
مُثل افلاطونی و جایگاه آن در علم عنایی
تبیین حقیقت اتصال حکما به عالم غیب و توحید افعالی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «مُثل افلاطونی» در نظام هستی و ارتباط آن با «علم عنایی» الهی میپردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و تعصبآمیز نسبت به آرای حکمای یونان آغاز میشود؛ رویکردی که مانع از درک حقیقتِ اتصالِ نفسِ این حکما به عالم غیب و ادراکِ حقایقِ هستی میگردد. استاد با تأکید بر لزوم قضاوت بیطرفانه و آزاداندیشی در مباحث علمی، بر این نکته پای میفشارند که حقیقت، منحصر به زمان یا مکان خاصی نیست و باید با نگاهی توحیدی به پدیدهها نگریست. در ادامه، ضمن اشاره به کیفیتِ سلوک و مراقبه در مسیرِ اتصال به مبدأ، تفاوت میان «تظاهر به ولایت» و «ولایتِ حقیقی» تبیین میشود. در نهایت، ایشان با بررسی رفتارهای اولیاء الهی، بر لزومِ تشخیصِ ملاکاتِ واقعیِ شرعی در افعالِ آنان تأکید کرده و حقیقتِ صدق و اخلاص را معیارِ اصلیِ تمیزِ ولیّ از غیرِ ولیّ معرفی میکنند.
مُثل افلاطونی و جایگاه آن در علم عنایی
8منشأ اعمال و افعال ظاهریه
تلمیذ: مسائل نفسانى از معاملات شرعى جداست؟ چون بحث ولایت مافوق شرع است دیگر و با ملاک شرعى که نمىشود ولایت را فهمید؟
استاد: نه، حقیقت ورود ملاکات شرع در نفس آن شخص، و شرع هم که شرع ظاهر نیست؛ منظور از شرع اتصال نفس و سرّ و ذات با ملاکات واقعیّه است که براساس آن اتصال، اعمال ظاهریه و افعال ظاهریه نشئت پیدا مىکند و وقتى که شما با او نشستید و حالات و رفتار خودش را در موارد مختلف متفاوت دیدید در آنجایى که یک قضیۀ خوشایند پیدا مىشود لبخند تا بناگوش مىآید و شروع به تواضع مىکند و صحبت و ما نیستیم و...! ولى وقتى در آنجایى که برخلاف مىآید چنان این ابرو هفت پیدا مىکند که اصلاً یک وضعیت خاص تشکیل مىدهد و کسی هم با جنابعالى دیگر نمىتواند حرف بزند و تا یک حرف بزند خفه شو و برو گم شو نصیبش میشود خب معلوم میشود که بابا همه کشک است و همه بیخود است! شما وقتى که آمدى عمل امیرالمؤمنین علیهالسّلام را مقایسه کردى و آمدى معاویه را دیدى، حالا معاویه بیاید بگوید که من ولىّ خدا هستم! شما از کجا مىفهمید؟! شما در دربارش مىروید خب جلوى شما که عرق نمىخورد! حالا آن یزید مىخورد ولى معاویه که جلوى شما نمىخورد، پشت سر مىرود مىخورد! میبینید که عمامه دارد بسیار خب. عبا میاندازد و ریشش هم تا اینجا [پایین] آمده است، اینهم از اینطرف. در مسجد هم میرود نماز مىخواند یک ﴿وَلَا ٱلضَّآلِّينَ﴾1 مىگوید که ششتا مثل شما نمىتواند بگوید! قشنگ نماز را با تمام اینها مىخواند و بعد هم دست در جیبش مىکند و به این و آن پول میدهد و به فقرا انفاق مىکند! این چیزهایى که انجام مىدهد [میبینید و میگویید که] عجب آدم خوبى است! مىگویند که معاویه فلان است، ما که والله چیزى ندیدیم!
- . سوره فاتحه (1) آیه 7.
