
حقیقت نوریه و سکون ملائکه
تفاوت اضطراب شیاطین با آرامش اولیاء در مسیر بندگی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه حقیقت نوریه در عالم وجود میپردازند و با استناد به مبانی عرفانی، هستی را تجلی نور واحد الهی معرفی میکنند. ایشان با تفکیک میان سکون و طمأنینه ملائکه در تدبیر امور و اضطراب و تشویش شیاطین در نقشهکشیهای نفسانی، مسیر صحیح بندگی را ترسیم مینمایند. در این گفتار، با نقد تخیلات و توهمات روزمره که همچون پردهای مانع از درک مواهب غیب میشود، بر لزوم حرکت در پشت اراده و مشیت الهی تأکید شده است. استاد با بهرهگیری از مثالهای تاریخی و عرفانی، نگاه عاریهای اولیاء خدا به دنیا و حوادث آن را در مقابل نگاه مالکانه و مضطربانه اهل غفلت قرار میدهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر اینکه حوادث عالم، زمینهساز کنار رفتن موانع و ظهور حقیقت نوریه است، مخاطب را به آرامش در مسیر کمال و پرهیز از درگیریهای بیهوده با ظواهر امور دعوت میکند.
حقیقت نوریه و سکون ملائکه
4تشویش و اضطراب؛ کار شیاطین
حضرت مىفرمایند که شیاطین در حال اضطراب هستند و همهاش در حال تشویش هستند که آى اینطور نشود، آى اینطور بشود، آى چطور بشود، این اضطراب و قلق انسان را همینطور میخکوب مىکند! نماز با اضطراب و قلق یک ده شاهى ارزش ندارد! روزۀ با اضطراب و قلق بهاندازۀ یک قِران نمىارزد! حج با اضطراب و همینطور همۀ اعمال اعم از انفاقها، روزهها، عبادتها، نماز شبها و ذکرها تمام اینها بهاندازۀ پنج شاهى نمىارزد درصورتىکه شخص در اضطراب باشد و فکرش جاى دیگر باشد؛ فکرش در حال نقشهکشى براى این و آن باشد؛ آن را اینطورى بگوییم و این را آنطورى بگوییم و بین این و آن را اینطورى بههم بزنیم و چهکار بکنیم. اینها کار شیاطین است. شیاطین اینطور هستند؛ شیاطین هم حرکت مىکنند. ﴿وَإِنَّ ٱلشَّيَٰطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰٓ أَوۡلِيَآئِهِمۡ﴾1 آنها هم همینطور هستند. آنها هم مُدبّرات خلقا دارند و مُدبّرات امرا برای ملائکه است. شیاطین هم مدبر هستند. بالأخره این جنابِ آدم عوضى باید از یک جایى اشراب بشود و ساپورت بشود و خلاصه باید از یک جایى مسائل را به او برسانند. خب ملائکه که نمىآیند به او کلک، حقهبازى، دروغ و تقلب را برسانند. چه کسی مىرساند؟! جناب أعلیحضرت شیطان! شیطان و جنودش مىآیند و دورش را مىگیرند و میگویند: فدایت شوم، قربانت بگردم، عزیزم تابهحال کجا بودى، بیا بابا پیش خودمان و شروع مىکنند راههاى کلک را به او مىآموزند درحالیکه او نشسته است! گاهى اوقات نشستهاید بهنظرتان یکدفعه یک فکرى مىآید که اِ عجب این چیز خوبى است و من راستراستى از این غافل بودم که این کار را انجام بدهم اما گاهى اوقات هم یک چیز کلک در ذهن مىآید، خب این کلک از کجا آمد؟ از این جناب شیطان! همین جناب شیطان، چون ملائکه که نمیآیند در کلۀ انسان کلک راه بیندازند و ملائکه که نمىآیند به انسان تقلب یاد بدهند! کیفیت راه تقلب کردن را جبرئیل که نمىآید یاد بدهد! جبرئیل که اهل تقلب و دروغ نیست. جبرئیل صاف است و اینطرف و آنطرفش یکى است.
- . سوره انعام (6) آیه 121. امام شناسى، ج 2، ص 132:
«و شیاطین بهسوى دوستان خود خبر مىدهند.»
- . سوره انعام (6) آیه 121. امام شناسى، ج 2، ص 132:
