
تبیین علم عنایی حق و کیفیت ربط حادث به قدیم
تحلیل جایگاه صور علمیه در نظام هستی و نسبت آن با زمان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از پیچیدهترین مباحث فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان «علم عنایی حق» و «حقایق خارجی» میپردازند. بحث با نقد دیدگاه فلاسفه و حکما در تفکیک میان نشئه علمی و نشئه شهودی آغاز میشود و این پرسش مطرح میگردد که چگونه صور علمیه در علم عنایی حق، به حقایق عینی و متغیر تبدیل میشوند. استاد با تبیین ماهیت زمان و اعتباری بودن آن، توضیح میدهند که چگونه حقیقت ذاتیه حق، مافوق زمان است و صور علمیه اشیاء، ازلی و همراه با ذات حق وجود دارند. در ادامه، با نفی هرگونه جهل یا تغییر در ذات احدیت، این نکته تبیین میشود که خلقت، در واقع تنزل صور علمیه به عوالم پایینتر است. این جلسه با تأکید بر اینکه درک صحیح این رابطه، کلید حل شبهات مربوط به جبر و اختیار و کیفیت نزول حقایق است، به پایان میرسد.
تبیین علم عنایی حق و کیفیت ربط حادث به قدیم
4زمان، یک حقیقت سیّال
بنابراین زمان عبارت از یک حقیقت سیّال است که آن حقیقت سیّال یک واقعیت سیّال است که آن واقعیت سیّال وجود هر آنِ فرضى است، نه آنِ خارجى، چون آنِ خارجى نداریم و هر آنِ خارجى را که تصور کنید خودش مشمول حرکت است و هیچگاه در این مدت 24 ساعت آنى را در زمان پیدا نمىکنید که ساکن باشد، نه! بلکه خود او هم مشمول است، اگر ساکن باشد به معناى قطع این ماهیت زمانیّه است؛ قطع متأخر از متقدّم. این به یک نحوه مستمر که الآن وجود دارد از کجا نشئت مىگیرد؟ آنچه را که الآن مشاهده مىکنیم که یک عقربهاى است از ساعت دوازده حرکت مىکند و مىآید و مىرود و دوباره به دوازده ختم مىشود و یک دقیقه را تشکیل مىدهد، قطعاً در ذهن و نفس ما واقعیتی به نام زمان را بهوجود مىآورد که ما این واقعیت و حقیقت را احساس مىکنیم که علاوۀ بر اصل حقایق خارجیه گذشتى هم در اینجا هست؛ یعنى هم این واقعیت وجود دارد ...، به این لیوان آبى که در دست من است که زمان نمىگویند بلکه به این لیوان مىگویند و به [مایع] درون آن آب مىگویند. هم یک واقعیتى به نام لیوان و آب داریم و همینطور یک واقعیت به نام زمان داریم. مىگوییم که یک دقیقه این لیوان در دست من بوده است. خود لیوان در دست من، یک مطلب است و یک دقیقه بودنش مطلب دیگرى است و این دو با همدیگر متفاوت است. لذا ما بر آن حساب بار مىکنیم و مسائلمان را بر آن مترتب مىکنیم و معاملاتمان را بر این قضیه مىگذاریم. [میگوییم که] آقا این پولى که مىخواهى بدهی، مدتدار است یا نه؟ مىگوید که آقا اصلاً زمان اعتباری است و این حرفها چیست پى کارت برو! مىگوییم که بابا خیلى خب پى کارم مىروم. حالا زمان اعتبارى است اما اصل پول که اعتبارى نیست! پول را که خوردی رد کن بیاید، بابا! مرتیکه پول را بردار بیاور. مىگوید: وقتى که پول هم در بستر زمان است او هم اعتبارى مىشود! بنابراین پول را بالا بکش، هرچه گرفتى [بالا بکش] ولى موقعى که از تو مىگیرند [اینطور نیست] و همهچیز حقیقت پیدا مىکند! چنان حقایقى پیدا مىکند [مثل] سدّ سکندر! ولى وقتى که تو از مردم [پول] مىگیرى اینطور نیست هم زمانش و هم پولش و هرچه که در بستر زمان است اعتبارى مىشود و میگویی که مگر اینها را نخواندهاید؟! بلند شوید پى کارتان بروید دیگر! زمان یک واقعیتى است که شما این را ادراک مىکنید. صحبت و عرض بنده این است که در کجاى این مسئله زمان نهفته است؟ یعنى وقتى که شما ماهیت این لیوان را نگاه مىکنید، در ماهیت لیوان کائوچو بودن به اضافۀ زمان نیست که اگر زمان را از آن بردارید این کائوچو تبدیل به یک مایع و سیلان بشود بلکه ممکن است در این ترکیباتى باشد که [اینطور] بشود و اگر شما یکى از این ترکیبات را بگیرید این دیگر لیوان نخواهد بود و تبدیل به شىء دیگرى خواهد شد. ولى آیا در این لیوان زمان هم دخالت دارد؟ مکان هم در آن هست؟ یعنى وقتى که کارخانه دارد این لیوان را مىسازد و بیرون مىدهد فرض کنید یک جزءِ آن پلاستیک است و یک جزءِ آن نمىدانم چیست خلاصه از این اجزایی که این لیوان را تشکیل دادهاند در یکی از آنها هم یک مقدارى زمان و مکان در این مخلوط و معجون مخلوط کرده است منتها چشم حلالزاده این زمان و مکان را مىبیند! و افرادِ غیر [حلالزاده] نمىتوانند این را مشاهده و تصور کنند! به این کیفیت هم که نیست.
