آنها، به اهمیتِ سلوک عملی و اعراض از دنیا در سیره بزرگان اشاره میکنند.
بررسی جایگاه نفس در مقوله جوهر
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبناییِ جایگاه نفس در مقولات فلسفی پرداخته و اشکال مرحوم علامه طباطبایی به مرحوم آخوند ملاصدرا مبنی بر اندراج نفس در تحت مقوله جوهر را واکاوی میکنند. بحث با تبیین حقیقت وجودی نفس و نقد قاعده «کل ممکن زوج ترکیبی» آغاز میشود و استاد با تفکیک میان ترکیبهای مادی و حقایق مجرد، به این نتیجه میرسند که نفس و سایر موجودات مجرد، دارای «انیت صرفه» هستند و ماهیت به معنای حدّ وجود، امری جدا از نفسِ وجود نیست. در ادامه، با استناد به آیات و روایات، به کیفیت ظهور حقایق مجرد در مظاهر مادی اشاره شده و این حقیقت تبیین میشود که تمام موجودات در مراتب مختلف، دارای تجرد هستند. در نهایت، استاد با تأکید بر لزوم اصلاح مبانی فلسفی بهجای تخریب آنها، به اهمیتِ سلوک عملی و اعراض از دنیا در سیره بزرگان اشاره میکنند.
بررسی جایگاه نفس در مقوله جوهر
13ایشان مىخواستند با چند نفر یک مسافرتى بروند بعد یک نفر در آن جمعیت بود و یکدفعه ایشان تا متوجه شدند که فلان شخص در آن جمعیت است باطل کردند و مسافرت را لغو کردند بعداً به یک نفر گفتند که من چه مسافرتى بکنم با یک فردى که دقیقه به دقیقه مىخواهد چشم من به او بیفتد؛ به این شخص مخالف و چیز. این دیگر مسافرت نیست؛ مسافرتى که بخواهم انجام بدهم و هر روز و شب چشمم به همچنین آدمى بیافتد براى چه بلند شوم بروم؟! قیافۀ این آقا را ببینم؟! لذا اصلاً سفر زیارتی را کنسل کردند و اصلاً نرفتند. بله، دلیل ندارد آدم با یک نفر مسافرت برود که آدم معاندى است آدم فلان است این سفر نیست مدام خاطرات مدام خاطرات... اینها که غیر از تولید خاطرات فاسده و اغتشاش ذهن، کار دیگرى انجام نمىدهند. الحمدلله برکت اینطور نفوس همین است حالا آدم بلند شود با اینها سفر زیارتى برود! اینکه زیارت نمىشود کوفتش مىشود! مگر مجبورى بروى خب نرو! یک دفعۀ دیگر برو! یک وقت برو که کسى نیست. ایشان نمىرفتند. ایشان خیلى مراعات این جهات را مىکردند، خیلى!
من یک وقت گفته بودم اگر ما چشممان به اینها نیفتاده بود مثل مرحوم آقا و بزرگان و اینها چطورى مىخواستیم در این دنیا زندگى کنیم با این هجوم شخصیتهاى مختلف و افکار مختلف و سلیقههاى مختلف؟! اقلاً خدا یک مواردى نشان ما داد یک چندتایى نشان ما داد که ما بفهمیم که چه باید کرد. خود ایشان هم مىفرمودند: اگر ملاقات ما نبود با امثال مرحوم علامه طباطبائى و یکى دو سه نفرى که بودند معلوم نبود که بتوانیم با آنچه که دیدیم در آن موقع به آن مسیرمان ادامه بدهیم. علامه طباطبائى آمد و نشان داد که هستند افرادى که مىشود انسان نسبت به راهش اطمینان خاطر پیدا کند والاّ ماشاءالله...
اللهم صل علی محمد و آل محمد
