اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت نوریه و سکون ملائکه

تفاوت اضطراب شیاطین با آرامش اولیاء در مسیر بندگی

14٬377
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه حقیقت نوریه در عالم وجود می‌پردازند و با استناد به مبانی عرفانی، هستی را تجلی نور واحد الهی معرفی می‌کنند. ایشان با تفکیک میان سکون و طمأنینه ملائکه در تدبیر امور و اضطراب و تشویش شیاطین در نقشه‌کشی‌های نفسانی، مسیر صحیح بندگی را ترسیم می‌نمایند. در این گفتار، با نقد تخیلات و توهمات روزمره که همچون پرده‌ای مانع از درک مواهب غیب می‌شود، بر لزوم حرکت در پشت اراده و مشیت الهی تأکید شده است. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های تاریخی و عرفانی، نگاه عاریه‌ای اولیاء خدا به دنیا و حوادث آن را در مقابل نگاه مالکانه و مضطربانه اهل غفلت قرار می‌دهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر اینکه حوادث عالم، زمینه‌ساز کنار رفتن موانع و ظهور حقیقت نوریه است، مخاطب را به آرامش در مسیر کمال و پرهیز از درگیری‌های بیهوده با ظواهر امور دعوت می‌کند.

حقیقت نوریه و سکون ملائکه

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه حقیقت نوریه در عالم وجود می‌پردازند و با استناد به مبانی عرفانی، هستی را تجلی نور واحد الهی معرفی می‌کنند. ایشان با تفکیک میان سکون و طمأنینه ملائکه در تدبیر امور و اضطراب و تشویش شیاطین در نقشه‌کشی‌های نفسانی، مسیر صحیح بندگی را ترسیم می‌نمایند. در این گفتار، با نقد تخیلات و توهمات روزمره که همچون پرده‌ای مانع از درک مواهب غیب می‌شود، بر لزوم حرکت در پشت اراده و مشیت الهی تأکید شده است. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های تاریخی و عرفانی، نگاه عاریه‌ای اولیاء خدا به دنیا و حوادث آن را در مقابل نگاه مالکانه و مضطربانه اهل غفلت قرار می‌دهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر اینکه حوادث عالم، زمینه‌ساز کنار رفتن موانع و ظهور حقیقت نوریه است، مخاطب را به آرامش در مسیر کمال و پرهیز از درگیری‌های بیهوده با ظواهر امور دعوت می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت نوریه و سکون ملائکه

7
  • لزوم بیان مطالب اصلاحى

  • ما همین چند روز پیش جایى رفته بودیم یک بنده خدایى پیرمردى هم بود، آدم خیلى خوبى هم بود مى‌گفت که آقا بالأخره آخر این مسائل و قضایایى که پیدا مى‌شود چه مى‌شود؟! ما مدام مى‌خواستیم [جواب ندهیم] آقا هرچه مى‌شود به من چه؟! بیا کار خودمان را بکنیم. مى‌گفت که آقا نشد جواب ما را ندادى! آخرش گفتم که آخرش هرچه مى‌شود اصلاً تو زنده‌اى؟! تو مرده‌اى؟! تو چه هستى؟! تو از فردایت خبر ندارى، پیر هم هستى و خلاصه دیگر وجنات نشان مى‌دهد که باید الرحمن و حلوا را جور کنى! ولى ما باید چه کنیم؟! چه‌کار داریم فردا و پس‌فردا چه مى‌شود و دو سال دیگر چه مى‌شود، عین اینها که نشسته‌اند سال دیگر امام زمان ظهور مى‌کند ده سال دیگر [ظهور می‌کند] بعد هم خودشان مى‌روند نه امام زمان ظهور کرد و نه هیچى. با این چیزها که ما نباید با مردم صحبت بکنیم.

  • باید مطالبى که گفته مى‌شود مطالب اصلاحى باشد! ما در این دنیا نیامدیم که ظهور حضرت را ادراک بکنیم و اگر ادراک نکنیم عمرمان بر باد رفت! ما در این دنیا آمدیم به کمال برسیم 1200 سال این‌همه اولیاء و عرفا آمدند و ظهور حضرت را هم ادراک نکردند و همه با کمال از این دنیا رفتند و یا در آن‌طرف کامل شدند. به ظهور حضرت چه مربوط است؟! آن یک اراده و مشیت خدا است هروقت بخواهد انجام مى‌شود. آن بزرگانى که آمدند و به مقام خلّصین و صالحین و مخلصین رسیدند مگر آنها ظهور حضرت را ادراک کردند؟! بله، اگر قرار بر اتحاد نفس و اتحاد قلب باشد هیچ ‌لحظه از آن حضرت جدا نبودند و همیشه آن حضرت در کنار آنها بوده و تمام امور آنها را خود حضرت متکفل بوده است. از این نظر بله، ولى خب نه به این معنا.

  • حالا اگر فرض کنید که به امیرالمؤمنین علیه‌السّلام بگویید که بابا یک ساعت شما بالاى منبر رفتید و مردم را تهییج و تحریض کردید که جهاد چیست و همۀ اینها را گفتید، بالأخره آخرش بگو ببینیم بابا ما یک قلقلکى در دلمان مى‌آید یک چیزى مى‌آید بالأخره بفهمیم لیطمئنَّ قَلبى باشد. بفهمیم که آخر این قضیه چیست. مى‌گوید که آخرش هیچ، مى‌رویم آنجا بدون نتیجه برمى‌گردیم! منتها به کسى نگویى چون تکلیف به‌هم مى‌خورد! تکلیف این است که این عمل انجام بشود. این را من مى‌دانم تو هم به کسى نگو، چندتا دیگر هم هستند و آنها هم خودشان مى‌دانند. سلمان و اینها هم مى‌دانند آنها خبر دارند.

/