اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مُثل افلاطونی و جایگاه آن در علم عنایی

تبیین حقیقت اتصال حکما به عالم غیب و توحید افعالی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «مُثل افلاطونی» در نظام هستی و ارتباط آن با «علم عنایی» الهی می‌پردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و تعصب‌آمیز نسبت به آرای حکمای یونان آغاز می‌شود؛ رویکردی که مانع از درک حقیقتِ اتصالِ نفسِ این حکما به عالم غیب و ادراکِ حقایقِ هستی می‌گردد. استاد با تأکید بر لزوم قضاوت بی‌طرفانه و آزاداندیشی در مباحث علمی، بر این نکته پای می‌فشارند که حقیقت، منحصر به زمان یا مکان خاصی نیست و باید با نگاهی توحیدی به پدیده‌ها نگریست. در ادامه، ضمن اشاره به کیفیتِ سلوک و مراقبه در مسیرِ اتصال به مبدأ، تفاوت میان «تظاهر به ولایت» و «ولایتِ حقیقی» تبیین می‌شود. در نهایت، ایشان با بررسی رفتارهای اولیاء الهی، بر لزومِ تشخیصِ ملاکاتِ واقعیِ شرعی در افعالِ آنان تأکید کرده و حقیقتِ صدق و اخلاص را معیارِ اصلیِ تمیزِ ولیّ از غیرِ ولیّ معرفی می‌کنند.

مُثل افلاطونی و جایگاه آن در علم عنایی

7
  • تمیز ولیّ از غیر ولیّ

  • تلمیذ: اگر ولىّ تأدباً اشتباه کند، تمیز ولىّ از غیر ولىّ براى شخصى که جاهل به ولایت است چگونه است؟

  • استاد: آن کسى که ولىّ است اگر در یک جا اشتباه بکند در صد جاى دیگر درست مى‌کند و براى آن کسى که بخواهد به حق برود، او خودش آنچه را که در جاى خودش باید مطلب به او برسد خواهد رساند و اینجا دیگر اشتباه نمى‌کند و در ضمن مى‌آید براى اینکه خود او نسبت به راهش دچار تزلزل نشود یا نسبت به اطرافیان و اجتماع دچار مفاسدى نشود در بعضى جاها اشتباه هم مى‌کند ولى براى کسى که مى‌خواهد به‌دنبال مطلب و به‌دنبال حق برود و هم‌چنین در عرضۀ شخصیتى خودش به‌عنوان فردى که اطلاعى مافوق اطلاع سایرین دارد نه، ممکن است مطالبى را بیان کند و این‌طور نباشد که همیشه در مقام خفا باشد. آن دیگر تشخیصش با خودش است که در کجا اشتباه کند و در کجا به همان باطن و واقع خودش عمل کند. ما نمى‌دانیم چون ملاک در دست ما نیست که بفهمیم او الآن در اینجا تعمداً این اشتباه را کرده یا نه. آنچه را که با ملاک در دست ما هست آن ملاکاتى است که بیان کردند؛ اتصال قلب یا اطلاع بر مسائل علمى باید به حقیقت و واقعیت خودش باشد گرچه حالا اصطلاح و اینها را هم [حفظ] نداشته باشد و رعایت موازین شرع در رفتارها و در فراز و نشیب‌ها باید باشد.

  • مثلاً یکى از مواردى که همه مى‌دانند، چه مطالبى قبلاً راجع ‌به افراد صحبت مى‌شد و چه مسائلى مطرح مى‌شد و چه قضایایى نسبت داده مى‌شد که فلانى کیست، چطور است، اتصال دارد، از عالم غیب خبر دارد و عارف کذا و کذا است، ولى در قضایا و مسائلى که اتفاق افتاد همه دیدند که مسائل نفسانى عمل شد! یعنى روشن‌تر از این دیگر چیزى نبود؛ یعنى اگر این را نفهمیم اصلاً به‌طورکلی باب بسته است! یعنى براى بنده بعد از 54 سال اگر این قضیه [روشن نباشد] و بگویند که نه شما نفهمیدید، خب اگر من نفهمیدم‌ یعنى هیچ کسی در این عالم نمى‌فهمد!