اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مُثل افلاطونی و جایگاه آن در علم عنایی

تبیین حقیقت اتصال حکما به عالم غیب و توحید افعالی

14٬422
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «مُثل افلاطونی» در نظام هستی و ارتباط آن با «علم عنایی» الهی می‌پردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و تعصب‌آمیز نسبت به آرای حکمای یونان آغاز می‌شود؛ رویکردی که مانع از درک حقیقتِ اتصالِ نفسِ این حکما به عالم غیب و ادراکِ حقایقِ هستی می‌گردد. استاد با تأکید بر لزوم قضاوت بی‌طرفانه و آزاداندیشی در مباحث علمی، بر این نکته پای می‌فشارند که حقیقت، منحصر به زمان یا مکان خاصی نیست و باید با نگاهی توحیدی به پدیده‌ها نگریست. در ادامه، ضمن اشاره به کیفیتِ سلوک و مراقبه در مسیرِ اتصال به مبدأ، تفاوت میان «تظاهر به ولایت» و «ولایتِ حقیقی» تبیین می‌شود. در نهایت، ایشان با بررسی رفتارهای اولیاء الهی، بر لزومِ تشخیصِ ملاکاتِ واقعیِ شرعی در افعالِ آنان تأکید کرده و حقیقتِ صدق و اخلاص را معیارِ اصلیِ تمیزِ ولیّ از غیرِ ولیّ معرفی می‌کنند.

مُثل افلاطونی و جایگاه آن در علم عنایی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «مُثل افلاطونی» در نظام هستی و ارتباط آن با «علم عنایی» الهی می‌پردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و تعصب‌آمیز نسبت به آرای حکمای یونان آغاز می‌شود؛ رویکردی که مانع از درک حقیقتِ اتصالِ نفسِ این حکما به عالم غیب و ادراکِ حقایقِ هستی می‌گردد. استاد با تأکید بر لزوم قضاوت بی‌طرفانه و آزاداندیشی در مباحث علمی، بر این نکته پای می‌فشارند که حقیقت، منحصر به زمان یا مکان خاصی نیست و باید با نگاهی توحیدی به پدیده‌ها نگریست. در ادامه، ضمن اشاره به کیفیتِ سلوک و مراقبه در مسیرِ اتصال به مبدأ، تفاوت میان «تظاهر به ولایت» و «ولایتِ حقیقی» تبیین می‌شود. در نهایت، ایشان با بررسی رفتارهای اولیاء الهی، بر لزومِ تشخیصِ ملاکاتِ واقعیِ شرعی در افعالِ آنان تأکید کرده و حقیقتِ صدق و اخلاص را معیارِ اصلیِ تمیزِ ولیّ از غیرِ ولیّ معرفی می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مُثل افلاطونی و جایگاه آن در علم عنایی

13
  • اینکه مى‌گویم که ملاکات شرع در نفس او حک شده باشد و اتحاد به‌نحو وحدت و عینیت پیدا کرده باشد، آن خودش را نشان می‌دهد! آن نیازى به این مسائل و برخوردها و جهت‌گیری‌ها ندارد. یک ملاک شرع من به شما بگویم؛ اگر کسى در حال خطبه کردن1 ‌باشد کراهت دارد انسان در آن خطبه دخالت کند و وارد این خطبه شود،2 وقتى که بنده با چشم خودم مى‌بینم که یک هم‌چنین قضیه‌ای انجام گرفته، چه بگویم؟! تمام شد! این چیزى است که در توضیح‌المسائل این را نوشته‌اند که وقتى پسرى یک موردى را مى‌خواهد و صحبت هم شده و هردو طرف بر این مسئله متمکّن شدند؛ یعنى قرار گرفته‌اند، یک شخصى بلند شود بیاید بگوید که نه آقا آن دختر را براى پسر من بدهید و بروید برای او چه‌کار کنید! خب معلوم است بابا اینها دکان و دستگاه است دیگر! اینکه دیگر نیازى به رمل و اسطرلاب انداختن ندارد! این قضیه روشن است. ولى در یک جاى دیگر همین ولىّ الهى که مى‌بینید، براى فرزند خودش آن‌چنان عمل مى‌کند که انسان مى‌گوید که این اصلاً قصد دشمنى با من را دارد والاّ این‌طور عمل نمى‌کرد؛ یعنى به‌نحوى برخورد، برخورد عادلانه و از روى واقع و حق است که اصلاً به ذهن انسان خطور نمى‌کند که او مى‌خواهد جانبی بگیرد و فقط رعایت مصلحت و مشیّت الهى را در اینجا براى خودش درنظر ‌قرار مى‌دهد.

  • حقیقت صدق اولیاء الله

  • بابا آدم یونجه نخورده است و مى‌فهمد! آنچه که براى ما ارزش داشت حالات مرحوم آقا اخبار از غیب و اینها نبود! اخبار از غیب را از دیگران هم شنیدم، خیلى از افراد هستند؛ حالا [مثلاً] سه‌تا درست و یکی [اشتباه]، از این‌طور مسائل هست. آنچه را که براى ما مهم بود، تست کردن ایشان در این موارد بود که مى‌دیدیم که این نفس، نفسى است که با عالم ملاکات وحدت پیدا کرده و مخلَص شده است نه مخلِص! متواضع نیست! حقیقت او حقیقت صدق شده است! این براى ما ارزش داشت ولى با غیر از اینها ارزش ندارد.

    1. . لغت‌نامه دخدا: «خِطْبَه: خواستگاری زن.»
    2. . المبسوط، ج 4، ص 218؛ جواهر الکلام، ج 30، ص 124.
/ 260