
تبیین علم عنایی حق و کیفیت ربط حادث به قدیم
تحلیل جایگاه صور علمیه در نظام هستی و نسبت آن با زمان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از پیچیدهترین مباحث فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان «علم عنایی حق» و «حقایق خارجی» میپردازند. بحث با نقد دیدگاه فلاسفه و حکما در تفکیک میان نشئه علمی و نشئه شهودی آغاز میشود و این پرسش مطرح میگردد که چگونه صور علمیه در علم عنایی حق، به حقایق عینی و متغیر تبدیل میشوند. استاد با تبیین ماهیت زمان و اعتباری بودن آن، توضیح میدهند که چگونه حقیقت ذاتیه حق، مافوق زمان است و صور علمیه اشیاء، ازلی و همراه با ذات حق وجود دارند. در ادامه، با نفی هرگونه جهل یا تغییر در ذات احدیت، این نکته تبیین میشود که خلقت، در واقع تنزل صور علمیه به عوالم پایینتر است. این جلسه با تأکید بر اینکه درک صحیح این رابطه، کلید حل شبهات مربوط به جبر و اختیار و کیفیت نزول حقایق است، به پایان میرسد.
تبیین علم عنایی حق و کیفیت ربط حادث به قدیم
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از پیچیدهترین مباحث فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان «علم عنایی حق» و «حقایق خارجی» میپردازند. بحث با نقد دیدگاه فلاسفه و حکما در تفکیک میان نشئه علمی و نشئه شهودی آغاز میشود و این پرسش مطرح میگردد که چگونه صور علمیه در علم عنایی حق، به حقایق عینی و متغیر تبدیل میشوند. استاد با تبیین ماهیت زمان و اعتباری بودن آن، توضیح میدهند که چگونه حقیقت ذاتیه حق، مافوق زمان است و صور علمیه اشیاء، ازلی و همراه با ذات حق وجود دارند. در ادامه، با نفی هرگونه جهل یا تغییر در ذات احدیت، این نکته تبیین میشود که خلقت، در واقع تنزل صور علمیه به عوالم پایینتر است. این جلسه با تأکید بر اینکه درک صحیح این رابطه، کلید حل شبهات مربوط به جبر و اختیار و کیفیت نزول حقایق است، به پایان میرسد.
تبیین علم عنایی حق و کیفیت ربط حادث به قدیم
10پس همانطورىکه خود ذات أحدیت داراى ثبات ذاتى است و زمان در او راه ندارد، انتقاش صور اعیان خارجى مثل صورت این مجلس هم در ذات أحدیت مسبوق به زمان نیست؛ یعنى وقتى که مىگوییم: در علم عنائى حق این اشیاء وجود دارند در آن علم عنائى [زمان وجود ندارد]. من این مسئله را در کیفیت علم عنائى اگر رفقا دیده باشند در این سه مقدمه بر علم، در کتاب افق وحى توضیح دادهام و گفتهام که افرادى که معتقد به این مطالب شدند چه اشتباه مهمى براى آنها پیدا شده است.1
سرّ نزول دفعتاً و تدریجى قرآن
در آنجا گفتم که وقتى مىخواهیم این مطالب را بخوانیم باید از صفحۀ اول شروع کنیم و به صفحۀ آخر این کتاب برسیم تا صفحۀ اول را نخوانیم نمىتوانیم صفحۀ دوم آن را متوجه بشویم ولى براى کسى که این کتاب را تألیف کرده هم صفحۀ اول و آخر دارد؟ نه دیگر همۀ کتاب بهصورت یک واحد مجموعى در سینهاش است و او نسبت به همۀ کتاب در آنِ واحد اطلاع و اشراف دارد نهاینکه صفحۀ اول مقدم بر صفحۀ دوم [باشد] و براى اینکه بخواهد کتاب را مرور کند بگوید که صبر کن من صفحهها را ورق بزنم، صفحۀ یک، دو، نه نیست بروم صفحۀ سیزده، چهارده، پانزده، نه اینجا هم نیست. صفحۀ هفده و هجده بروم و بگویند که بابا چه خبر است مدام باید صبر کنیم؟! [بگوید] که بابا هشتصد صفحه کتاب است صبر کن نیم ساعتى یکى یکى تورق کنم. نه اینطور نیست بلکه تا مىگویند که این شعر را در این کتاب آوردى؟ میگوید که بله در صفحۀ 435 آوردم. اینکه تا میپرسند او جواب میدهد چرا اینطوری است؟ چون تمام مطالب کتاب بهنحو دفعة واحدة الآن در نفسش هست ولى براى شما بگویند که این شعر [کجاست]؟ مىگویید که من این کتاب را نخواندم باید از اول بسم الله شروع کنید صفحۀ اول، چون لعلّ اینکه در صفحۀ دوم باشد و شما رد کرده باشید، اول، دوم، سوم، چهارم، این همان چیزى است که اینها نفهمیدند که قرآن که بر پیغمبر دفعتاً یا تدریجى نازل شد سرّش این است، نه آن چرت و پرتهایى که برداشتند گفتند.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به افق وحى، ص 181.
