
کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی
تحلیل رابطه میان شدت صورت نوعیه و قابلیت ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت انفعال ماده از صورت نوعیه میپردازند. بحث با بررسی مبنای فلسفی تقابل میان شدت فعلیت صورت و میزان انفعال ماده آغاز میشود و با نقد دیدگاههای رایج درباره شرور و ظلمتِ ماده ادامه مییابد. در ادامه، استاد با بهرهگیری از مثالهای عینی و تجربی، به تشریح چگونگی تسخیر بدن توسط نفس میپردازند و نشان میدهند که چگونه با اشتداد صورت نفسیه، بدن از صلابت مادی خارج شده و به مطاوعه در برابر اراده روح میرسد. این سیر بحث به تبیین جایگاه مغز به عنوان واسطه ارتباطی روح و بدن و تفاوت مراتب ابدان اولیاء الهی با سایرین منتهی میشود. در نهایت، با تأکید بر ضرورت نگاه عارفانه در احکام و مدیریت جامعه، بر اهمیت جایگاه ولایت فقیه در درک حقایق باطنی و پرهیز از قضاوتهای صرفاً ظاهری تأکید میگردد.
کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت انفعال ماده از صورت نوعیه میپردازند. بحث با بررسی مبنای فلسفی تقابل میان شدت فعلیت صورت و میزان انفعال ماده آغاز میشود و با نقد دیدگاههای رایج درباره شرور و ظلمتِ ماده ادامه مییابد. در ادامه، استاد با بهرهگیری از مثالهای عینی و تجربی، به تشریح چگونگی تسخیر بدن توسط نفس میپردازند و نشان میدهند که چگونه با اشتداد صورت نفسیه، بدن از صلابت مادی خارج شده و به مطاوعه در برابر اراده روح میرسد. این سیر بحث به تبیین جایگاه مغز به عنوان واسطه ارتباطی روح و بدن و تفاوت مراتب ابدان اولیاء الهی با سایرین منتهی میشود. در نهایت، با تأکید بر ضرورت نگاه عارفانه در احکام و مدیریت جامعه، بر اهمیت جایگاه ولایت فقیه در درک حقایق باطنی و پرهیز از قضاوتهای صرفاً ظاهری تأکید میگردد.
کیفیت انفعال ماده از صورت در نظام هستی
20چرا؟ درحالىکه عمل یک عمل است و این زن هم همان است، این همان است. شما فاصلۀ زمانى را حذف کنید همین مىشود دیگر. چرا او وقتى پیش امیرالمؤمنین علیهالسّلام مىرود این برخورد را مىکند ولى وقتى که پیش من مىآید برمىدارم سنگسارش مىکنم و به تیرش مىبندم؟! چون او عارف است، او موحّد است، او دارد به جنبۀ دیگر نگاه مىکند و به خصوصیات دیگر نگاه مىکند که آن خصوصیات از دید من مخفى است و من فقط یک شرّ ظاهر و خلاف ظاهر را مىبینم و براساس خلاف ظاهر مىآیم حکم مىکنم ولى آن خصوصیات باطن که او اصل است، فراموش میشود و آن حیثیات باطن همه ازبین مىرود. به همین دلیل و به همین قضیه، احکام باید بر آن اساس مترتب بشود که در کجا چه باشد و در کجا نباشد. یکمرتبه ممکن است یک نفر که تا اینجا و پایینتر ریش دارد و داراى خصوصیات است آن فرد هزار بار مستحق اعدام بشود ولى این بیگناهها این مردم، اینهایی که بهخاطر لغزشها، جهل، نادانى، بچگى، جوانى و این حرفها [لغزشی کردند را اعدام میکنند].
آقا دختر هجدهساله را برداشتند اعدام کردند!! اِ اِ اِ دختر هجدهساله که دو سال قبلش شانزده سال بوده پانزده سال بوده نمىدانم حالا یک خلافى انجام داده صبر کردند تا بعداً [هجده سالش بشود.] آخر آقا اینکه اعدام ندارد! آن قاضى از شرع و از قضاوت چه مىفهمید که اعدامش کردند؟! اینها چیزهایى است که خلاصه خیلى جاى تأمل هست! امیرالمؤمنین علیهالسّلام دارد مىگوید که بابا بلند شو برو پى کارت، چه داری میگویی؟! هواى گرم مدینه به سرت زده است و آمدى اینها را مىگویى، بلند شو برو مالیخولیا گرفتى! بابا حالا آمده یک غلط و یک اشتباهى کرده، شیطان گولش زده و در آن موقع حالتى داشته نتوانسته خودش را کنترل بکند هزارتا علت و چیز وجود دارد. ما همینطور سیخکى که نمىتوانیم هر کسى آمد، فوری او را بگیریم و ببندیم و انجام بدهیم. اگر براى خودت هم مىآمد همین کار را مىکردى؟! اگر پسر خودت بود چهکار مىکردى؟! تمام بحار را دوره مىکردى تا جلوى اعدامش را بگیرى! تمام اصول کافى و فروع کافى را همه دوره مىکردى! تقریرات این و آن و همه را بههم مىچسباندى تا جلوى قضیه را بگیرى! حالا که نوبت مردم شد میگویی: بزن!! اینها چیز است آدم خیلى چیزها را خوب مىفهمد و خیلى متوجه مىشود که مسائلى هست و چه چیزهایى هست. براى همین ایشان و همۀ بزرگان بارها مىفرمودند که ولىّ فقیه باید عارف بالله باشد عارف بالله!! براى همین مسئله است.
